خدایا مُحَرَّم است.
و ما اینبار با لباسِ مشکی مُحرِم شدیم،
تو ما را مَحرَمِ غصههای حسین کن.
[ حاج حسین یکتا ]
توکل به این معنا نیست که وسیلهها را رها کنی. توکل؛ یعنی اینکه تو با وسیلهها مغرور و بدون آنها هم مأیوس نباشی. آن هنگام که وسیلهها همراه توست، نمیگویی هان! رسیدم و آن زمان که هیچ نداری، نمیگویی ماندم.
هنگامی که همه وسیلهها در دست تو است و از کار میافتند و کسانی که تو بر روی آنها سقفهای بلندی را ساختهای، از تو جدا میشوند و رهایت میکنند. درست در آن لحظهای که احساس میکنی دیگر هیچکاری از تو ساخته نیست، دریچههای بزرگی به رویت باز میشود. اینجاست که به او رو میآوری و او را با تمام وجودت حس میکنی.
توکل؛ یعنی همین.
" 📚حرکت "