eitaa logo
کمدِ لحافایِ مجهولات
44 دنبال‌کننده
927 عکس
57 ویدیو
2 فایل
کمد لحافا یه جایی بود که بچگی میرفتیم توش کلی حرفای چرت و پرت میزدیم به هم میریختیمش می‌اومدیم بیرون، مامان‌بزرگ حرص می‌خورد یادتونه؟ اینجا کمد لحافای مجهولاته صحبتامون که از کانال پاک میشه رو اینجا سیو می‌کنم🤍 بحثا📎 https://eitaa.com/mjholat_gap/487
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجهولات
(برا منم سوال شد که مگه جنا زایمان دارن؟ ولی راوی داستان که موثقه والا. جناام که ثابت کردن محدودیت خاصی ندارن)
هدایت شده از مجهولات
آقا جنه‌ی جنتلمن هم یهو چندتا مشت پوست پیاز می‌ریزه تو دامن قابله خانم و میگه این مزدته. مواظبش باش تا خونه.
هدایت شده از مجهولات
قابله خانمم می‌خواسته براش فحش بذاره، ولی نکرده با دم شیر بازی و راهشو کشیده رفته
هدایت شده از مجهولات
وقتی میرسه خونه می‌بینه دامنش سنگین شده باز که می‌کنه می‌بینه همه اون پوست پیازا طلا و جواهر شدن 💎✨
هدایت شده از مجهولات
از این قبیل اهدای پوست پیاز توسط اجنه برای تشکر و تبدیلش به جواهر چندتا داستان دیگه‌ام شنیدم البته
هدایت شده از مجهولات
تا مدت‌هاااا منتظر یه جن بودم که بهم پوست پیاز بده
هدایت شده از مجهولات
- میگه باگ ما مردانه هست در جوابش این رو نوشتم و الان احساس نسبتاً خوبی دارم می‌دونی به اون مزاحمم اجازه دادم اولین بار اینطوری بهم بگه من جوابش رو دادم اما اون ادامه داد و چیز بهم گفت که باعث شد خیال کنم یه دخترم که آگاهی فروشم رو توی سطح شهر جار زدم در صورتی که من واقعاً از این نگاه به خودم و امثال خودم منتفرم من قبل از دختر بودن انسان زاده شدم پس چطور جنسیتم مهم‌تر از شخصیتم هست؟ + در کل به نظرم باهاش زیاد بحث نکن در کل ترم که الان به نظرم آشنایی‌تون دیگه رفته تو فاز غیراصولی که به تبعش این حرفاام پیش میاد متأسفانه اگر ظرف سالم نباشه
هدایت شده از مجهولات
- دقیقا شبی که بیدارم واکنش حمیده 👿👺🔪 + برات داستان ترسناک تعریف نکردم این پایانش شاد بود😔
هدایت شده از مجهولات
- تأویل معلم جامعه شناسی ما میگف مامان بزرگم قابله جنا بوده خیلی جدی بعدش ام گف من می‌دونم شماها باور نمیکنین میخندین ولی خودم چیزایی دیدم ک بهتون بگم پراتون میریزه مامان بزرگاتون یکیه؟ + عه خداروشکر یه مؤید دیگه نه مامان بزرگ من خودشم از قابله‌اش شنیده بوده
هدایت شده از مجهولات
- عهههههه منم قبلاً این پوست پیازو شنیده بودم چجالب https://eitaa.com/mjholat/31993 + عه بازم مؤید خداروشکر
هدایت شده از مجهولات
- ی جن خونگی داریم هود و ی دفعه روشن میکنه چایی ساز میزنه تو برق چایی بخوره کتاب بر میداره از کتابخونه کتاب میخونه بهش ام میگیم رابرت بچه خوبیه ولی چرا رابرت تاحالا بهم پوست پیاز نداده دارم ناراحت میشم + چه اسمایی میذارید برا جن خونگیاتون. ابهتشون نمی‌ریزه؟ من صداش می‌کنم "قُنطاروس" با تأکید بر نحوه قرائت مصوت طا.
هدایت شده از مجهولات
وای منم اسم جن‌مونو گذاشتم الکساندر. البته بیشتر با مامانم ارتباط داره من چیز خاصی ندیدم ازش