بغض، با یک اشاره غم دارد
بارها استخاره غم دارد
رفتم اما دوباره برگشتم
بازگشت دوباره غم دارد…
+ولی من پیچیده دیدن و پیچیده فهماندن رو با امیرخانی ۱۰ سالگی هام تمرین کردم :)
«اللهم اشف کل مریض»
قول دادی بارها اما یکی مردانه نیست
در زدم هربار اما هیچکس در خانه نیست
عشق کاش آنقدر که ساده گرفتی، ساده بود
عشق مثل کارهای سادهی روزانه نیست
حاصل این زندگی در کنج این ویرانه چیست؟
پاسخ این اشکهای گرم وقتی شانه نیست
چشمپوشی، چشمپوشی، چشمپوشی تا کجا…!
ماجرای بیوفاییهای تو افسانه نیست
بین ما، بین من و تو، انتخاب من، من است
گرچه این زن دوستت دارد ولی دیوانه نیست
[فاطمه قمری]