این دو تا ویدئو شما رو برای ادایی بستن شال و روسری تا ابد نجات میده ✨✨✨✨
تغییر مود من خیلی سریعه:)
یعنی میتونم در همون حینی که باهات دعوا میکنم، پشیمون شم
و غالبا همون وقتی که باهات قهرم دلم برات تنگ شده
امروز میلاد امام جعفر صادق (ع) هست
که روز بسیار ارزشمندی برای منه 💚
چون اسم همسرشون حمیده بوده
مذهبشون هم جعفری
ایهی ایهی ایهی😆
هدایت شده از دفترچهیقبلی؛ هیچیِجدید
خود را شبی در آینه دیدم، دلم گرفت
از فکرِ اینکه قد نکشیدم دلم گرفت
از فکرِ اینکه بال و پری داشتم ولی
بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت
از اینکه با تمامِ پساندازِ عمرِ خود
حتّی ستارهای نخریدم دلم گرفت
کمکم به سطحِ آینهام برف مینشست
دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت
دنبالِ کودکی که در آن سویِ برف بود
رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت
نقّاشیام تمام شد و زنگِ خانه خورد
من هیچ خانهای نکشیدم دلم گرفت
شاعر کنارِ جو گذرِ عمر دید و من
خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت!
مجهولات
استادمون برا اینکه منو وادار کنه به نوشتن، در آخرین اقدام خودش بهم موضوع میداد و میگفت امشب هرچن
استادم موضوع رو تغییر داد🦦
فعلا با نوشتههای قبلی ادامه میدیم
مجهولات
گاهی واقعا تعجب میکنم چطور هنوز زنده مانده است! کتاب... این موجود فوقالعادهی مهجور که همیشه و د
از قبل زبان باز کردن با کتاب مأنوس بودم. مادرم برایم میخواند. کمکم که به حرف آمدم، خودم صفحات کتاب کودکانه را با توجه به تصویرش از حفظ میخواندم.
اما اولین برخورد جدیام با مقوله رمان، در ۹سالگی و با رمان فانتزی-تخیلی "سیاه دل" بود! هنوز طعم شیرین خواندنش زیر زبانم هست. عمه کتاب را از کانون پرورش فکری قرض گرفته بود و به من داد که بخوانم و دو هفته دیگر تحویلش دهم. اما کتاب را که شروع کردم، دیگر جز به ضرورت کنارش نگذاشتم و در سه روز، ۴۰۰صفحه رمان را یکسره خواندم!
حتی به خاطر دارم مادر و پدرم این ذوق و جهد عجیب من را که دیده بودند، نسبت به محتوای کتاب حساس شدند و اصرار میکردند داستانش را تعریف کنم و بدهم تورق کنند...
"صد نوشتار کاملا بیربط درباره #کتاب"
https://eitaa.com/himayejan/21333
اون بنده خدایی ام که به من گفته بود هفته گذشته بچهاش سقط شد:)
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زینالدین:
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید،
آنها شما را نزد اباعبدالله یاد میکنند.
- فرقی نکردی
- قبلا ام خوشگل بودی
- چطور نماز میخونی؟
- بیکار بودی این بلا رو سر خودت بیاری؟
- سکوت و به روی خود نیاوردن
- وا هنوز چسب میزنی؟
- من که هر بار دخترم گفت، گفتم نه!
- الحمدلله اینقدر دارید که خرج این چیزا کنید
- خوب بودیا.. تو وسواس افتادی!
- اتفاقا نمک قیافهات به دماغت بود
- نوک بالا نکردی؟ خوکی.. نه چیزه عروسکی؟
- حداقل خوکی میکردی معلوم شه این همه هزینه کردی هرهرهرهر
- ولی خرخر میکنیا! (سرما خوردم)
- حالا شکستگی که بهااااانهاس
- الحمدلله ما رو اونی که باید میپسندید با همین دماغ پسندید
همه حرفاشون از رو دلسوزی و علاقهاس☺️💓