🔴 تصویری که کانال شهید علی لاریجانی از دست منتسب به ایشان منتشر کرد است .
✍این دست ها برای ما خاطراتی ماندگاری بجا گذاشت .
دست قطعه شده با انگشتری سردار دلها شهید سلیمانی
دست مشت شده رهبر شهیدمان سید علی خامنه ای
دست قطعه شده مشاوره امنیتی رهبر آقای لاریجانی .
و دستان بریده شده علمدار امام حسین ع حضرت اباالفضل العباس ع
ابوالفضل علمدار
سید مجتبی را نگه دار .
🇮🇷
#مرگ__بر_اسرائیل
#مرگ_بر_امریکا
#فتح_خیبر
💬 نظرات
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند
#مرگ__بر_اسرائیل
#مرگ_بر_امریکا
#فتح_خیبر
💬 نظرات
بیانیه عجیبی که همزمان با فراخوان چهارشنبه سوری رضا پهلوی در سایت دنیای اقتصاد قرار گرفته بود از سایت این روزنامه مشکوک پاک شد!
مراجع امنیتی کوتاه نیایند!
بعید است یک اشتباه یا هک ساده بوده باشد!!
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگر_بر_اسرائیل
#فتح_خیبر
┈┈••✾❀🏴🕯🏴❀✾••┈┈•
💬 نظرات
مسیر مؤمنانه
شبکه قرآن حاج آقا مومنی بیانیه چی هست که گفتند ؟ گفتند ان شاءالله این بیانیه دروغ باشه این بیانیه چ
متن بیانیه که دیشب اصلاح طلبان زده بودند و حالا پاک کرده اند
قسمتی از این بیانیه که توسط فتنه گرانی و خائنین منتشر شده بوده برای چهارشنبه سوری 👇🏻
خطاب به نیروهای انتظامی و امنیتی کشور نیز میگوییم: سلاح خود را به سوی خواهران و برادران خود نگیرید.
اسلحههای خود را زمین بگذارید و به مردم بپیوندید.
مردم ایران، آینده این سرزمین در دستان شماست.ما در کنار شما ایستادهایم.
این بیانیه به امضای تعدادی از چهرههای سیاسی رسیده است که از جمله آنان میتوان به آیتالله بیات زنجانی، محمد خاتمی، علیاکبر ناطق نوری، اسحق جهانگیری، محمدجواد ظریف، کمال خرازی، بیژن نامدار زنگنه، عباس آخوندی، محمد نهاوندیان، سعید حجاریان، محسن میردامادی، محمدعلی ابطحی، حسین دهقان، حسین موسویان، آذر منصوری، محسن امینزاده، مسعود نیلی، جواد امام، حسن آقامیری و رحمتالله بیگدلی اشاره کرد
#مرگ__بر_اسرائیل
#مرگ_بر_امریکا
#فتح_خیبر
مسیر مؤمنانه
قسمتی از این بیانیه که توسط فتنه گرانی و خائنین منتشر شده بوده برای چهارشنبه سوری 👇🏻 خطاب به نیروه
متن بیانیه خائن ها با اسم و امضا هاشون را آوردم . هرچه میتونید نشر بدهید تا خائن ها شناخته شوند .
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥هرکی ازتون پرسید ایران چه شکلیه؟ بگو: کشوری به زیبایی یوسف و دارای خیانتکارانی به اندازۀ برادران یوسف!
#مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #جنگ_جنگ_تا_پیروزی رهبرشهید
💬 نظرات