eitaa logo
کمدِ لحافایِ مجهولات
51 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
76 ویدیو
4 فایل
کمد لحافا یه جایی بود که بچگی میرفتیم توش کلی حرفای چرت و پرت میزدیم به هم میریختیمش می‌اومدیم بیرون، مامان‌بزرگ حرص می‌خورد یادتونه؟ اینجا کمد لحافای مجهولاته صحبتامون که از کانال پاک میشه رو اینجا سیو می‌کنم🤍 بحثا📎 https://eitaa.com/mjholat_gap/487
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/34079 گیرش همین اورثینکه باید یاد بگیری به فکرات جهت بدی با خودت هدفمند صحبت کنی + وای گند زدم آبروم رفت - حالا مگه چیشد؟ + فکر میکنن فلانم خیلی نوب بنظر اومدم - از کجا معلوم اصلا به تو فکر کنن؟ حاجی اصن چرا باید بهت اهمیت بدن؟ بعد مگه خودشون تو زندگیشون سوتی نمیدن که حالا سوتی تو آبرو بر باشه؟ برای همه پیش میاد! زمین به آسمون اومد؟ قطع رابطه کردن؟ تهش چیشد؟ هی که از خودت بپرسی چیشد، اونوقت میفهمی چیزی نشد :] ببین این کارو می‌کنی بعد یهو دقیقا در نقطه‌ای که نباید، بازخوردی میگیری که همه اون فکرای منفی‌تو تایید می‌کنه
هدایت شده از مجهولات
اضطراب اجتماعی برای من معنی نداره. با بولدوزر از همه چی رد میشم. چن دور با هم بریم دور دور یه کاری میکنم اضطرابت که هیچی، آبروت هم در سطح شهر بره جان نثار تو از ظرفیت های مثبت استان قمی که باید ازت استفاده کنیم خب رخ نشون بده دختر😔😂
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/34086 چرا منم تجربشو داشتم ادم دلش میخواد فرار کنه اما من وقتایی اینجوری میشم که خیلی خستم خستگی ذهنی این اتفاق زیاد شده بود منم یه مدت از اجتماع گریختم الان احساس بهتری دارم میرم بیرون اما در مواقع دیگه جواب میده آره مشکلم همینه که من همیشه خسته ذهنی ام
هدایت شده از مجهولات
در مواجه با اضطراب اجتماعی آبی-
هدایت شده از مجهولات
عااااااوو اون! آبی-
هدایت شده از مجهولات
نه صرفا اون من تو بسیج دانشگاهم شبیه اوتیسمیاام اون‌قدر داغون رفتار میکنم و سر کلاسا
هدایت شده از مجهولات
وااااای تااااویل منم این احساسو داشتم یه چیزی که خیلیییی معجزه کرد این بود معمولاا این اتفاق به خاطر این به جود میاد که احساس امنیت ذهنی اون مکااان نداری وقتی می خوای صحبت کنی یا یه حرکتی توی مکانی بزنی با خودت بگو من می تونم بدون قضاوت اینجا حرف بزنم . کاری انجام بدم. کسایی که پیش من با من دوستت و هیچ دشمنی ای بینمون نیست. و واااااقعا عمل میکنه اما اگر اون مکان واقعا با منطق خودت واقعا من تا ته فکر اون آدما رو میخونم خصوصا درباره ظاهر درباره حرفام درباره این‌که وقتی مورد توجه قرار میگیرم صورتم سرخ میشه درباره این‌که بلند خندیدم فلان جا درباره این‌که خودکارم افتاد درباره این‌که اون بخش از زندگیمو گفتم درباره همه چی همه ی همه چی این‌که اونا از سری های قبل چیا از من یادشون مونده چه تصوری از من دارن و پشتم چی میگن با فلانی کهه آشنامه صحبت کردن، دربارم چی گفته اونقدر اونقدر اونقدر که اصن..
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/34090 بازخورده فکرای منفیتو تایید نکرده فقط یه واکنش منفی گرفتی که اونم طبیعیه چون یه اشتباه کوچولو داشتی اونم این اشتباهه رو به روت آورده حالا دوباره از خودت بپرس الان چه تغییری در زندگی من اتفاق افتاد؟ ببین باید سعی کنی منطقی فکر کنی حرف بقیه یا سوتی خودت هیییییچ تاثیری تو زندگیت نداره، پس اهمیتی هم نداره و بقیه هم قطعا به زودی یادشون میره. نرفت هم به جهنم حالا میخواد چی بشه؟ تو دفعه‌های بعدی انقد موفق ظاهر میشی که جبران میشه فقط بعضی وقتا به استراحت روانی هم نیازه نمیدونم واقعا =) مثلا سر یه سفر راهيان که اتفاقا اینجام نوشتم، کلی سعی کردم اجتماعی باشم و با شلوغ ترین اکیپ بگردم، آخرش بهم گفتن ساکت ترین فرد اتوبوس و موند این اسم روم. سر یه محیط کاری کلی سعی کردم علی رغم تمام حس ناامنی و اضطرابم ارتباط بگیرم، آخرش،فهمیدم پشت سرم چرا "یجوری"ام؟ سر یه کلاس کلی سعی کردم با استاد تعامل کنم، آخرش بهم گفت چرا امروز اینقدر گنگ رفتار میکردی؟ سر بیرون رفتم با یه سری دوستام سعی کردم ته خل بازی باشم،موقع خدافظی گفتن تو ام که مثل همیشه خجالتی بودی یه مهمونی که سعی کردم حسابی تعامل کنم، دقیقا همونجا بهم گفتن باز که تو ساکتی و و و... واقعا تا حالا بازخورد مثبت قابل توجهی در قبال اجتماعی ترین رفتارام نداشتم =)
هدایت شده از مجهولات
امن نیست خب کنار بیا و بپذیر احساستو چی امن نیست؟ بالاخره که چی؟ باید با محیطای مختلف ارتباط بگیرم 🥲 ۲۱ سالمه ننه
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/34091 ببین میتونیم بریم یه کافه‌ی خیلی باکلاس. بعد از اونجایی که من اسم هیچی رو بلد نیستم مجبوریم از آقاهه درمورد همشون بپرسیم و همش رو اشتباه تلفظ کنی. بعدم در حال خوردنش بپره تو گلوت و وسط اونجا تف کنی. بعدم فرار میکنیم. تجربه شدس ببین من با دوستام تو باکلاس ترین کافه ها بی حیثیتی ترین کارا رو کردم😂🍃 ولی مشکلم اینه که جاهایی که دوست ندارم، یا فارغ از محیط دوستام باید تعامل کنم، واقعا nmt
هدایت شده از مجهولات
و دوستای دانشگاهمم، متأسفانه دیگه این برچسبو بهم زدن، و هیچوقت کمک نکردن من از این لاک خارج بشم.. فقط بیشترش کردن با رفتارای سمی... من فقط سر یه واحد ادبیات با یه دوست واقعا پایه بودم، سر اون کلاس واقعا هیچ استرسی نداشتم حتی رفتم بدون آمادگی ارائه دادم ولی ندارم 🥲
هدایت شده از مجهولات
من خودم با وجود اینکه اگه کسی ازم ایرادی بگیره و تحقیر کنه حتما میشورمش پهن میکنم جلو آفتاب ولی هنوزم اضطراب اجتماعی دارم منم نسبتا همینم 😂💘 واسه همین بعضا شبیه شخصیت‌های ضد اجتماعی به نظر میام شبیه یه گربه ساکت که زل زده بهت بی هیچ حرفی و کافیه بهش چیزی بگی تا پنجه بکشه 😂🤌