eitaa logo
مجمع کمیت قزوین
155 دنبال‌کننده
835 عکس
172 ویدیو
4 فایل
اولین کانال انتشار آثار شعرای آئینی استان قزوین کانون شعر و ادب دفتر آستان قدس رضوی قزوین
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم یا امام رضاع هرچه ما داریم داریم از رضا جانِ نجف ای به قربان خراسان ای به قربانِ نجف ما نمک‌گیرِ ضیافت خانه‌ی زهرا شدیم از تنورِ فاطمه خوردیم تا نان نجف خاکِ ما خاکِ عزیز بچه‌های فاطمه است ما از ایرانِ رضائیم و از ایران نجف وای بر کاهی که بر  مشهد نگاهی بد کند دودمانش می‌رود با تیغِ سلطان نجف بارها نادِعلی خواندیم در ایوان طلا بارها رفتیم از این ایوان به ایوان نجف ایلِ زهرائیم یعنی غیرت ما یا رضاست آی دنیا گوش کن حیثیت ما یا رضاست لحظه لحظه از حریمِ تو خبرها می‌رسد هر‌چه می‌خواهیم بی اما  اگرها می‌رسد از ملائک دسته دسته می‌رسند و می‌بَرند لطف پایِ زائران تو به پرها می‌رسد کربلا با اکبر است و مشهدت هم با جواد زود الطاف پدرها با پسرها می‌رسد کار وقتی که گره خورده است نیمه شب بیا دیدنِ آقایِ ما مادر سحرها می‌رسد گریه‌های ما براتِ کربلای ما نوشت از سخن‌ها زودتر آهِ جگرها می‌رسد هرکه خوشبخت است تنها مرغ بختش مشهد است کشورِ ما تا قیامت  پایتختش مشهد است ما به این صحن و در و دیوار عادت کرده‌ایم بر شفای اینهمه بیمار عادت کرده‌ایم بر همین آئینه‌کاری‌ها به کاشی‌ها به حوض و طاق‌ها یا به این فیروزه‌ها انگار عادت کرده‌ایم حق بده وقتی که می‌بینم بقیع را دِق کنم ما به این جمعیتِ زوار عادت کرده‌ایم کاش تنها ما تو را از تو بخواهیم و نه هیچ... ما به این حاجاتِ بی مقدار عادت کرده‌ایم دور یا نزدیک آقاجان چه فرقی می‌کند ما به این دیدار  این دیدار عادت کرده‌ایم هر زمانی که در این دنیا مردد می‌شویم با قطاری باز هم راهیِ مشهد می‌شویم دور تا دورِ ضریحت دیدم اقیانوس را ای خدا از ما نگیر این قبله‌ی مأنوس را چند بیمار التماسم کرده‌اند از راه دور می‌برم از کفشداریَت غبارِ طوس را عرش هم قدری ندارد پیش این پایینِ پا جبرئیل اینجا چشیده لذتِ پابوس را هرچه می‌گردد نمی‌بیند  نگاهِ جبرئیل ناامیدی ، بی پناهی ، زائری مایوس را بیشتر از جمع بیماران طبیبان آمدند دیده‌ام در پنجره‌فولاد جالینوس را هیچ چیزی که ندارم یک نگاه آورده‌ام - بر امام مهربان خود پناه آورده‌ام- (حسن لطفی ۴۰۱/۰۳/۲۰) @yashobeyr_hassan_lotfi
سرود، امام رضا آخرین پناهمه.m4a
1.71M
علیه‌السلام 🔹نورٌ علی نور🔹 حرمش خورشید عالم، به جهان می‌تابه از دور همه جا تاریکه اما، حرمش نورٌ علی نور کور می‌شه شب‌پره‌ای که نمی‌تونه ببینه نورُ دور می‌شه از آسمون نبینه هرکس این همه شورُ زود برگردین، تو حرم به ما آب حیات می‌دن زود برگردین، اهل‌بیتن که ما رو نجات می‌دن امام رضا، مهربون عالمه امام رضا، آخرین پناهمه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کرمت بی‌انتها و حرمت باب‌المراده می‌دونی هر شب دلامون دخیل باب‌الجواده هر کسی تو زندگی گرهی داره میاد به پابوس می‌دونم کرامتت نداره پایان مثه اقیانوس کاش می‌دیدم، حتی یک‌بارم شده نگاهت رو کاش می‌دیدم، یوسف فاطمه روی ماهت رو امام رضا، الهی فدات بشم امام رضا، فدای نگات بشم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کسی رو جز تو ندارم، آقاجون توی دو دنیا همه‌جا، امروز و فردا، به شما محتاجم آقا دلخوشیم اینه میای کنارم آقا لحظۀ رفتن آرزوم اینه فقط روی پاهاتون باشه سر من آقای من، می‌دونی که خالیه چقدر دستم آقای من، به تو و کرامتت امید بستم امام رضا، تویی سایهٔ سرم امام رضا، ای امید آخرم ✅ @ShereHeyat_Nohe
هدایت شده از KHAMENEI.IR
6.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببينيد | شعرخوانی مرحوم در حضور رهبرانقلاب 🏴 سالگرد درگذشت مرحوم حمید سبزواری 💻 @Khamenei_ir
انالله وانا الیه راجعون روح ملکوتی استاد محمدعلی کریمخانی به دیار باقی شتافت. مجمع شعرای آئینی کمیت فقدان این نوکر آستان آل الله (ص) را به شاعران و ذاکران اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت عرض نموده و علو درجات مرحوم را از خداوند متعال مسئلت می نماید. مجمع شعرای آئینی کمیت قزوین @mkomeit
زمینه؛ یا جواد الائمه.mp3
1.58M
علیه‌السلام 🔹یا جوادالائمه🔹 دلای پریشون، ناامید از این روزگار به سوی تو میان دل‌شکسته و غصه‌دار نگاه تو می‌شه مرهم دل بی‌قرار تو با غریبا رحیمی و مهربون و کریمی و می‌فهمی درد و غماشونو تو چشیدی یتیمیو تمومِ حاجتا رو دادی، مولا تویی که جواد بن الجوادی، مولا «یا مولا، یا جوادالائمه مولا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یه دنیا حکایت می‌شه گفت برا غربتت چه یثرب، چه بغداد، رنج و غم شده قسمتت چه سخته نباشه غیر غصه هم‌صحبتت تو خونه بی‌همزبونی و هم‌نفس با خزونی و گرفتن از تو چه زود آقا این بهار جوونی‌و چه‌ها که از زمونه دیدی، ای وای بمیرم تو جوونی خمیدی، ای وای ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تو خونه‌ت که برپاست بیرق سیاه عزا انیسِ غریبیت می‌شه اشکای تو آقا دلت تو مدینه‌ست، روضه‌خونه تو کوچه‌ها یه عده گرم تماشا و گل یاسی رو خاکا و توی هیاهیو غریبونه آقایی مونده تنها و صدایِ ناله‌تو شنیدن، ای وای بمیرم جوابتو نمی‌دن، ای وای 🌐 shereheyat.ir/node/4703@ShereHeyat_Nohe
چشمش پر غم بود، دل پرشررش هم از هُرم ستم داغ، دلش، چشم ترش هم انگار که ارثیه ی این نسل غریبی است جز مرگ نمی دید فرج را، پدرش هم جدّ حسنش نیز ز همخانه بدی دید می سوخت از این روضه دل او، جگرش هم می سوخت و یک جرعه نبود العطشش را آن گاه که شد کوزه تهی، دور و برش هم با داغ عطش خانه ی او کرب و بلا شد با هلهله پیش بدن محتضرش هم بر بام، کبوتر شده زائر بدنش را حتی شده با سایه ای از بال و پرش هم بر فرش عزا آدم و جن، پیر جوانیش در عرش، هزاران ملک نوحه گرش هم انگار که آن صحن در آغوش سپهر است زائر به پر ابر رسیده کمرش هم در کاظمیه عطر رضا می وزد آخر دل می برد آنجا پدر او، پسرش هم @mkomeit
هدایت شده از جامعه ایمانی مشعر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
امام جواد(ع): بدان که از دید خداوند پنهان نیستی، پس بنگر چگونه‌ای؟ تحف‌العقول ص ۴۵۵ 💠 جامعه ایمانی مشعر ✅ @www1542org
علیه‌السلام 🔹برای بار نهم🔹 آن روز کاظمین چو بازار شام شد دنیا برای بار نهم بی‌امام شد دجله که دیگر آبروی رفته هم نداشت آن‌قدر اشک ریخت که چشمش تمام شد جنت وزید و حُجرهٔ در بستهٔ امام در بارش ملائکه خود، بار عام شد تا سایه‌بان شود به تن زهر دیده‌اش خورشید شد کبوتر و بر روی بام شد... آن روز ذوالجناح حسین از نفس فتاد آن روز ذوالفقار علی در نیام شد آتش نشست در جگر کربلایی‌اش یعنی به رسم خون خدا تشنه‌کام شد... 📝 shereheyat.ir/node/609 @ShereHeyat @mkomeit
هدایت شده از شعر هیأت
فرازی از یک 🔹با رایحۀ گل آمد🔹 می‌رسد قصه به آنجا که علی دل تنگ است می‌فروشد زرهی را که رفیق جنگ است چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد «إن یکاد» از نفس فاطمه بر تن دارد خبر از شوق به افلاک سراسیمه رسید تا که این نیمۀ توحید به آن نیمه رسید علی و فاطمه در سایۀ هم... فکر کنید شانه در شانه دو تا کعبۀ یک‌دست سفید عشق تا قبلِ همین واقعه مصداق نداشت ساز و آواز خدا گوشۀ عشاق نداشت کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام فاطمه... فاطمه با رایحۀ گل آمد ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد آسمان با نفسش رنگ دگر پیدا کرد دست او پیرهن نو به تن دنیا کرد ابر مهریۀ او بود که باران آمد نفس فاطمه فرمود که باران آمد ناگهان پنجره‌ای رو به تماشا وا شد هر کجا قافیه یا فاطمةالزهرا شد مثنوی نام تو را برده تلاطم دارد چادرت را بتکان قصد تیمم دارد می‌رسد قصۀ ما سوی سرانجام آرام دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1544@ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت
🔹مهربانِ علی🔹 یاعلی گفت با تمام وجود تا همه‌عمر با علی باشد با علی باشد و طنین دلش دم‌به‌دم ذکر یاعلی باشد آمد و چشم خانه روشن شد از حضورش، تلألؤ نورش آمد و جلوه کرد تا با عشق، محو نور خدا، علی باشد خانه یعنی بهشتی از احساس، زن این خانه تا که فاطمه است خانه یعنی جهانی از امید، مرد این خانه تا علی باشد شرح این زندگی فقط عشق است داستانی که خط‌به‌خط عشق است حرفی از درد نیست وقتی که یار دردآشنا علی باشد شب جشن است آمدم مادر! شاعر لحظه‌هایتان باشم شعر زیباست تا زمانی که نور این بیت‌ها علی باشد به دعای تو سخت محتاجم! مهربانِ علی دعایم کن! تا دلم آنچان که می‌خواهی شیعۀ مرتضی علی باشد ورد لب‌های من به لطف شما از ازل ذکر یاعلی بوده لطف کن باز تا که ذکر لبم تا ابد نیز یاعلی باشد 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2886@ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت
علیه‌السلام 🔹خاطرات قافله🔹 نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله را تمام دلهره‌ها را، تمام فاصله را هزار بار بمیرم برات، می‌خواهم دوباره زنده کنم خاطرات قافله را تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟ چقدر خاطرۀ تلخ مانده در ذهنت ز نیزه‌دار که سر برده بود حوصله را چه کودکی بزرگی‌ست این که دستانت گرفته بود به بازی گلوی سلسله را میان سلسله مردانه در مسیر خطر گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را چقدر گریه نکردید با سه‌ساله، چقدر به روی خویش نیاورده‌اید آبله را دلیل قافله می‌برد پا به پای خودش نگاه تشنۀ آن کاروان یک دِله را هنوز یک به یک، آری به یاد می‌آری تمام زخم زبان‌های شهر هلهله را مرا ببخش که مجبور می‌شوم در شعر بیاورم کلماتی شبیه حرمله را بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟ 📝 🌐 shereheyat.ir/node/623@ShereHeyat