7.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 کلیپ: نگاهی گذرا بر زندگی مرحوم آیتاللهالعظمی سیدمحمد حسینی شاهرودی
مباحثات درگذشت این مرجع فقید را به حوزههای علمیه جهان تشیع تسلیت عرض میکند
🔻🔻🔻
@mobahesat
✔️ مباحثات/ تفسیر سکولار از حج برخلاف آیات قرآن است
🔸در روزهای اخیر رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان برگزاری حج، تأکید فرمودند که این فریضه، سیاسی است. از سوی دیگر این فرمایش حضرت آیتالله جوادی آملی که «نباید حج را سیاسی کرد» در برخی از رسانهها به شکلی منعکس شد که گویا در مقابل و تعارض با سخنان رهبری معظم قرار دارد. از همینرو با حجتالاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی مصاحبهای در این باره انجام دادهایم که متن آن، در ادامه میآید.
🔹آیات قرآن در باب حج بسیار شفاف و صریح است. ما نمیتوانیم بگوییم که میخواهیم یک حج شیعی انجام دهیم؛ به لحاظ احکام و قواعد فقهی ممکن است احکام ما با سایر مسلمین متمایز باشد، اما نباید چنین تصور شود که حج، باید یک حج شیعی باشد.
🔹خطابهای قرآنی نشان دهندهی این است که حج، نه امری فردی که امری فراگیر و اعلام عمومی است. اگر بخواهیم حج را با دیدگاهی سکولار، تفسیر نماییم، کاملاً برخلاف حقیقت آیات گام برداشتهایم. برخی میخواهند سیاستی را بر واقعهی مبارک حج تحمیل کنند که براساس ضوابط، منافع و مواضع سیاسیای است که با هویت حج، منافات دارد و در واقع، براساس برخوردهای سیاسی شکل گرفته است.
🔹دو نوع سیاست در باب حج وجود دارد:
یکی سیاستی است که از ماهیت حج برمیخیزد و دیگری سیاستی است که از خواست قدرتها نشأت میگیرد و در این ایام هم میبینیم که این سیاستها خصمانه است و حتی گاهی خود را به شکل تهدیدهای نظامی و امنیتی جلوهگر مینماید. آیتالله جوادی آملی این تفکیک را بیان و اشاره میکنند که این دو مدل از سیاست را باید جدا کرد. وقتی به سفارت عربستان حمله میشود، سیاستی شکل میگیرد که معنای منفیاش را بر جریان حج، تحمیلی میکند. حملهی به سفارت عربستان، با ماهیت حج و معنایی از سیاست که در آن لحاظ شده است، در تنافی کامل میباشد. نظر آیتالله جوادی آملی این است که باید حرف بزرگان را خوب فهمید و محکمات سخنان آنها را مدنظر قرار داد و متشابهات فرمایشات این بزرگان را به محکمات برگرداند تا مسئله روشن شود.
ادامه مطلب در سایت مباحثات
👇👇👇
yon.ir/9ltnV
🔻🔻🔻
@mobahesat
✔مباحثات/ آیتاللهالعظمی سید محمد شاهرودی، پاسدار اعتقادات شیعه
🔹 سید محمود حسینی شاهرودی را احیاگر سنت پیادهروی اربعین دانسته اند. فرزند او سید محمد نیز این سنت را به کرّات به انجام رساند. گفته می شود که او بیش از صد بار پیاده به کربلا رفت. سید محمد در محضر پدر از اسرار این پیادهروی مطلع شده بوده و ترک آن را روا نمی دانسته است.
🔹حضور مستمر سید محمد پای درس پدر کافی بود تا تقریرات درس اصول و فقه ایشان را به رشته تحریر درآورد و از جانب پدر اجازه اجتهاد دریافت کند. گفته می شد که مرحوم سید محمود شاهرودی به سختی اجازه اجتهاد صادر می کرده است. از این رو در نجف وی را «ذوالشهادتین» نامیده بودند؛ چرا که اجازه او به مانند شهادت و اجازه دو فقیه عالِم محسوب می شده است. علاوه بر پدر، سید جمال الدین گلپایگانی هم برای سید محمد اجازه اجتهاد صادر کرد.
🔹گفته می شود در برخی مواقع نیز سید محمود شاهرودی به پسر خود اقتدا می کرده است. مرحوم سید محمود همچنین احتیاطات مسائل شرعی را به فرزند خود ارجاع داده بود. همین نحوه اعتماد بود که پس از درگذشت سید محمود شاهرودی، بسیاری از مقلدان وی از فرزندش سید محمد شاهرودی تقلید کردند.
🔹سید محمد دموکراسی را مقبول نمی دانست. گفته بود که دموکراسی به معنای غربی آن که حکومت مردم بر مردم است، مورد قبول اسلام نیست. وی با استناد به اینکه ولایت و سرپرستی غیرمسلمانان بر مسلمانان جایز نیست، پذیرش قوانین غیرمسلمانان را جایز نمی دانست.
🔹او در خصوص ماجرای بحث برانگیز غلو در شیعه نیز معتقد بود که غلو تنها به این معناست که انتساب برخی افعال را به پیامبران و امامان بدون محوریت خدا در نظر آوریم. در غیر این صورت، خداوند به پیامبر و ائمه قدرتی داده که در برخی امور تصرف کنند و این به معنای غلو نخواهد بود. می توان او را پاسدار اعتقادات بنیادین شیعه دانست. اعتقاداتی که اگرچه با برخی از چالشها در دنیای امروز همراه است، اما وی می کوشید تا از آن پای پس نکشد و تمام قامت از آن به دفاع بپردازد.
ادامه مطلب در سایت مباحثات
👇👇👇
http://mobahesat.ir/19466
🔻🔻🔻
@mobahesat
✔️علّامه تهرانی را همانطور که بودند، معرفی کنید
پویا طاهری
🔸جناب آقای سید محمدحسین دعائی در پاسخ به مقاله این جانب با عنوان «ملاحظاتی پیرامون مقاله آقای مهدی نصیری درباره سید هاشم حداد و حواشی آن» مطلبی را نگاشتهاند. با عنایت به مقاله اخیر ایشان مطالبی عرض میشود:
🔹اولاً، شما و همفکرانتان خود زمین بازی را در پاسخ و نقد به شکل موجود تعیین کردهاید و با پاسخ به افرادی که آنها را جاهل و جسور خواندهاید، به هیجانی شدن فضای نقد کمک میکنید. منتقدین عرفان و تصوف و جریان مرحوم تهرانی منحصر در افرادی که آنها را جاهل و هتاک میخوانید، نیستند. عرض ما هم همین بود که با وجود افراد و جریانهای دیگر که به نقد منش و روش جریان شما پرداختهاند، شما به نقدهای مودبانه و علمی وقعی نمینهید و فقط آنهایی را که به قول خودتان هتاکاند را پاسخ میگویید.
🔹در مورد «مریدبازی»، تفاوت بحث «مرید و مراد» در جریان شما و سایر علمائی که نام بردید، روشن است و بعید میدانم ملتفت آن نباشید. معلوم است مقصود بنده و امثال آیتالله علم الهدی -که نقدشان بر مریدبازی در مقاله قبلی آمد- نه «اظهار علاقه به بزرگان»، «أخذ معالم دین»، «استفاده از انفاس قدسی» و… است، بلکه ترویج تفکراتی مانند «محو اختیار در اختیار پیر»، «اطاعت مطلقه و تبعیت محض و بی چون و چرا از استاد» و… میباشد، که در بیان بزرگانی همچون حضرات آیات بهاءالدینی، خوشوقت، حقشناس و… چنین مطالبی یافت نمیشود.
🔹دیگر آنکه ادعا کردهاید رهبری معظم مکرراً از «مطلوبیت» جریان علامه تهرانی سخن گفتهاند. که احتمالاً این ذکر مکرر جز در دیدارهای خصوصی با بیت معظمله نبوده است! حرفی نیست، مسلماً بیت ایشان راستگویند. ولی این سوال برایتان پیش نیامده که اگر رهبری در این حد به مرحوم علامه ارادت دارند، پس چرا نباید برای یک بار هم که شده -آن هم پس از حدود ربع قرن از درگذشت ایشان- در علن ذکر خیری از ایشان به میان آورند؟ و اگر اندیشیدهاید، آیا تمام دلایل آن را به اموری بیرون از جریان خود حواله دادهاید؟ یا به این نتیجه رسیدهاید که عواملی در منش و روش و اندیشه جریان شما هم در این امر دخیل است؟
🔹دیگر آنکه گفتهاید: «به راستی اگر کسی واقعا رهبری را حق خود بداند، آیا نباید لااقل برای یکبار هم که شده، مخالفت و معارضهای از او مشاهده شود؟». اولاً، میتواند فردی خود را محق به حقی بداند و به دلایلی حتی یک بار هم معارضه و مخالفتی در او مشاهده نشود و هیچ تلازمی بین این دو وجود ندارد. ثانیاً، سلّمنا! دلیل شما را در محک این ادعا میپذیریم. بد نیست به دو مورد از مواردی که ایشان با ولی فقیه اختلاف نظر داشتهاند، بپردازیم تا ببینیم آیا ایشان همچون نقل قولی که از فرزندشان کردهاید، «در مقام عمل تابع محض حاکم حکومت اسلام بودند. در تمام مسائلى که قانون یا حکمى از طرف حکومت اسلام تصویب مىشد، ایشان تبعیت میکردند و ما مثل ایشان در تبعیت از ولىفقیه ندیدیم» یا خیر؟! واضح است همانطور که از فرزند ارشد مرحوم علامه نقل کردهاید، از موضوعات خطیر امر جنگ و جهاد است. شاید خطیرترین موضوعی که از ابتدای انقلاب با آن مواجه بودهایم، قضیه جنگ ۸ ساله بوده باشد.
🔹جناب دعائی خوب میدانند که جناب علامه در این باره نظری متفاوت داشتند. ایشان میفرمایند: «طلّاب علوم دينيّه كه مشغول تحصيل هستند، حتّى در بسيجهاى عمومى كه عموميّت شديد هم دارد، از خدمت به نظام وظيفه و حضور در جبهه و كشته شدن معفوّ ميباشند. نبايد طلّاب كشته شوند. بلى، بردن آنان به جبهه جهت تبليغ و إرشاد و ترويج دين و بيان مسائل و أحكام شرعى و رسيدگى به اين امور إشكالى ندارد؛ وليكن بايد در سنگر محفوظ باشند. بايد خوب درس بخوانند و قرآن و مسائل و أحكام را خوب فرا بگيرند». نظر فقهی ایشان محترم اما آیا ایشان در مقام عمل به نظر ولی فقیه وقعی نهادند؟
🔹نمونه دیگر، بحث کنترل جمعیت است. بحثی که هم در زمان اجراء مورد تایید رهبری بود و هم در سخنرانی معروفشان در بجنورد که به اشتباه بودن اجرای آن بعد از اواسط دهه ۷۰ اعتراف کردند، کماکان اجرای آن تا تاریخ مزبور را «خوب» میدانستند. اما نظر آیتالله بر آن بود که «سياست كنترل جمعيّت، براى به بازار كشاندن زنان، و هدر دادن عمر آنان است». و در جای جای «رساله نکاحیه» طرح مزبور را طرحی استعماری و ضد اسلامی میدانند...
🔸متن کامل این یادداشت را در سایت مباحثات مشاهده کنید
👇👇👇
http://mobahesat.ir/19405/amp
🔻🔻🔻
@mobahesat
مباحثات/بازنشر شبکههای اجتماعی
🔸یکی از طلاب، در صفحه شخصی خود با انتشار تصاویری از شکستن مُهر مرحوم آیتاللهالعظمی سیدمحمد شاهرودی خبر داد.
🔹پیش از این مباحثات مطلبی در همین زمینه منتشر کرده بود:
راز مُهرهای شکسته
http://mobahesat.ir/12781
🔻🔻🔻
@mobahesat
7.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 کلیپ به مناسبت ۲۱ تیر سالگرد کلنگزنی ساخت مسجد اعظم توسط آیتاللهالعظمی بروجردی
🔻🔻🔻
@mobahesat
✔️علامۀ طهرانی، همانطور که بودند
سیدمحمد حسین دعایی
🔸پویا طاهری در یادداشتی با عنوان «علّامه تهرانی را همانطور که بودند، معرفی کنید» به نقد سید محمدحسین دعایی پاسخ داد. اما دعایی در یادداشتی دیگر این گفتگو را ادامه داده است:
🔹در رابطه با مواردی که آقای طاهری، آنها را نقض بر دیدگاه علامۀ طهرانی پیرامون تبعیت از ولی فقیه پنداشته است ـ یعنی عملکرد ایشان در مسئلۀ جنگ و موضعگیری ایشان در قبال طرح کنترل جمعیت ـ نیز تذکر چند نکته ضروری است:
🔹بنابر نظر علامۀ طهرانی: اولاً، عدول مجتهد از نظر خود و تقلید او از غیر، حرام است. فلذا نظر حاکم شرع، در امور فردی و غیرحکومتی، برای مجتهدان قابل اتباع نیست...
🔹اظهار این نظریۀ علمیِ اجتهادی که حضور طلاب حوزههای علمیه در میدان جنگ واجب نبوده و نباید آنها را برای جنگیدن به میدان جهاد اعزام کرد، هیچ منافاتی با اعتقاد به لزوم تبعیت از ولی فقیه ندارد.
🔹ثالثا، ایشان در عین اختلافنظر با رهبر فقید انقلاب میفرمودند: «اگر حاکم دستور داد که بروید برای جنگ، بر همه واجب است به جنگ بروند و به نحو وجوب کفائی، یعنی به اندازه مَن بِهِ الکفَایه باید به جنگ بروند، تا آنجایی که اعلام کنند دیگر محتاج نیستیم؛ کما اینکه ملاحظه میکردید که میگفتند: ما دیگر محتاج نیستیم، حالا نیایید تا اطلاع ثانوی؛ و بنده در همین مدّت حیات آیتالله خمینی بارها به رفقا گفتم که: اگر ایشان بر خود من هم به عنوان وجوب تعیینی امر کنند که برو به جنگ! من میروم. چرا؟ چون اینجا نظر شخصی نبایستی اعمال بشود؛ نظر شخصی در اینکه آیا این جنگ صلاح هست یا نیست؟ کی شروع شده؟ کی باید تمام شود؟ کجا خوب بود صلح میشد؟ و أمثال آن؛ اینها مسائل و نظرهایی است که برای انسان هست و چه اشکالی دارد که برای همه هم باشد. امّا در تصمیمگیریها و موارد تقاطعِ انظار، انسان باید تابع باشد؛ عملاً اگر تخلّف کند، مجرم است و گناهکار»[۸].
🔹رابعا، میفرمودند: «آیتالله خمینى حاكم شرع و ولى فقیهاند و اطاعت از ایشان واجب است و هر كارى كه انجام میدهند براى خدمت به اسلام و براساس تشخیصشان از حقّ است و البتّه نظرات و تشخیصها متفاوت است، ولى ما باید دقّت كنیم كه مبادا اخلالى وارد كنیم. اگر آیتالله خمینى امر به جنگ كنند و من به الكفایه نباشد یا به شخص من امر به رفتن به جبهه نمایند، حتما مىروم و حتى اگر نتوانم به خاطر كهولت سن در خط مقدم شركت كنم، در پشت جبهه مىنشینم و خدمت مىكنم؛ لااقل سیبزمینى كه مىتوانم براى رزمندگان پوست بكنم»[۹]. نقد» و «مظلومنمایی تبلیغاتی» تعبیر کند؟!
🔸متن کامل این یادداشت را در لینک زیر مشاهده کنید:
👇👇👇
http://mobahesat.ir/19544
🔻🔻🔻
@mobahesat
✔️فقیه نواندیش شورای نگهبان و یک چالش
احمد نجمی
🔸پس از درگذشت آیتالله مومن، عضو فقید شورای نگهبان یکی از سوالات جدی در محافل سیاسی و حوزوی جایگزین وی بود. اگرچه برخی گمانهزنیها نیز درباره تغییر احتمالی آيتالله محمد یزدی و آیتالله احمد جنتی در دوره جدید مطرح بود اما حضور قطعی چهرهای جدید بیشتر مورد توجه و سوال بود.
🔹آنچه پیشتر مطرح شده بود احتمال انتخاب فقیهی از فقهای تهران بود اما خبر انتخاب آيتالله علیرضا اعرافی نشان داد که همچنان فقهای شورای نگهبان از قم انتخاب میشوند.
🔹علیرضا اعرافی متولد ۱۳۳۸ در میبد پس از پدر که از علمای این شهر بود در سن ۳۲ سالگی امامت جمعه این شهر را برعهده گرفت. اگرچه او از ابتدای جوانی و اوائل دهه شصت به صورت تخصصی تبلیغ در کشورهای مختلف را تجربه کرده بود اما از اوائل دهه هفتاد وارد فعالیت جدی در بخشهای مدیریتی حوزه شد. او در قسمتهای مختلف سازمان حوزههای کشور مانند دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، دفتر تبلیغات اسلامی، مرکز علوم اسلامی و بعدها جامعةالمصطفی سطوح مختلف مدیریتی را پشت سر گذاشت.
🔹با عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در طراز علما و مجتهدان تاثیرگذار حوزه قرار گرفت و از دهه نود عالی ترین مقام مدیریتی در حوزههای علمیه یعنی عضویت در شورای عالی و مدیریت حوزه علمیه قم را عهدهدار شد.
🔹اما نکتهی جالب توجه دربارهی او سبک مدیریت کاملا کلاسیک و آکادمیک در سنتیترین نهاد کشور یعنی حوزهی علمیه قم است. تا جائی که مورد انتقاد برخی از محافل کاملا سنتی هم قرار گرفته است. اما به نظر میرسد روش مدیریتی او با برخی اصلاحات مانند چابکسازی و کوچک کردن نهادهای گسترده و جزیرهای میتواند ارتقائی جدی در روند فعالیت حوزههای علمیه کشور ایجاد کند.
🔹مهمترین نکتهی بارز در رویهی مدیریتی و سیاسی آقای اعرافی همگرایی او با گرایشهای مختلف فکری و سیاسی است . او تلاش کرد در عین رعایت خطوط قرمز لازم برای مدیر حوزههای علمیه با گرایشهای مختلف فکری و سیاسی در حوزه تعاملی مثبت و اثرگذار داشته باشد. چرا که به خوبی میداند امتیاز و ویژگی منحصر به فرد حوزه در تنوع افکار و سلایق مختلف فکری و سیاسی است.
🔹با انتخاب وی به عنوان عضو جدید شورای نگهبان از بین چند گزینهی مطرح و جدی از سوی رهبر معظم انقلاب میتوان گفت انتخاب فردی معقول و منطقی در رویه سیاسی اما با مشغلههای متعدد بر چهرههایی با گرایشهای خاص سیاسی اولویت داشتهاست. از سوی دیگر او میتواند از جمله فقهای نوگرایی محسوب شود که با اتکا بر سنت فقهی و فلسفی حوزه در پی عرصههای نوین علوم اسلامی بوده است.
🔹با انتشار خبر انتصاب آیتالله اعرافی به عنوان یکی از فقهای شورای نگبهان یکی از نکات مطرح در بین حوزویان مسئولیتهای متعدد و گوناگون اوست. با جستجوئی ساده انواع مسئولیتهای مختلف اجرائی یا مشورتی و عضویت در هیاتامنای مراکز وسازمانها به دست میآید که ابهامات جدی ایجاد کردهاست.
🔹حضور موثر در شورای نگهبان مستلزم صرف وقت کافی برای مطالعه و بررسی مصوبات مجلس و نیز شرکت در حلقههای هم فکری با فضلای حوزوی است. لازم است در نخستین گام، مدیر کنونی حوزههای علمیه در بیانی صمیمی و صادقانه توضیح دهد که آیا برای ایجاد فرصت مناسب، بخشی از مسئولیتهای خود را واگذار مینماید؟ یا آنکه به چه شکلی میتواند بین این همه به گونهای جمع کند که خللی بر هیچکدام وارد نشود.
http://mobahesat.ir/19668
مطلب مرتبط:
http://mobahesat.ir/10562
🔻🔻🔻
@mobahesat
یازده_خاقان_صاحب_قران_و_علمای_زمان.mp3
18.62M
مباحثات/#تورق
🔹 پادکست معرفی کتاب
قسمت یازدهم:«خاقان صاحب قران و علمای زمان؛ نقش فتحعلی شاه قاجار در شکلگیری روندها و نهادهای مذهبی نو»
🔸 تالیف: احمد کاظمی موسوی
(نویسندگان کتب در موضوع حوزه و روحانیت _ترجیحا تازه منتشره_ میتوانند یک نسخه از کتاب خود را برای معرفی به ما ارسال کنند)
🔸پادکستهای تورق را میتوانید در ناملیک هم پیگیری کنید
http://yon.ir/y70s4
🔻🔻🔻
@mobahesat
✔️حقانی؛ نامی به وسعت تاریخ معاصر
علیاشرف فتحی
🔸آیتالله شیخ حسین حقانی زنجانی؛ متولی مدرسه حقانی قم و فرزند مؤسس این مدرسه روز سهشنبه ۲۵ تیرماه در سن ۸۵ سالگی درگذشت.
🔹۸ سال از طلبگی شیخ حسین حقانی میگذشت که پدرش حاج علی حقانی(۱۳۶۲-۱۲۷۶ش) تصمیم گرفت مدرسهای برای طلاب قم بنا کند. ابتکار این تاجر نیکوکار زنجانی مورد استقبال آیتاللهالعظمی بروجردی واقع شد و او در آخرین سال حیات به همراه مرحوم آیتالله سید احمد شبیری زنجانی به بازدید این مدرسه نیمهکاره آمد و از آقای حقانی اعلام حمایت کرد. حاج علی حقانی همچنین زمینی را در اختیار آیتالله مشکینی قرار داد تا مدرسه الهادی را در آنجا بسازد.
🔹این مدرسه پس از وفات آقای بروجردی با نام «منتظریه» افتتاح شد و شیخ حسین حقانی نخستین مدیر آن بود. مدتی نیز محمد مجتهد شبستری؛ نواندیش دینی معاصر مدیریت مدرسه را بر عهده داشت و سرانجام به پیشنهاد شیخ حسین حقانی، مدرسه در اختیار آقایان بهشتی و قدوسی قرار گرفت تا با نظم مورد نظر آنان پیش برود و طلاب با دانشهای روز نیز آشنا شوند.
🔹مرحوم آیتالله حقانی در کنار نقشآفرینی در مدرسه پدر که از همان زمان به نام خانوادگی آنها شهرت یافت، در نشریات حوزوی آن روزگار نیز قلم میزد و با فعالان فرهنگی قم ارتباط داشت. یکی از نخستین تجربههای نویسندگی وی در جریان همکاری با تیم مؤلفان کتاب «زن و انتخابات» در زمستان سال ۱۳۳۹ شکل گرفت و او به همراه آقایان مکارم شیرازی، محمد مجتهد شبستری، علی حجتی کرمانی، عباسعلی عمید زنجانی و زینالعابدین قربانی در دفاع از فتاوای فقهایی که فعالیت سیاسی و اجتماعی زنان را بر خلاف شرع میدانستند، قلم زد.
🔹آقای حقانی که سال ۱۳۳۹ جزو نویسندگان کتاب «زن و انتخابات» بود و در آن، فعالیت سیاسی و اجتماعی زنان را زمینهساز فساد اخلاقی میدانست، در تیرماه سال ۱۳۵۸ مقالهای با عنوان «مسائل زنان در جمهوری اسلامی» با اشاره سخنان تحقیرآمیز محمدرضا شاه علیه زنان، از فعالیت سیاسی و اجتماعی زنان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی تمجید کرد و نوشت: «اما [درباره] شرکت فعالانه زنان در امور اجتماعی و اداره کشور باید گفت که در قوانین اسلام، برای نمونه قانونی دیده نمیشود که زنان را محبوس و زندانی در خانه بداند و از خروج زن از خانه و شرکت در امور اجتماع صریحا منع کند و لزوم پوشش برای زنان (حجاب) در مقابل مردان و عدم اختلاط با آنان هرگز چنین مفهومی ندارد … اسلام نه تنها شرکت زنان را به طور معقول در مراسم دستهجمعی ممنوع نکرده، بلکه در پارهای از موارد نیز واجب نموده است، مانند حج …»
🔹مرحوم حقانی زنجانی در این سالها علاوه بر سرپرستی مدرسه حقانی و تدریس و اقامه نماز جماعت در آن، به تدریس در دانشگاههای تهران و الزهرا میپرداخت و به نوشتن مقالات و تألیف کتب ادامه میداد. هرچند مدرسه حقانی در این دو دهه فضای متفاوتی داشت که چندان با سلیقه و منش متولی آن همسو نبود و او نیز البته ترجیح میداد چندان در اداره مدرسه دخالت نکند. درگذشت او پایان نیم قرن تکاپوی یک روحانی فعال است که میکوشید همپای تحولات زمان پیش برود و به تربیت طلاب آشنا به دانشهای روز همت بگمارد. راه مرحوم حقانی پس از انقلاب با شدت و کثرت بیشتری در مدارس و مؤسسات حوزوی پیگیری شد، بهگونهای که او به حاشیه رفت و کمتر طلبهای او را میشناسد و نامی از او شنیده است.
🔸متن کامل این یادداشت را در لینک زیر مشاهده کنید:
👇👇👇
http://mobahesat.ir/19686/amp
🔻🔻🔻
@mobahesat
10.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸پرونده «نواندیشی در حوزه» (2)
حجتالاسلام مهراب صادق نیا در گفتگو با مباحثات:
روشنفکری به معنای عامش نوعی گرتهبرداری از غرب است
🔸مشروح کامل این گفتگو را در لینک زیر مشاهده کنید:
👇👇👇
http://mobahesat.ir/19629/amp
🔻🔻🔻
@mobahesat