هدایت شده از Ciao
چشم های تو، زیباترین چشم هایی است که آدم میتواند ببیند و نگاهت همه ی آفتاب های یک کهکشان است؛
سپیده دم همه ستاره هاست؛
لبان تو، آیینهای است که از ظرافت روحت حرف میزند
و روحت روح وقار و متانت است.
هدایت شده از 𝘴𝘱𝘭𝘢𝘴𝘩
بیا باهم دائمیِ شروینو گوش بدیم فقط قبلش بهم قول بده ماه ها بعد با "هیچی دائمی نی غیر جوهر تتو" یادت نیوفتم.
با تو خوشبختم. مثل پيچكى كه به ديوار رسيده باشد. مثل پرندهاى كه از شوق پرواز بال درآورده باشد. مثل جوانهاى كه از دل برف به هواى بهار بيرون زده باشد. با تو آنقدر خوشبختم، كه دارد باران مىبارد.
من واقعا از تلفنی حرف زدن بدم میاد، حتی میتونم بگم هرکی زنگ میزنه یا جواب نمیدم یا به زور حرف میزنم ولی تو زنگ بزن، تو زنگ بزن قول میدم بوقِ اول جوابتو میدم و تا هروقت بخوای به حرفات گوش میدم و باهات حرف میزنم
بهترین اتفاقی که میتونه تو زندگی یه آدم بیفته، پیدا کردن کسیه که بتونه دربارهی هر چیزی باهاش حرف بزنه؛ از چرتترین تا مهمترین مسائل زندگیش، بدون هیچ ترس و نگرانی از قضاوت و طرد شدن.
هدایت شده از نمیدانم
خدا همیشه منو گذاشت لب پرتگاه
چون خوب میدونه که دارم قدرت پرواز
- مرژاک (ندیدم دورم)
قبلا یه چنل بود به اسم همگناه من، اگه مدیرش هنوز اینجاست و چنلشو داره و یا اگه کسی عضو چنل هست لطف کنه برام لینکشو بفرسته.
- https://harfeto.timefriend.net/17241506488820
آیا شک داری که تو،
شیرینترین و مهمترین زنِ دُنیایی؟
آیا شک داری که وقتی یافتمات،
کلیدِ تمامیِ درهایِ جهان از آنِ من شُد؟
آیا شک داری وقتی دستات را گرفتم،
جهان دگرگون شُد؟
آیا شک داری بزرگترین روزِ تاریخ
و زیباترین خبرِ دُنیا
لحظهٔ ورودِت به قلب من بود؟
-نزار قبانی-
اونها زیاد با هم تفاهم نداشتن
در حقیقت به ندرت سر چیزی
با هم تفاهم داشتن
و هر روز دعوا میکردن،
اما با وجود اختلاف هاشون
در یک چیز مهم مشترک بودن،
اون ها دیوانه ی هم بودن.