آدم همیشه فکر میکنه تموم شدن یک رفاقت عمیق و طولانی حتما قراره با دعوا و توهین باشه ولی یکدفعه میبینی با یک حرف ساده و مسخره هردو کمرنگ شدین و یک سینه پر از حرف باقی مونده که تو پیاده روی ها هی داری با خودت تکرارشون میکنی
کاش میشد برگردیم به بچگی هامون...
همون دوره ای که تنها غم زندگیمون این بود که چرا بابا دیر اومد خونه و ما دیرتر رفتیم شهربازی🖤
هدایت شده از اَبـــــوتُرابــ¹¹⁰ــــღ
هرکاری کردیم پشت سرمون حرف زدن!
هر شکلی شدیم پشت سرمون حرف زدن!
خودمون شدیم...! گفتن جلفه...؟
سر سنگین شدیم...! گفتن مغروره؟
تا خندیدیم! گفتن سبکه؟
تا اخم کردیم...!گفتن خودشو میگیره؟
ساده شدیم! گفتن احمقه؟
تحویل نگرفتیم! گفتن خودشیفته س؟
خاکی شدیم..! گفتن داره آمار میده؟
وقتی حرف زدن و جوابشونو دادیم...!
گفتن دیدی حق با ماست لجش گرفته؟
وقتی حرف زدن و جوابشونو ندادیم...!
گفتن دیدی حق با ماست لال شده؟
هرجور شدیم این جماعت بیکار یه چیزی گفتن!
این مردم هیچ وقت احترام گذاشتن به عقاید همو یاد نمیگیرن!
پس برای خودت زندگی کن..!