مجهولات
سلام حمیده یه دفعه یکی از بچهها اگه اشتباه نکنم ازت پرسید که تراپی سراغ داری آنلاین و تو معرفی کردی
https://eitaa.com/mjholat/32087
ممنون میشم اگه آدم قابل اعتماد و حرفهای میشناسی معرفی کنی❤️
#ناشناس
حله از یه آدم مطمئن پرسیدم، اگر معرفی کرد میگم بهتون💙
امشب تو تجمع رفتیم غرفه خانه نانو
خانم کاشانیان رو دیدیم🥹
کلی با مامانم ذوق کردیم و چون آخر شب بود و خلوت، خیلی گرم و صمیمی نشستیم صحبت کردیم. و واقعا این سطح از خاکی و بامحبت بودنشون ستودنی بود.
بعدم مسئول فروششون پوستمو دید که مثل جیگر زلیخا شده، و گفتم حساسه و خیلی کم پیش میاد محصولی بهش بسازه، از پَن شستوشو و کرم ترمیمکنندهشون اینا رو برای تست بهم دادن که اگر راضی بودم بیام بخرم (از اون ورقهها به هر کس یکی میدادن فقط و پن هم فروشی بود کلا) 🥲😂✨
یادتون باشه اگر خوب بود بگم بهتون🤝
مجهولات
امشب تو تجمع رفتیم غرفه خانه نانو خانم کاشانیان رو دیدیم🥹 کلی با مامانم ذوق کردیم و چون آخر شب بود و
کاش با خانم کاشانیان عکس میانداختم
خیلی قائل به اینم که افراد واقعا ارزشمند سلبریتیپنداری بشن
کاش یه برنامه داشتیم نخبهها رو دعوت میکرد و باهاشون چالش میرفت و بيوگرافي میگرفت و...
اونوقت بچههامون بجای درس خوندن بلاگر نمیشدن.
مجهولات
امشب تو تجمع رفتیم غرفه خانه نانو خانم کاشانیان رو دیدیم🥹 کلی با مامانم ذوق کردیم و چون آخر شب بود و
https://eitaa.com/mjholat/32090
کجاست موکبشون؟
#ناشناس
نبش فلکه ارتش یه مجموعه موکب و غرفه هستن، یکیشون برای خانه نانوئه. تو راسته موکبای مدرسه بشری است.
مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/32090 کجاست موکبشون؟ #ناشناس نبش فلکه ارتش یه مجموعه موکب و غرفه هستن، یک
در کل جای جالبی بود
یکی از موکباش بچههای فنی حرفهای سلمونی صلواتی برای آقایون میکردن (در واقع رو سرشون اوسا میشدن 😂✨)
تایمی که بابام اونجا بودن، ما رفتیم موکب روبروییش، برای حوزه هنری استان قم.
یه خانم محترم داشتن درباره شاهنامه میگفتن و در واقع یجورایی جلسه شاهنامهخوانی بود.
خیلی خیلی نکات جالبی درباره شاهنامه، و مهمتر خود فردوسی گفتن که تا به حال از این جنبه نشنیده و بهش فکر نکرده بودم!
داستان آشنایی و علاقه خودشون به شاهنامه هم خیلی عجیب بود...
گفتن ادبیات خوندهای بودم که شیفته شعر و داستان و... اون موقعا قم هنوز برنامه خاصی نداشت، صبحای زود آفتاب نزده میرفتم ۷۲تن(پایانه اتوبوسرانی و تاکسی بینشهری قمه) و با اتوبوس میرفتم تهران و انواع فرهنگسراها و... رو گز میکردم دنبال محفلهای ادبی باحال.
تا یه بار رسیدم به یه جلسه شاهنامه خوانی و از بعد آشنایی با شاهنامه دیدم هر چیز میخواستم اینجاست! دیگه جایی نرفتم و الان چندین ساله شاهنامهپژوهم!
۳ سالی هست که یه محفل شاهنامهخوانی کاملا مستقل هم دارن که گروه و آدرسشون رو گرفتیم تا اگر توفیق شد شرکت کنیم و بازم پای حرفای جذابشون بشینیم✨
خانمایی که خوش دست و پنجهان و کترینگ خانگی دارن به نظرم واقعا خوشبختن. موقعیت کاری امن، با درآمد خوب، سرشار از انرژی زنانه، و بسیار خوشمزه.
تموم اون پسرایی که میگفتن پول نداریم زن بگیریم هر بار آخرین بازدیدشون بروزه با کانفیگهای میلیانی.