°•
یکی را در بغداد هزار چوب بزدند که یک سخن نگفت.
گفتم: چرا بانگ نکردی؟
گفت: بهر آن که معشوق حاضر بود؛ مینگریست.
کیمیای سعادت🌱
🌱
سرمو تکیه داده بودم به سنگ سرد حرم
زیر لبم میخوندم:
اصلا میشنوی صدامو؟
اصلا میبینی گریههامو؟
یه سایهای بالای سرم احساس کردم،
محکم این پارچههارو انداخت توی بغلم و گفت "هذا من حرم اباعبدالله..." و شروع کرد نماز خوندن
من موندم و بوی حرم حبیب و پارچههای بغل کرده . . .💔
ذرهپروری میکنی حسین(ع)😭😔
"مُبارِز🇮🇷"
حالا که اینقدر نفسها و صلواتهاتون حقه، بزرگواری گفتن مریض دارن و امشب نوبت عمل داره، هدیه به امام
میشه یه صلوات بفرستید
برای این قلب مچالهی ما؟!😔
"مُبارِز🇮🇷"
میشه یه صلوات بفرستید برای این قلب مچالهی ما؟!😔
°•
خدایا شکرت،
بابت نعمت اشکی که بهمون دادی
که اگر نبود قلبمون از شدت غم، از کار میافتاد...
🌱
ای که یک گوشهی چَشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشیُ مرا غم ببرد . . .
#صاحِبُنا
🌱
برایم نسخهی دوری بپیچ
اما بدان این دل
از این دیوانهتر شاید،
ولی عاقل نخواهد شد!
"محمد عزیزی"