تو لغت نامه«دلبر» میشه کسی که دل برده.
معنی «دلدار»میشه اونی که هوای دل و داره.
معنی «دلخواه»میشه اونی که دلش میخوادش.
معنی«دلکش»میشه اونی که دل بهش کشش داره.
پس تو همون«دلبر و دلخواه و دلکشی»
میپرسن چه خبر؟ جواب میدم هیچی.
میپرسی چه خبر، ده تا ویس و پونصد تا راستی برات ردیف میکنم.
میپرسن خوبی؟ میگم مرسی.
میپرسی خوبی؟ زنگ میزنم تا خود صبح برات غر میزنم.
میگن بیا بیرون، میپیچونم میگم درگیرم،
میگی بیا بیرون، میگم ادرس بده پوشیدم تو راهم.
میگن تولدمون میای؟ میگم مگه این ماهه؟
لازم نیست چیزی بگی، کل زندگینامتو از سایز پات بگیر تا ریز اخلاقاتو با جزئیات از حفظم.
ساعت ۲ پیام میدن، ساعت ۴ سه روز بعد سین میشه.
ساعت ۲ پیام میدی، ۱:۵۹ سین میکنم.
جیبم خالی باشه، با کسی نمیرم بیرون.
تو زنگ بزنی ۳۰۰ ته کارتم باشه، ۲۹۹ رو واست میزارم وسط.
رو اعصابم برن، حذفشون می کنم.
رو اعصابم بری، دوتا سیگار روشن میکنم، باهات حرف میزنم حلش میکنیم.
اگه بقیه دوست من باشن، تو قسمت مهمی از زندگی منی نباشی زندگیم خالیه و یه چی کم داره.
تو زیبایی
مثل اخرین پاراگرافی که
قبل از امتحان مرورش میکنم
و در اولین سوال میبینمش.
قشنگی رابطه باهم ادامه دادنه، باهم تلاش کردنه، باهم جلو رفتنه، اگه تو به کلمه «باهم» اعتقادی نداری بنظرم اصلا وارد رابطه نشو چون هم خودتو اذیت میکنی هم صد برابرش طرف مقابلتو.
شاید هنوز به صفحه گوشیم بدون تو عادت نکردم، هنوز یه عکسه با کلی یادگاری و خاطره، یادآور سناریوی جذاب و دارک منوتو که ادامه پیدا نکرد، من این روزا زیاد میخندم، نه اینکه خوشحالم اما عادت کردم به زمانی که حالم خوب بود و تورو داشتم.
تو خنکی اونور بالشتی،
چای بعدکار،
سیگار نیمه شب،
تو اولین بارون پاییزی،
بوی کتابای نو،
بغل شدن، وسط گریه،
بوی خاک بارون خورده،
تو شیرینی اولین حقوقی
بوی خوب لباس نو
تو بوی یاسی
آب رو آتیش
رنگین کمون بعد بارون
تموم چیزی که من از دنیا می خوام.
تو مجموع احوالات خوب جهانی.
من نمیتونم تو رو کم دوست داشته باشم، نمیتونم صبر کنم و بشمارم که کدوممون اول پیام داده، حتی نمیتونم ترفندهای مسخره ای که بقیه میگن رو قاطی دوست داشتنت کنم، من نمیتونم بهت فکر نکنم و بی تفاوت باشم، من نمیتونم زیادی ازت ناراحت و دور بمونم. چون تو جزئی از وجودمی و من نمیتونم تو رو کم دوست داشته باشم؛