eitaa logo
مجهولات
325 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
790 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
کلاسای آزمایشگاه‌مون حضوری شد🥹✨️
هدایت شده از خویش نویس
للحق هیچ جامعه‌ای فقط در روزهای آرامش شناخته نمی‌شود. شخصیت واقعیِ یک ملت، معمولاً در لحظه‌های فشار آشکار می‌شود؛ زمانی که ترس، ناامنی و ابهام، زندگی روزمره را مختل می‌کنند و جامعه ناچار می‌شود میان فروپاشی روانی و همبستگی جمعی، یکی را انتخاب کند. در چنین لحظه‌هایی، بسیاری از قضاوت‌های قطعی درباره‌ی مردم رنگ می‌بازند. جامعه‌ای که شاید در ظاهر خسته، معترض یا فرسوده به نظر برسد، ناگهان ظرفیتی از انسجام و تعلق را بروز می‌دهد که در شرایط عادی کمتر دیده می‌شود. ایرانِ این روزها نیز تجربه‌ای از همین جنس را پشت سر گذاشت. جامعه‌ای که سال‌ها زیر فشار تورم، نااطمینانی اقتصادی، شکاف‌های اجتماعی و فرسایش اعتماد عمومی زندگی کرده بود، با آغاز فضای جنگی وارد وضعیت متفاوتی شد. در میانه‌ی اضطراب، تهدید و اخبار مداومِ ناامن‌کننده، بخشی از مردم تصمیم گرفتند صرفاً تماشاگر نباشند. به خیابان آمدند، پلاکارد در دست گرفتند، حضور پیدا کردند و در فضایی که سایه‌ی بمب و باروت بر آن سنگینی می‌کرد، از دل و جان برای چیزی ایستادند که آن را «کشور» می‌نامیدند. این حضور را نمی‌توان صرفاً واکنشی احساسی یا محصول هیجان لحظه دانست. وقتی مردمی برای هفته‌ها، در شرایطی آمیخته به ترس و بی‌ثباتی، همچنان در صحنه می‌مانند، در واقع نوعی پیام اجتماعی تولید می‌کنند. پیامی که فقط درباره‌ی امنیت نیست؛ درباره‌ی تعلق است. درباره‌ی این‌که حتی در جامعه‌ای پر از اختلاف و نارضایتی، هنوز نوعی پیوند عاطفی و تاریخی وجود دارد که در لحظه‌ی خطر خود را آشکار می‌کند. اما درست در همین نقطه، مهم‌ترین پرسش شکل می‌گیرد: این صدا تا چه اندازه شنیده می‌شود؟ تاریخ اجتماعیِ جوامع نشان داده که همبستگیِ دوران بحران، اگر به تغییرات ملموس در زندگی روزمره منجر نشود، به‌تدریج فرسوده می‌شود. مردم ممکن است در شرایط جنگی، بسیاری از شکاف‌ها و نارضایتی‌ها را موقتاً کنار بگذارند، اما این به معنای از میان رفتن آن شکاف‌ها نیست. بحران خارجی می‌تواند اختلاف‌ها را تعلیق کند، اما الزاماً آن‌ها را حل نمی‌کند. فشار اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده، دشواریِ معیشت، احساس تبعیض یا شنیده‌نشدن، مسائلی نیستند که صرفاً با شکل‌گیری فضای همبستگی ناپدید شوند. این مسائل در لایه‌های زیرین جامعه باقی می‌مانند و معمولاً پس از عبور از وضعیت اضطراری، دوباره خود را نشان می‌دهند. به همین دلیل است که بسیاری از کشورها، پس از پایان دوره‌های تنش و جنگ، وارد مرحله‌ی تازه‌ای از مطالبات اجتماعی می‌شوند. وقتی جامعه از وضعیت بقا خارج می‌شود و به زندگی عادی بازمی‌گردد، افق خواسته‌ها نیز تغییر می‌کند. شعارها از امنیت و مقاومت، دوباره به سمت نان، کار، آینده و کیفیت زندگی حرکت می‌کنند. مردمی که در روزهای بحران ایستاده‌اند، طبیعی است که بعد از آن بپرسند سهم این ایستادگی در بهبود زندگی‌شان چه بوده است. این پرسش، نه نشانه‌ی ناسپاسی، بلکه بخشی طبیعی از منطق اجتماعیِ پس از بحران است. مسئله دقیقاً همین‌جاست: انرژی اجتماعیِ شکل‌گرفته در دوران جنگ، به کدام سمت هدایت خواهد شد؟ اگر تجربه‌ی همبستگی به فرصتی برای ترمیم شکاف‌ها، افزایش پاسخ‌گویی و بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود، جامعه می‌تواند از دل بحران، منسجم‌تر بیرون بیاید. اما اگر مردم احساس کنند حضور، هزینه‌دادن و همراهی‌شان تنها در لحظه‌ی خطر اهمیت داشته و در روزهای عادی دوباره به حاشیه رانده شده‌اند، همان انرژی اجتماعی مسیر دیگری پیدا خواهد کرد. در آن صورت، جامعه ممکن است بار دیگر به همان نقطه‌ای بازگردد که پیش از بحران در آن ایستاده بود؛ جایی که مطالبات انباشته‌ی اقتصادی و اجتماعی دوباره به سطح می‌آیند و شعارها از امنیت به معیشت تغییر می‌کنند. تجربه‌های اجتماعی نشان داده‌اند که اگر این مطالبات شنیده نشوند، چرخه‌ای از تنش می‌تواند تکرار شود: دوره‌ای از همبستگی در برابر تهدید، و پس از آن بازگشت اعتراضات در متن زندگی روزمره. به همین دلیل، مهم‌ترین آزمون هر جامعه نه فقط در روزهای جنگ، بلکه در روزهای پس از آن رقم می‌خورد. مردمی که هفته‌ها زیر سایه‌ی اضطراب و خطر ایستادند، با حضورشان نشان دادند که هنوز سرمایه‌ای به نام «تعلق» در این جامعه زنده است. اما سرمایه‌ی اجتماعی، مانند هر سرمایه‌ی دیگری، اگر دیده و تقویت نشود، فرسوده می‌شود. و شاید مهم‌ترین پرسشی که پس از پایان هر بحران باید شنیده شود همین باشد: آیا صدایی که زیر سایه‌ی جنگ به خیابان آمد، در روزهای بدون بمب و باروت هم شنیده خواهد شد؟ _وصال
حالم از نوشتن تقویم محتوایی به هم می‌خوره
در حالی که غصه‌هام ۵۰۰ برابر شده توان خریدم برای شاد کردن خودم از دل‌مزه فلفل‌سیاه رسیده به بيسکوئيت ترد.
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
درود به نورِ چشمی‌های عزیزم ☀️، این پیام + یه پیام دلخواه از خونهٔ من رو بفرستین خونه‌تون، تا من مثل این متن‌ها، برای شما، از داستان‌های الهی و ادیان _ پیامبران _ فرشتگان قلم بزنم و تقدیمتون کنم. ده یا پونزده چنلِ اول رو بر می‌دارم. اینجا آدرس خونه‌هاتون رو بنویسید. لطفا قبل فوروارد، چک کنین ظرفیت رو، تا شرمنده‌تون نشم.
هدایت شده از رآدیو سکوت ؛
بسیار می‌دوم، اما مسئله دویدن نیست و خستگی هم از آن نیست، مسئله چنین است که اگر نشود، اگر پیش نیاید، می‌دانم که چقدر شکسته خواهم شد. همین.
خدایا کاش وقتی بهم این سلیقه گرون رو میدادی، یه فکری به حال پولشم می‌کردی 🙏🏻
هر شب از اینا به آبجیم می‌دادن امشب پسربچه‌هه به منم داد جدا بیش‌تر از اون ذوق کردم🥲😂✨
الحمدالله!