چشمانش غم و حسادت را جار میزد، ولی لبخند زد......
لبخند زد به زوج مقابلش....
لبخندی تلخ با نگاهی خیره به زنی که روزی دنیایش بود و حال در کنار دیگری میخندید....
در ظاهر لبخند زد و در درون گریست.
#هیناتا
_بزرگترین دشمنم؟ اوه اون درون من زندگی میکنه
+یعنی چی؟
_درون من، منیست که هنوز با بقیه مهربونه و عشق میورزه، درحالی که اونا قلب و روحشو نابود کردن💔
+این.......
_من از اینکارش متنفرم.
#هیناتا
شاید محافظ ذهن آشفتهام
برای شما از طرف من
😭😭😭😭هندوانه چشمک زنننننن
من چقدر این پدر و پسر رو دوست دارمممم
هدایت شده از پشت قفسه های کتاب
"نمیتونی انقدر بدرد نخور و اضافی باشی"
"از صبح هیچ کاری نکردی؟!"
"فقط سرش تو گوشیه"
"من دختری مثل تو نمیخوام"
"انقدر نیوفت روی تختت، یه کاری بکن توی خونه! "
"اگه هیچکاری نکنی مثل یه اشغالی، و آشغال هارو ما میزاریم بیرون"