یه کلمات و رفتار هایی رو ناخودآگاه مغزم ثبت میکنه من خودم اینجوریم که بابا بخدا این دیگه شوخی بود و اون بدون هیچ استدلال و منطقی همیشه برنده میشه و من باید یه دور هم برای ناخودآگاه های مغزم اشک بریزم...
تو را با غیرمیبینم؛صدایم درنمی آید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم..
تحمل میکنم اما شب غم سر نمی آید...
گاهی وقتا برای رسیدن به اقیانوس باید شکستن آکواریوم رو انتخاب کرد !
_ ولی من راجب اقیانوس صحبت نکردم . (: