eitaa logo
کمدِ لحافایِ مجهولات
25 دنبال‌کننده
396 عکس
38 ویدیو
2 فایل
کمد لحافا یه جایی بود که بچگی میرفتیم توش کلی حرفای چرت و پرت میزدیم به هم میریختیمش می‌اومدیم بیرون، مامان‌بزرگ حرص می‌خورد یادتونه؟ اینجا کمد لحافای مجهولاته صحبتامون که از کانال پاک میشه رو اینجا سیو می‌کنم🤍 بحثا📎 https://eitaa.com/mjholat_gap/487
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجهولات
میخوام بساطمو جم کنم دیگه کسی نبود؟
فالگیری مون😂✨👆
هدایت شده از Nuh uh
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخدا ناراحت میشم انکار کنید
هدایت شده از مجهولات
وای وای وای من واقعا فکر میکردم فقط خودم و همبازیای خودم اینطور بودیم🤣 اصلا بعنوان طنز فراگیر تصورش نکرده بودم و خاطراتم جزء به جزء زنده شد🤣✨
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید https://eitaa.com/mjholat/21087 چرا زخم کاری بوده زندگیتون تو بازی؟🙂😂 همش یکی میمیره 😂 من با دختر خاله هام بازی می کردم خیلی خوشبخت بودیم شوهر پولداررررررر🤌😔😂💔🚶🏻‍♀️
هدایت شده از مجهولات
ما مغزمون رنجور بود🤣💔 حتی رنجور بازی می‌کردیم و این دُز رنج این‌قدر بالا می‌رفت که دیگه هیچ پلنی برای فلاکت نبود و می‌رفتیم بازی بعدی 🤣🍃
هدایت شده از مجهولات
با دخترعمه‌ام همیشه گیر نامادری خشن می‌افتادیم که مثل کوزت ازمون کار می‌کشید، بعد می‌فهمیدیم بچه‌های واقعیش نیستیم، قیافش مثل جادوگر می‌شد و ما رو حبس می‌کرد و کلبه‌اش تو جنگل مخوف و مرداب مذاب برامون تله میزاشت و ما با فلاکت فرار می‌کردیم و بعد یه شاهزاده عاشق یکی‌مون می‌شد و اون‌یکی از حسادت شاهزاده رو می‌کشت و..🤣🍃 با پسر همسایه خواهر برادر بودیم، مادرمون مرده بود و پدرمون ما رو کتک می‌زد، ما فرار کردیم و تو پارک زندگی می‌کردیم، دزدا همش می‌خواستن مارو بدزدن و ما فرار می‌کردیم. یه خواهر کوچیکتر عروسکم داشتیم که نیاز به مراقبت پرومکس داشت و در حساس‌ترین مراحل اختفا، عر می‌زد🤣💔 دختر همسایه‌مون همییییشه‌ی خدا نازا بود و من دکتر بودم که به بهانه درمانش اعضای بدنشو قاچاق می‌کردم🤣(تو رو خدا ذهنتون منحرف نشه کاملا پاستوریزه بازی می‌کردیم حتی جراحی شکمو از رو لباس انجام می‌دادیم) ژانر دفاع مقدس و فرارم که همیشه بود. دونگ‌یی بازی که پایه ثاااابت🤣 و صحنه وایسادن دونگ‌یی پشت عالیجناب و زهر خوردن بانوجانک از صحنه‌های ثابت بازی بود ژانر بعدی‌ام تو خانواده بابام، خانواده بازی بود. مامان بابا انتخاب میشدن و بقیه همه بچه.. همیشه جنگ سر ته تقاری شدن بود چون همه کلفتی میکردن جز ته تقاری.. دیگه تصمیم میگرفتیم پدر مادرو بکشیم و بعدش از ته تقاریه بیگاری بکشیم..🤣🍃 ژانر مافیا رم نگممم براتون. سمممم... سمممم خالص🤣 همیشه‌ام دعوا سر نقش "ستمکش" بود که کتک می‌خورد و زندانی می‌شد و تهدید می‌شد.. نقش نگهبانای وحشی در اولویت بعدی بود چون خودشونم از ستم رئیس آزرده بودن و اگر به ستمکش یواشکی کمک می‌کردن، تنبیه می‌شدن.. معمولا رئیس مافیای سایکو ام من بدبخت بودم چون در ربودن گوی سبقت نقش ستمکش موفق عمل نمی‌کردم 🙂😂