تحلیل انتقادی دیدگاههای فقهی و تاریخی پیرامون مسئله «خونخواهی» و «قصاص»
🖌استاد محمدعلی میرزائی
اساتید محترم جناب آقای سروش محلاتی و ایازی مطالبی در باب انتقام نوشتند که نقدهای جدی نسبت به این مطالب وارد است. اگرچه بخشی از مطالب میتواند به صورت مستقل صحیح باشد. در یادداشت پیشرو برخی از نقدهای وارده به این مطالب تقدیم میشود:
نگاهی به رویکردهایی که مسائل کلان سیاسی، ترورهای دولتی و مواجهات تمدنی را با ابزارهای تحلیل خرد و فقه فردی تبیین میکنند، آشکار میسازد که اینگونه استدلالها عمدتاً از چند خطای متدولوژیک و ساختاری رنج میبرند. بازخوانی دقیق این مباحث نشان میدهد که تقلیل دادن جنایات کلان ساختاری به مراودات شخصی، پیامدهای جدی در کارآمدی احکام و معادلات قدرت به همراه دارد. در ادامه، ابعاد این نقد در چند محور ارزیابی میشود:
۱. خلط میان جرم فردی و جنایت سازمانیافته و سیستمی
یکی از بنیادینترین اشکالات در تحلیلهایی از این دست، تقلیل دادن جنایات کلان شبکهای به سطح دعاوی شخصی است. در روابط اجتماعی عادی، قتل یک فرد دعوایی خصوصی میان قاتل و ولی دم است؛ اما وقتی یک رهبر سیاسی، فکری یا شهروندان یک ملت هدف ترورها و برنامهریزیهای کلان نهادها، دولتهای متخاصم یا سازمانهای تروریستی قرار میگیرند، با یک جنایت سازمانیافته و ساختاری مواجهیم.
در چنین حالتی، رئیسجمهور یا مقام اجراکنندهای که در ظاهر امر مباشر جنایت است، تنها یک حلقه از یک زنجیره طویلِ ایدهپردازان، طراحان و نهادهای پشتیبان محسوب میشود. اگر این سیستم و شبکه گسترده معاقبه نشود، چرخهی خشونت و جرم ابداً متوقف نخواهد شد. فروکاستن این مواجهه به یک مرافعه فردی و چشمپوشی از حقوق عمومی و حاکمیتی، خطایی استراتژیک در فهم حقوق و سیاست است.
۲. چالش بازدارندگی و کارآمدی فقه در مواجهه وجودی میان قدرتها
موضوع دیگری که در این مباحث مغفول میماند، مقوله حیاتی «بازدارندگی کلان» است. متأسفانه در کتب فقه سنتی، بحث مستقل و پرزوری پیرامون فلسفه حدود و عقوبات و ابعاد بازدارندۀ جرم شکل نگرفته و مباحث در این حوزه غالباً کمجان و نحیف ماندهاند.
قرآن کریم رویکردی کاملاً مبتنی بر توازن درد و بازدارندگی دارد؛ چنانکه در آیه شریفه «إن تكونوا تألمون فإنهم يألمون كما تألمون» به روشنی توازن درد و هزینه متقابل را ترسیم میکند. اگر ضربهای وارد شود و پاسخی که هزینه متقابل و بازدارنده ایجاد کند داده نشود، روند استضعاف و تجاوز ادامه مییابد. موضوع در اینجا یک جرم فردیِ شخصی نیست که غالباً با پشیمانی جانی همراه باشد، بلکه یک «مواجهه وجودی میان دو قدرت» است. فهم سنتی، شخصی و فردی از متون و فقه، عملاً کارآمدی بازدارندۀ آنها را در میدان سیاست قفل میکند.
۳. نقد مطلقگرایی در ترجیح عفو و بخشش
تمسک به آیات عفو و بخشش بدون در نظر گرفتن ضوابط موضوعه و استحقاق مجرم، حکمت تشریع قصاص را زیر سوال میبرد. فقه اسلامی برای عفو قواعد مشخصی دارد که مهمترین ارکان آن پشیمانی جانی و قدرت ولی دم بر اجرای قصاص است.
هیچ دلیلی وجود ندارد که حکم کنیم اگر جانی متکبر، تروریست یا عضو یک سیستم جنایتپیشه باشد که به جنایت خود افتخار میکند و در پی استمرار آن است، باز هم اولویت مطلق با عفو و بخشش باشد. تعمیم دادن قواعد عفو فردی به عرصهی تقابل با باندهای تروریستی و دولتهای متجاوز، خلطی آشکار میان احکام حوزه خصوصی و قواعد حکمرانی و دفاع است.
۴. ابهام و بیمبنایی در واگذاری مطلق خونخواهی به امام عصر (عج)
استناد به تعابیری چون «ثارالله» برای توجیه عدم مشروعیت شعارهای خونخواهی و حوالهدادن مطالبات به دوران ظهور، از منظر فقهی پایه محکمی ندارد. بررسی کتب فقهی امامیه در ابواب حدود و قصاص نشان نمیدهد که فقها قائل به تفویض کلی حق خونخواهی امت اسلامی و سلب مسئولیت از جامعه در برابر خونهای ریختهشده شده باشند.
این تفکیک که برخی خونها به عهده مردم و برخی دیگر به عهده امام زمان (عج) است، هیچ معیار فقهی یا عقلایی مشخصی ندارد. به نظر میرسد اینگونه توجیهات بیش از آنکه برآمده از استنباط دقیق اجتهادی باشد، رهآورد رویکردهایی مصلحتاندیشانه با هدف مهار مطالبات عمومی و اجتماعی جامعه در برابر تجاوزات دشمنان است.
🔻🔻🔻
@mobahesat
مقاصد شریعت در کانون توجه؛ روایت یک تحول در حوزه علمیه مشهد
🖌حمیدرضا بهروزیزاد/ هیئت علمی دانشگاه عمران و توسعه همدان همدان
🔹بار دیگر الطاف حضور علی بن موسیالرضا شامل حال جمعی فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی شد و به همت آستان قدس رضوی چهارمین اعتکاف علمی دارالعلم در مشهد مقدس برگزار شد. نقطه چالشی دارالعلم بیشک در مدرسه فقه و اصول اتفاق افتاد که موضوع آن عمدتاً در خصوص مقاصد شریعت بود.
🔹شاید اگر استاد گرانقدرم حضرت آیتالله علیدوست در دهه هشتاد، در مجله فقه اهلبیت، مقاله «فقه و مقاصد شریعت» را که تلاشی بود در کنار سایر تلاشهای ایشان در پاسخ به هجمههای جریان مدعی روشنفکری ـ که مدعی بودند فقه موجود اخلاقی نیست ـ نگارش میکردند، فکر نمیکردند نظریه نصوص مبین مقاصد یا مقاصدالشریعهای که ایشان مطرح کردند، بیست سال بعد در حوزه علمیه مشهد تبدیل به اجتهاد مقاصدی توسط برخی از اساتید خارج فقه و اصول این حوزه مبارکه شود.
🔹حضرت آیتالله علیدوست به مقاصد به عنوان ابزاری برای فهم و تفسیر نصوص مینگریستند و معتقد بودند که فقیه باید پاسخگوی جامعه باشد و بتواند از فقه دفاع نماید. همچنین ایشان در آثار خود همیشه مراقب بودند که مقاصد شیعهای موضوعی برای سوءاستفاده از تراث شیعی و فقه جواهری نشود که نمونه این مراقبت در نقد ایشان بر مرحوم آیتالله صانعی تحت عنوان «تا کجا» موجود است که صراحتاً به فتوای موضوع تساوی دیه زنان و مصاحبه با روزنامه اعتماد ایراد میگیرند و فاصله گرفتن محسوس ایشان از سیر مشهور فقها را صحیح نمیدانند.
🔹در واقع، از نظر ایشان تواتر معنوی روایات تفاضل دیه مانع میشود که فقیه بتواند براساس مقاصد ظنیه، این تواتر و نظریات فقها را نادیده بگیرد. امری که قائد شهید نیز براساس تغییر موضوع (قراردادی بودن بیمه) فتوا به تساوی دیه زنان و مردان دادند که همین امر نشان میدهد که نصوص مبتنی بر مقاصد شرع به دنبال تأسیس فقه جدید نیست، بلکه به دنبال کارآمد کردن آن است.
🔹در هر صورت، آن مقاله در زمان انتشار خود خیلی حساسیتی ایجاد نکرد؛ اما سالها بعد، به مناسبت مخالفتی که ایشان با رویکرد خاص فقه معاصر کردند، ناگهان برخی در حوزه علمیه قم مقاصد شریعت را پیروی از قیاس باطل معروف بین اهل سنت دانستند و توجه به مقاصد شریعت را عامل هدم شیعه دانستند. در حالی که اساساً این نگاه کمکی به حل مسائل نمیکند و باید با هر نظریهای علمی برخورد کرد.
🔹در مواجهه با نظریه نصوص مبین مقاصد باید توجه کرد که چرا این نظریه در میان اهل سنت و قوانین کشورهای مسلمان غیرشیعه بسیار رواج دارد؟ بیشک باید دانست که از فردای روز شوم سقیفه، حکومت با اهل سنت بود و اینان با توجه به کمبود شدید منابع روایی خود نیاز داشتند که به هر نحوی شده پاسخگوی سؤالات مردم شوند و این بود که به هر روشی که عقلای آنان تجویز میکردند متمسک میشدند. شاید به همین دلیل، دوری از حکومت بود که در فقه شیعه عمدتاً احکام مبتنی بر نصوص رشد و تطور پیدا کرد؛ اما هر وقت شیعه نقشی، حتی مشورتی، در حاکمیت داشته است، بیشک به سمت توجه به فقه حکومتی و نصوص مبتنی بر مقا🔹صد رفته است که آثار شهید اول گواه این مدعاست.
🔹در واقع، فقیه شیعه هیچوقت نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی عصر خود بیتفاوت نبوده است و همیشه موضع گرفته است. خود از استاد گرانقدرم آیتالله علیدوست شنیدهام که علت برخی از تعابیر و فتاوای صاحب جواهر نسبت به اهل سنت، هجوم پیروان ابنتیمیه و محمد بن عبدالوهاب به عتبات عالیات و شیعیان مظلوم عراق بود. بنابراین، نصوص مبتنی بر مقاصد ایشان هیچ نسبتی با مقاصد شریعت اهل سنت نداشت و در واقع تخصصاً خارج بود؛ زیرا اساساً ایشان به فقه مقاصدی اعتقاد نداشتند و ادله را فقط همان ادله چهارگانه میدانند. بنابراین، مقاصد فقط در استنباط، براساس آن لایهای که حسب مبنا میتواند استنادکننده به مقاصد داشته باشد، به کار رود.
میتوان گفت کاربرد اصلی مقاصد در فقه حکومتی است و لذا لازم است ببینیم امامین انقلاب چه موضعی در این خصوص داشتهاند. این نوشته در مقام نفی یا اثبات این نیست که حضرت امام خمینی و امام شهیدمان آیتالله خامنهای مقاصدی بودند یا خیر؛ بلکه در مقام توجه این دو بزرگوار به مقاصد شریعت است. شواهد فراوان است؛ اما از باب تبرک و تیمن فقط به یک نمونه، برای رعایت اختصار و ایجازگویی، بسنده میشود.
مشاهده متن کامل یادداشت:
https://mobahesat.ir/24573
🔻🔻🔻
@mobahesat
از «هفته برائت» تا دعوت به مدارا؛ دو قرائت در خاندان شیرازی
🖌یادداشت وارده
هر سال با فرارسیدن ماه ربیعالاول، فعالیت رسانهای جریانهای منتسب به خاندان شیرازی بار دیگر مسئله نحوه تعامل با اهلسنت، دیگر مذاهب و جریانهای تقریبی حوزه را در کانون توجه قرار میدهد. شبکههای ماهوارهای و رسانههای مجازی این جریان، «نهم ربیع» را با عنوان «عید غدیر ثانی» و بهعنوان سالروز کشتهشدن عمر بن خطاب، خلیفه دوم، گرامی میدارند و فاصله آن تا شانزدهم ربیعالاول را «هفته برائت» نامگذاری کرده و به اظهار شادی میپردازند. با این حال، درون همین خاندان، قرائتی متفاوت از تعامل با دیگر مذاهب اسلامی نیز قابل پیگیری است.
کتاب «قولوا للناس حسناً و لا تسبّوا» نوشته آیتالله سید مرتضی شیرازی، از مدرسان درس خارج حوزه نجف اشرف، نماینده این رویکرد متفاوت است. این کتاب نخستینبار در سال ۱۳۹۸ منتشر شد و نویسنده آن در گفتوگویی که بهتازگی با «قناة حیرة» منتشر شده، دیدگاههای خود را روشنتر از گذشته تبیین کرده است. [1]
سید مرتضی شیرازی معتقد است کسانی که از «حربه دشنام و بدگویی» استفاده میکنند، امکان دفاع منطقی و علمی از باورهای خود را ندارند. او با استناد به آیاتی مانند «قولوا للناس حسناً» و «قل لعبادی یقولوا التی هی أحسن»، قاعده نخستین در تعامل با پیروان دیگر مذاهب و ادیان را گفتوگوی مسالمتآمیز و پرهیز از توهین به مقدسات آنان میداند.
او در کتاب خود، روایات مربوط به دشنامدادن به بدعتگذاران و مخالفان را دستهبندی کرده و برجستهسازی نصوصی را که دشنام به آنان را جایز دانستهاند، نمیپذیرد. از نگاه وی، مجموعه روایات باید بهدست مجتهد جامعالشرایط بررسی شود و فقیه نیز متناسب با شرایط جامعه، دیدگاه نهایی را ارائه کند[2]؛ نه اینکه سخنان هیجانزده و مبتنی بر احساسات جوانان مبنا قرار گیرد.[3]
به باور سید مرتضی شیرازی، نمیتوان به نصوصی که از دشنامدادن معصومان سخن میگویند، استناد عام کرد؛ زیرا این موارد غالباً ناظر به شخص یا شرایط زمانی خاص بودهاند. او نمونههایی را ذکر میکند که معصوم عملی انجام داده، اما امکان استناد عمومی به آن وجود ندارد. بر این اساس، روایات جواز دشنام به مخالفان در برابر اصل نخستینِ حرمت دشنامدادن به دیگران، یا ناظر به موارد استثنایی همچون جنگ و درگیریاند یا از باب تزاحم مطرح شدهاند.
از سوی دیگر، در میراث حدیثی شیعه تأکید فراوانی بر مدارا با مردم وجود دارد و دوران غیبت امام مهدی(عج) نیز دوران ترک مخاصمه با مخالفان توصیف شده است؛ توصیفی که نشان میدهد رفتار تحریکآمیز نسبت به مذاهب دیگر، در این دوران مورد رضایت معصومان(ع) نبوده است. [4]
کتاب «قولوا للناس حسناً و لا تسبّوا» به بخش قابل توجهی از پرسشهای جریانهای «برائتی» پاسخ میدهد. نویسنده در پاسخ به ادعای اجماع صاحب جواهر درباره جواز دشنامدادن به اهل بدعت، قدر متیقن این جواز را به زمانی اختصاص میدهد که این رفتار زیانی برای مؤمنان نداشته باشد. او بلافاصله تصریح میکند که دشنام علنی در شرایط کنونی، بدون تردید موجب آزار مؤمنان شده و آنان را در بسیاری از کشورها در معرض ستم و دشواری قرار میدهد. [5]
این مواضع، به مذاق برخی از طرفداران خاندان شیرازی خوش نیامده است. یاسر الحبیب در پاسخ به پرسشی درباره کتاب «قولوا للناس حسناً» نوشته است: «این اثر نشانههایی از خامی و فقدان پختگی دارد؛ محتوای آن به دلیل محدودیتِ دامنهٔ بحث و همچنین صورتبندیهای نظری که با روایتهای تاریخی و واقعیتهای عملی، چه در گذشته و چه در حال، فاصله دارند، تضعیف شده است.» [6]
او نگارش چنین آثاری را نشانه فراگیری پدیده «برائت علنی» میداند و معتقد است از این پس باید با توان بیشتری، عقیده به برائت را در تألیفات، سخنرانیها و کنفرانسها ابراز کرد.
همزمانی و برجستگی این دو رویکرد در اندیشه خاندان شیرازی، میدان تازهای را برای پیگیری تحولات این جریان پیش میگذارد؛ میدانی که نسبت میان تأکید بر برائت علنی و دعوت به مدارا و گفتوگو، میتواند در ترسیم خطمشی آن در سالهای پیش رو نقشی تعیینکننده داشته باشد.
[1] https://www.youtube.com/watch?v=l_-HLIIdmPE&t=2065s
[2] ص47.
[3] ص94.
[4] ص188.
[5] ص163.
[6] https://al-qatrah.net/an3261
🔻🔻🔻
https://mobahesat.ir/24577
بازخوانی جایگاه «مقاصد الشریعه» در هندسه معرفتی فقه امامیه
🖌استاد عادی غلامی
۱. طرح مسئله و خطای رتبی معاصران
جریانهای معاصر در فقه شیعه، در مواجهه با چالشهای کارآمدی و مسائل نوپدید، به بازخوانی «مقاصد الشریعه» روی آوردهاند؛ اما این جریان دچار یک «خطای جایگاهشناختی» بنیادین است: معاصران میکوشند مقاصد را در ساحت «فقه فردی» برای تغییر یا توسعه فتوا بهکار گیرند. این رویکرد، مرز میان اجتهاد منضبط اصولی را با استحسان، ذوقگرایی و ظنون غیرمعتبر مخدوش ساخته و به نقض سنت سلف منتهی میشود.
۲. تبارشناسی مقاصد در سنت عامه و امتناع انتقال مکانیکی
تکوین نظریه مقاصد در فقه اهلسنت (از غزالی و شاطبی تا ابنعاشور) برآمده از دو مؤلفه ساختاری بود: «فقر نصوص و انقطاع زودهنگام سنت» و «ضرورت اداره فوری دستگاه خلافت». این تنگنا فقه عامه را به سمت مصالح مرسله و مقاصد برونمتنی برای حل مسائل جزئی و کلان سوق داد. اما در فقه امامیه، به برکت تداوم حضور ۲۵۰ ساله معصومان (ع) و غنای روایات، «بطلان قیاس و استحسان» و «اصالت نصوص معتبر» بنیاد فقاهت شد؛ لذا انتقال مکانیکی مقاصد به فقه شیعه بدون تفکیک ساحتها خطاست.
۳. تفکیک بنیادین «روح حکم» از «روح شریعت»
الف) روح حکم (درونمتنی و معتبر در فقه فردی): عبارت است از «علل منصوصه» (مانند قاعده *العلة تعمم و تخصص*) و «تنقیح مناط قطعی» با الغای خصوصیت عرفی-عقلی. این سازوکار، اصیل و روشمند بوده و قرنها در سنت شیخ طوسی تا شیخ انصاری و محقق اصفهانی جریان داشته است؛ نامگذاری آن تحت عنوان «مقاصدگرایی جدید» مغالطه اشتراک لفظی و مصادره به مطلوب است.
ب) روح شریعت (برونمتنی، کلی و نامعتبر در فقه فردی): انتزاع مفاهیم عام مانند عدالت، آزادی یا کرامت است که تطبیق جزئی آنها بر احکام خاص (نظیر ارث، حدود و عقود معین)، ظنی بوده و موجب سقوط در قیاس، استحسان و نقض تعبد به نصوص خاصه میشود.
۴. نقد روششناختی رویکردهای معاصر
پژوهشهای معاصر مقاصد را به ابزاری برای تغییر فتوای فردی تقلیل دادهاند. این جریانها بر سر دوراهی قرار دارند: اگر مقاصد را به قیود و نصوص مقید کنند، چیزی جز تکرار «منصوصالعله» سنتی نخواهد بود؛ و اگر آن را رها سازند، حجیت کتاب و سنت را با ظنون استحسانی جایگزین میکنند. هیچ فقیهی در تاریخ امامیه، نص خاص معتبر را با غایتی برونمتنی کنار نگذاشته است.
۵. جایگاه انحصاری مقاصد در «فقه حکومتی و نظامسازی»
اداره جامعه فراتر از تجمیع مکانیکی فتاوای فردی است؛ زیرا با پیوند افعال در قالب نهادها، «موضوعی نوین» متولد میشود. جایگاه حقیقی مقاصد، منحصراً در فقه الحکومه برای کشف جهت کلان شارع (اقامه قسط، نفی سبیل، منع اخلال در نظام) در مهندسی ساختارها و اداره کلان حیات جمعی است.
۶. مصلحت نظام بهمثابه «ملاک واقعی مرتبه دوم»
در هندسه فقه حکومتی امام خمینی (ره):
1. رتبه اول: احکام اولیه و تکالیف فردی است.
2. رتبه دوم: «مصلحت نظام» نه امری عرفی-سکولار، بلکه ملاکی عینی و واقعی در مرتبه اجرا و ساختارسازی است. هرگاه اجرای صوریِ یک حکم فردی موجب اختلال در مقاصد کلان شریعت شود، فقیه حاکم بر پایه ولایت مطلقه و با صدور احکام حکومتی، آن روند را متوقف میکند.
۷. نتیجهگیری
مقاصد الشریعه در فقه فردی فاقد حجیت و بدعت اصولی است؛ اما در فقه حکومتی، قطبنمای معماری ساختارها و اعمال اختیارات ولایی است تا جامعه اسلامی بدون افتادن در جمود صورتگرایانه یا لغزشگاه استحسان اداره شود.
مشاهده متن کامل مقاله:
https://mobahesat.ir/24580
🔻🔻🔻
@mobahesat
ویژه_نامه مدرسه تابستانه علامه مجلسی در آیینه مستشرقان.pdf
حجم:
1M
ویژهنامه مدرسه تابستانی «بازخوانی میراث علامه مجلسی در آیینه مستشرقان» 📚
این مدرسه تابستانی توسط کنگره بینالمللی علامه مجلسی و با همکاری مؤسسه الهیات و معارف امامیه در اصفهان برگزار گردید.
در این ویژهنامه میخوانید:
🔸 سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی سبحانی (رئیس کنگره بینالمللی علامه مجلسی) با موضوع «ارمغان علامه مجلسی برای جامعه شیعه و جامعه اسلامی»
🔸 ارائه فراتاریخنگارانه پروفسور اندرو نیومن (استاد دانشگاه ادینبرو) با عنوان «ایده محمدباقر مجلسی به مثابه ایده ایران عصر صفوی و افقهای نو در مجلسیپژوهی»
🔸 ارائه تخصصی حجتالاسلام دکتر مرتضی مداحی با موضوع «معرفی و نقد کتاب اسلام بدون الله»
🔸 گونهشناسی مستشرقان و تحولات فکری آنان توسط استاد امید هادیان برسیانی، پژوهشگر کارگروه مستشرقان کنگره علامه مجلسی
🔸 سخنرانی افتتاحیه حجتالاسلام عبداللهینژاد درباره ابعاد تمدنی و مردمی سیره علامه مجلسی
🔸 تبیین نقشه راه کنگره جهانی و احیای آثار علامه مجلسی توسط استاد حسن مظاهری، رئیس دفتر آیتاللهالعظمی مظاهری
📚 دبیر علمی: حجت الاسلام احمدرضا کریمی
📥 دریافت ویژهنامه از سایت المباحثات: لینک
#کنگره_بینالمللی_علامه_مجلسی #مدرسه_تابستانی #علامه_مجلسی #بحرالانوار #مستشرقان #صفوی
🔻🔻🔻
@mobahesat
هدایت شده از آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
بسم الله الرحمن الرحیم
"الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ ۙيَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ"
روح مطهر فقیه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ومرجع عالیقدر جهان تشیّع، آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف) به لقاء الله پیوست.
عمر بابرکت و زندگی پرافتخار آن مرجع عالیقدر، مشحون از ژرف اندیشی و مجاهدت علمی مستمر و تلاش مخلصانه در حفظ و اعتلای فقاهت اصیل و نشر معارف اسلام و پاسداشت از کیان تشیّع و خیرخواهی و دلسوزی برای مردم بود.
ضمن عرض تسلیت این ضایعه جانگداز به پیشگاه مقدس صاحب الأمر حضرت بقية الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه الشریف،و حوزه های مبارکه علمیه و مردم شریف ایران و علاقهمندان مرجعیت در همه نقاط جهان، به اطلاع میرساند مراسم تشییع و تدفین پیکر مطهر ایشان، متعاقبا اعلام خواهد گردید.
دفتر آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف)
@zanjani_net
بازگشت به متن و تاریخ؛ درآمدی بر مکتب فقهی آیتالله شبیری زنجانی
در دو دهه اخیر، فضای علمی حوزههای علمیه، بهویژه حوزه قم، شاهد نوعی بازنگری آرام اما عمیق در شیوههای استنباط احکام بوده است. در کانون این دگرگونی، الگوی فقاهت آیتالله سید موسی شبیری زنجانی قرار دارد؛ روشی که امروزه نزد بخش قابلتوجهی از فضلای جوان و پژوهشگران حوزه، به الگویی مطلوب و راهگشا تبدیل شده است. برای شناخت جایگاه این مکتب، باید آن را در بستر تحولات دو سده اخیر فقه شیعه بررسی کرد.
از زمان شیخ انصاری و در ادامه با آرای آخوند خراسانی و میرزای نائینی، دانش «اصول فقه» سیطره چشمگیری بر فقه شیعه پیدا کرد. شاگردان برجسته این مکتب در نجف—از جمله آیتالله خویی، سید محمود شاهرودی، شیخ حسین حلی و سید محسن حکیم—روشی را تثبیت کردند که در آن، استنباط احکام تا حد زیادی بر پایه قواعد انتزاعی و پیشینیِ اصولی بنا میشد. در این نگرش، گاه پیش از ورود تفصیلی به روایات، «اصل عملی» یا قاعده اصولی حاکم بر مسئله مشخص میشد. مباحثی مانند منجّزیت علم اجمالی، جریان استصحاب در شبهات حکمیه و قواعد نظریِ تعارض روایات، ساختار اصلی استنباط را هدایت میکردند. این رویکرد فقه را تا اندازهای از بافت تاریخی متون جدا میکرد و تابع قواعد شبهمنطقی میساخت.
در نقطه مقابل، روش فقهی آیتالله شبیری زنجانی نوعی بازگشت به ادله نقلی و فهم تاریخی فقاهت و شریعت است. این شیوه، پیوند وثیقی با سنت قدما، مکتب فقهیِ محقق اردبیلی و آموزههای آیتالله بروجردی دارد. در این مکتب، فقیه پیش از تکیه بر قواعد اصولی، ادله روایی و پیشینه فتوایی مسئله را بهدقت میکاود.
ویژگیهای بارز این اسلوب فقهی را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
۱. ردیابی تاریخی فتاوا و نقد اجماعها:
آیتالله شبیری اقوال فقیهان را با رویکردی تاریخی و به ترتیب زمانی از متقدمین تا متأخرین پیگیری میکند. بررسی فتاوای فقیهان از ماقبل شیخ طوسی تا معاصرین نزد ایشان نقشی کلیدی داشت. این روش نشان میدهد که بسیاری از دعاوی اجماع یا شهرت، حقیقت پیوسته نداشتهاند؛ بلکه گاه صرفاً عدم ثبت مخالفت بودهاند یا مخالفتهای کهن از چشم متأخرین پنهان مانده است.
۲. متنمحوری و فهم عرفی روایات:
در این اسلوب، ادله نقلی اصالت بنیادین دارند. حل تعارض میان روایات بهجای اعمال فرمولهای انتزاعی اصولی، بر اساس «جمع عرفی» و درک زبانیِ رایج در عصر معصومان انجام میپذیرد. ایشان فقه را مبتنی بر دلایل روشن و منصوص میدانست و تا حد ممکن از به کار بردن و بسط دادن قواعد انتزاعی پرهیز میکرذ.
۳. تمایز با مکتب آیتالله بروجردی:
هرچند روش آیتالله شبیری در توجه به تاریخ متقدم فقه بسیار به آیتالله بروجردی شباهت دارد، اما تمایزی مهم میان آنها به چشم میخورد. در مکتب آیتالله بروجردی، شناخت فقه اهلسنت و فضای حاکم بر عصر صدور روایات نقشی اساسی در تفسیر کلام ائمه داشت؛ زیرا روایات شیعه اغلب ناظر به فتاوای عامه شمرده میشدند. با این حال، در روش آیتالله شبیری، توجه به فقه عامه کمرنگتر است و تکیه اصلی بر شناخت درونیِ رجال، راویان و تبار تاریخی اقوال امامیه قرار دارد.
امروزه گرایش نسل جوان حوزه به روش آیتالله شبیری رویدادی قابل تأمل است. بسیاری از این طلاب و فضلا، آموزشیافته اساتیدی هستند که خود در مدار مکتب اصولی نجف و آراء نائینی، خویی و شهید صدر بالیدهاند. با این وجود، نسل جدید حوزه با مشاهده جامعیت، تتبع تاریخی، دقت کمنظیر در شناخت اسناد روایی و ملموس بودن این روش در حل مسائل، به پرچمداری آیتالله شبیری زنجانی روی آورده است. این اقبال را میتوان نشانهای از عطش پژوهشگران معاصر حوزه برای رهایی از پیچیدگیهای انتزاعی و رویآوردن به فقهی عینی، تاریخی و متنمحور دانست.
🔻🔻🔻
@mobahesat
مصلح اجتماعی
🖌حمیدرضا بهروزیزاد، عضو هیئت علمی دانشگاه عمران و توسعه همدان
در ایام منسوب به ارتحال پناهگاه شهر فقه و فقاهت، حضرت معصومه سلاماللهعلیها، شاهد مصیبت عظمای دیگری بودیم و آن، ارتحال یکی از استوانههای علمی فقه و فقاهت و رجال شیعه بود که قلوب محبان اهلبیت را داغدار کرده و عالمان شیعه را به فکر فرو برده است که چگونه بتوانند از لحاظ علمی این ثلمه بزرگ را جبران کنند.
مقام علمی و فقاهتی ایشان بر هیچ اهل علمی پوشیده نیست؛ اما این نوشته در پی پرداختن به آن ساحت نیست؛ عرصهای که نه در توان نگارنده است و نه جایگاه قلم زدن یک فقهآموز. بیتردید اهل علم درباره ابعاد علمی و فقهی آن مرحوم خواهند نوشت.
آنچه این نوشتار در پی برجسته کردن آن است، جنبهای از زندگی این مرد فقاهت است که به نظر میرسد کمتر مورد توجه قرار گرفته و گاه حتی با عینک سیاسی به آن نگریسته شده است. من آیتالله شبیری زنجانی را فقیهی مصلح میشناسم. کسی که هرگز در پی بهرهبرداری سیاسی از جایگاه خود نبود؛ چنانکه اساساً شهرتگریز بود و سالها از پذیرش بار سنگین مرجعیت پرهیز داشت.
ایشان حضور در میان مردم را برای خود یک تکلیف میدانستند. سالهایی که به امامت این استوانه فقاهت نماز گزاردیم، از خاطرات شیرین زندگی ما خواهد بود. خود شاهد بودم که چگونه در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها و نیز در مدرسه مبارکه فیضیه، با سعه صدر به مسئولیت اجتماعی خویش عمل میکردند.
آنچه بیش از هر چیز مرا به این برداشت رسانده است، نقش ایشان در کاهش شکافهای درونشیعی است. اگر استاد ایشان، آیتالله العظمی بروجردی، در تقریب مذاهب اسلامی تحولی بزرگ پدید آورد، آیتالله شبیری زنجانی نیز در تقریب میان جریانهای مختلف شیعه نقشی اثرگذار ایفا کرد.
بنده در شهری رشد کردهام که نزاعهای درون جهان تشیع را با گوشت و پوست خود لمس کردهام. در دهه شصت و هفتاد، بخشی از فضای آذربایجان تحت تأثیر اختلاف میان هواداران انقلاب و طرفداران خلق مسلمان بود. این وضعیت همواره برایم این پرسش را ایجاد میکرد که چگونه مؤمنان و صالحان جامعه چنین در برابر یکدیگر قرار میگیرند.
در چنین فضایی، هنر آیتالله شبیری زنجانی آن بود که بدون ایجاد حاشیه برای نظام و بدون وابستگی به هیچ جریان سیاسی، مرجع اعتماد طیفهای گوناگون باقی ماند. ایشان میکوشیدند براساس مبنای دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، ارتباط میان منتقدان و حاکمیت به گسست کامل نینجامد و راه گفتوگو و تعامل همچنان باز بماند. به گمان من، این نقش اصلاحی خدمت بزرگی هم به تشیع و هم به نظام جمهوری اسلامی بود.
از این رو، کسانی که امروز به بهانه تجلیل از این شخصیت برجسته در پی بهرهبرداری سیاسی هستند، باید توجه داشته باشند که چنین رویکردی با سیره خود ایشان سازگار نیست. آیتالله شبیری زنجانی نه تنها به دنبال برجسته کردن اختلافات نبودند، بلکه حتی در مواردی که مستقیماً مورد خطاب قرار میگرفتند، سکوت و خویشتنداری را بر ورود به منازعات ترجیح میدادند تا استقلال و جایگاه اصلاحگرانه خود را حفظ کنند.
بر همین اساس، نباید با استناد به برخی خاطرات یا نقلقولها، چهره این عالم برجسته را در چارچوب رقابتهای سیاسی بازتعریف کرد. یکی از مهمترین رسالتهای ایشان تلاش برای ایجاد همدلی میان جریانهای مختلف شیعه بود؛ امری که میتواند از مؤثرترین پشتوانههای اجتماعی برای حکومت اسلامی به شمار آید.
به نظر میرسد ادامه این روش، امروز نیز ضرورتی جدی برای جامعه ما باشد. جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به چهرههایی نیاز دارد که بتوانند از دامنه اختلافات بکاهند و بر مشترکات بیفزایند؛ چراکه حفظ انسجام اجتماعی و ملی، از مهمترین وظایف دینی و ملی هر ایرانی است.
در پایان، شاید بهترین تعبیر درباره زندگی این فقیه وارسته همان عبارت مشهور باشد: «عاش سعیداً و مات سعیداً».
https://mobahesat.ir/24595
🔻🔻🔻
@mobahesat
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجموعه گرانسنگ 《جرعهای از دریا》 چگونه شکل گرفت؟
🔻🔻🔻
@mobahesat
بازنشر خاطرات آیتالله العظمی شبیری زنجانی از اولین سفرشان به عتبات
منتشر شده در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ سایت مباحثات
عصر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳) آیتﷲ سید محمدباقر خوانساری (تولیت مدرسه علمیه آیتﷲ خوانساری) با حضور در دفتر حضرت آیتﷲالعظمی شبیری زنجانی با ایشان دیدار کردند. پس از این دیدار آیتﷲ شبیری زنجانی در جمع تعدادی از روحانیون و فضلاء حوزه قم، خاطرات خود را از اولین سفرشان به عتبات عالیات به همراه آیتﷲ سید محمدباقر خوانساری بیان نمودند:
«سفر اولی که من مشرف شدم عتبات با ایشان همسفر و همصندلی توی ماشین بودیم. ایشان یک چیزی از این سفر یادشان بود که من با این خصوصیت یادم نبود. ما در این سفر که میخواستیم به عتبات برویم، گذرنامه آن سال نمیدادند و ممنوع بود، مگر این که نخستوزیر خودش دستور دهد. آن وقت هم نخست وزیر زاهدی بود و ما هر چه این طرف و آن طرف زدیم تا گذرنامه بگیرم نشد، چون منحصر بود فقط باید با امضاء نخستوزیر باشد که این هم مقدور نبود. مرحوم حاج میرفخرالدین جزایری گفت: نامهای بنویسید تا کارتان را درست کنم. ما هم نامهای نوشتیم و بعد با هم رفتیم منزل آقای بنی صدر و ایشان مطلب را گفت و قرار شد دو یا سه روز دیگر امضاء زاهدی را بگیرد. آقای بنی صدر هفتهای یک روز ملاقات با زاهدی داشت برای گرفتاری اشخاصی امثال ما که کارشان متوقف به امضاء نخستوزیر بود که او هم امضاء میکرد. خلاصه با این زحمت ما گذرنامه گرفتیم که چند ماه طول کشید. قرار شد برویم که یکی از بچههای ما کوچک بود، یک سالش بود که مریض شد و خانواده مجبور بود بماند و من والده را به اسم خانواده همراه خود بردم. آنجا در مرز مأمور میخواست مشخصات را با افراد تطبیق کند که ایشان (آیتﷲ سید محمدباقر خوانساری) میگفت: یکی چراغ را گرفت روی چشم فردی که میخواست مشخصات را تطبیق کند و او چشمهایش ندید و کور شد و والده را پذیرفت و هیچ متوجه نبود، چون نمیتوانست تطبیق کند. ایشان این مطلب را یادشان بود که من یادم رفته بود.»
لازم به ذکر است که آیتﷲ سید محمدباقر خوانساری فرزند مرحوم آیتﷲ سید محمدتقی خوانساری است. در سال ۱۳۲۳ در اثر خشکسالی و بیآبی در قم مرحوم آیتﷲ سید محمدتقی خوانساری به همراه هزاران نفر از مردم قم نماز استسقاء و طلب باران برپا نمود که بعد از نماز بارانی بیسابقه در شهر قم بارید به حدی که رودخانه قم لب به لب پر از آب شد.
https://mobahesat.ir/3026
🔻🔻🔻
@mobahesat
ما و عربستان؛ حکایت گوشت و استخوان
حضور تعدادی از مسئولان کشور در مراسم بزرگداشت روز ملی عربستان سعودی، واکنشهای متعددی را در فضای مجازی برانگیخت. این واکنشها با توجه به حضور دو شخصیت حوزوی، آقایان شهریاری دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و مبلغی، از چهرههای شناختهشده عرصه تقریب و نماینده جمهوری اسلامی ایران در مجامع بینالمللی اسلامی، رنگ و بوی حوزوی نیز به خود گرفت.
تعامل و ارتباط میان کشورهای همسایه، یک اصل پذیرفتهشده در روابط بینالملل است. در عین حال، همجواری جغرافیایی و اشتراک در حوزههای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، بهطور طبیعی زمینهساز رقابتها، اختلافات و گاه تنشهای جدی نیز میشود. روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی نیز در دهههای گذشته از همین قاعده پیروی کرده و فراز و فرودهای متعددی را تجربه کرده است.
دو کشور به دلایل مختلف مذهبی، سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی در مقاطع گوناگون با چالشهای جدی مواجه بودهاند؛ چالشهایی که در برخی دورهها حتی به قطع کامل روابط دیپلماتیک نیز انجامیده است. حادثه تلخ کشتار حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۶ و مواضع قاطع امام خمینی(ره) در قبال آن، یکی از مهمترین نقاط تنش در روابط دو کشور بود که به قطع روابط سیاسی انجامید. با این حال، پس از چند سال و با در نظر گرفتن مصالح و ضرورتهای منطقهای، روابط دو کشور مجدداً از سر گرفته شد.
حادثه جانباختن شمار زیادی از حجاج در فاجعه منا، حمله به سفارت عربستان در تهران و قطع مجدد روابط سیاسی نیز از دیگر رخدادهای مهم در تاریخ معاصر روابط دو کشور به شمار میآید. افزون بر این، اختلافات جدی تهران و ریاض در برخی پروندههای منطقهای، بهویژه در سالهای ظهور و گسترش جریانهای تکفیری و تروریستی داعش در منطقه، از مهمترین چالشهای امنیتی میان دو کشور بوده است.
با وجود همه این اختلافات و تلخیها، واقعیت آن است که روابط میان دولتها صرفاً بر پایه احساسات، خاطرات تاریخی یا رخدادهای مقطعی تنظیم نمیشود، بلکه منافع ملی، مصالح راهبردی و ضرورتهای منطقهای نقش تعیینکنندهای در آن دارند. از همین رو، در سالهای اخیر شاهد بازسازی تدریجی روابط و گشایش فصل جدیدی از مناسبات میان تهران و ریاض بودهایم؛ روندی که با حمایت و تأیید عالیترین سطوح حاکمیتی دو کشور دنبال شده است. تا جایی که رهبر معظم انقلاب در سال ۱۴۰۴ وزیر دفاع جوان عربستان را به عنوان حامل پیام پادشاه سعودی به حضور پذیرفتند. اقدامی که از نظر قواعد دیپلماتیک امری جالب توجه بود.
این وضعیت البته منحصر به روابط ایران و عربستان نیست. جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف با برخی دیگر از همسایگان خود نیز اختلافات امنیتی و سیاسی جدی داشته است. فعالیت گروههای تروریستی و تجزیهطلب در مناطق مرزی شرقی، حضور و استقرار برخی از این گروهها در کشورهای همسایه غربی و بروز تنشهای امنیتی ناشی از آن، بخشی از واقعیت روابط منطقهای در دهههای گذشته بوده است. با این همه، هیچیک از این مسائل مانع از استمرار اصل روابط سیاسی و دیپلماتیک میان کشورها نشده است.
از این رو، حفظ و توسعه روابط دیپلماتیک با کشورهای همسایه، حتی در شرایط وجود اختلافات جدی، نه نشانه چشمپوشی از حقوق ملی است و نه به معنای فراموش کردن گذشته؛ بلکه بخشی از منطق عقلانی سیاست خارجی و تأمین منافع بلندمدت کشورها به شمار میرود.
اما در کنار اصل برقراری و حفظ روابط، یک ضلع مهم دیگر نیز وجود دارد و آن، «مدیریت روابط» است. صرف داشتن رابطه با یک کشور، بهخودیخود هدف نیست؛ مهم آن است که این روابط به شکلی سازنده، هدفمند و در جهت تأمین منافع ملی مدیریت شود. روابط ایران و عربستان نیز نباید صرفاً تابع فراز و فرودهای مقطعی یا رفتارهای طرف مقابل باشد، بلکه لازم است الگوی کنشی و چارچوب مشخصی برای آن تعریف شود تا این فراز و نشیبها تا حد امکان هدایتشده و قابل مدیریت باشد. باید از موضع قدرت و با ادبیاتی روشن، خطوط قرمز و رفتارهایی را که میتواند روابط را دچار چالش کند، برای طرف مقابل تبیین کرد و در عین حال، از ظرفیتهای موجود در روابط برای تأمین منافع کشور استفاده مطلوب را داشت.
البته همه آنچه گفته شد، هرگز به معنای نادیده گرفتن حقوق ملت ایران یا کاهش حساسیت نسبت به امنیت ملی نیست. جمهوری اسلامی ایران همانگونه که در عمل نیز نشان داده است، در دفاع از تمامیت ارضی، امنیت ملی و منافع راهبردی کشور با قاطعیت عمل کرده و در برابر هرگونه تهدید یا تعرض، بدون توجه به هویت و موقعیت طرف مقابل، از حقوق ملت ایران دفاع خواهد کرد. حفظ روابط دیپلماتیک و دفاع مقتدرانه از منافع ملی، نه دو رویکرد متعارض، بلکه دو ضلع مکمل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هستند.
🔻🔻🔻
@mobahesat
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ آیین رونمایی از اثر ارزشمند «فقیهی از کربلا»
📖 واکاوی اندیشههای سیاسی مرجع عالیقدر، حضرت آیتالله العظمی سید محمدتقی مدرسی
🗓 زمان: پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵
🕙 ساعت ۱۰ صبح
📍 مکان: قم، خیابان معلم، سالن همایشهای پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
🤝 منتظر حضور گرم شما، فرهیختگان و علاقهمندان به حوزه اندیشه سیاسی اسلام هستیم.
🔻🔻🔻
@mobahesat