وقتی زنان بخواهند(@ocbooks).pdf
حجم:
7.8M
📚کتاب #وقتی_زنان_بخواهند
🖌 نویسنده #گریس_بانی
#موفقیت
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
📌من چندتا قانون درست و حسابی و واقعی در مورد عشق و ازدواج بلدم:
اگر به دیگری احترام نگذاری،
مشکل پیدا میکنی.
اگر توافق و مصالحه بلد نباشی،
مشکل پیدا میکنی.
اگر بلد نباشی آزادانه از آنچه که بین شما اتفاق میافتد،
راحت حرف بزنی، مشکل پیدا میکنی
و اگر ارزش گذاریهایتان یکسان و مشترک نباشد،
مشکل پیدا میکنید.
ارزش هایتان باید مشابه باشند!
• سه شنبه ها با موری | میچ آلبوم
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
📚 کتاب #پدرو_پارامو
🖌 نویسنده #رولفو
درباره کتاب:
پدرو پارامو از آثار کلاسیک ادبیات مکزیک و جهان است. رولفو از همان ابتدا، داستان خود را فاش میکند. «من به کومالا آمدم چون به من گفتند که پدرم، پدرو پارامو نامی، اینجا زندگی میکرده». رولفو چیزی برای پنهان کردن ندارد. تعلیقی وجود ندارد. داستان در هنگام روایت است که شکل میگیرد. زمان تکه پاره است. تمام اتفاقها پیشتر افتاده است. حال ما با چشمان «خوان پرسیادو» پسر «پدرو پارامو» روایتی را دنبال میکنیم که هیچ ابتدا و انتهایی را نمیتوان بر آن متصور شد.
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
📥 دریافت کتاب 👇
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
از نویسندههای بزرگ چه کتابی بخونیم؟
• داستایفسکی:
قمار باز
شب های روشن
بانوی میزبان
• آگاتا کریستی:
راز سیتافورد
شبح مرگ بر فراز نیل
قتل راجر آکروید
• پائولو کوئیلو:
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم
کیمیاگر
• تولستوی:
آنا کارنینا (دو جلدی)
رستاخیز
سعادت زناشویی
• آلبر کامو:
طاعون
بیگانه
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
📥 دریافت کتاب 👇
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
📚 کتاب #پاشنه_آهنین
🖌نویسنده #جک_لندن
درباره کتاب:
داستان در مورد مردی به نام ارنست اورهارد است که از قشر کارگر و روشن فکر است و با دختری ثروتمند ازدواج می کند و با هم بر علیه نظام سرمایه داری و نابرابری اجتماعی شورشی را به راه می اندازند. لندن در این داستان در سال 1908 آینده ای را برای آمریکا تصور می کند که سرمایه داران مملکت را به دست می گیرند و برای رسیدن به اهدافشان از هر جنگ و کشتار و جنایتی استفاده می کنند.
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
📥 دریافت کتاب 👇
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
تو یک انسانی
زیبا باش! لباس خوب بپوش!
ورزش کن!
مواظب هیکل و اندامت باش!
هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد!
همیشه بوی عطر بده!
مطالعه کن و آگاهیتو بالا ببر.
خودت را به صرف قهوه ای یا چایی
در يک خلوت دنج ميهمان کن!
برای خودت گاهی هديهای بخر!
وقتی به خودت و روحت احترام میگذاری احساس سربلندی میکنی؛
آنوقت ديگر از تنهایی به ديگران پناه نمیبری و اگر قرار است انتخاب کنی
کمتر به اشتباه اعتماد میکنی.
يادت باشد:
برای انسان عزت نفس غوغا ميکند.
✍️ وین دایر
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
📚 کتاب #روشنایی_ها
🖌نویسنده #آنتوان_چخوف
درباره کتاب:
این کتاب ۷ داستان از چخوف را شامل میشود و «محبوب همه» و «روشنایی ها» نام ۲ داستان آن است. داستان اول این مجموعه با عنوان «فرماندار جدید»، برشی کوتاه از ساعتهایی است که فرماندار جدید پترزبورگ، در لباسی مبدل، برای سرکشی از مناطق تحت فرمانداریاش به شهری کوچک وارد میشود. در داستانی دیگر باعنوان «محبوب همه»، ما با وجوه روانکاوانه زنی از طبقه متوسط آشنا میشویم. بهعبارتی داستانها فقط به روایتی روزمره از زندگی شخصیتهای داستان اکتفا نکرده است. جدا از جذابیت هنر داستاننویسی چخوف، ما در این مجموعه با وجوه بسیاری از زندگی مردم آن دوره آشنا می شویم.
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
📥 دریافت کتاب 👇
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
خوندن این کتاب ها فرقی با تراپی نداره :
۱. تو آغازگر نبودی
چون تروماهای کودکیت رو کشف و درمان میکنه
۲. حال عالی
چون کاملا درست و اصولی افسردگیت رو ریشه یابی و درمان میکنه
۳. موهبت
چون بهت کمک میکنه بعد از هر بار زمین خوردن دوباره سر پا بشی و به مسیرت ادامه بدی
۴. جملاتی با طعم قهوه
چون بهت کلی حس و حال خوب میده و انرژی مثبت و آرامش رو بهت تزریق میکنه
۵. وراجی ذهن
چون بهت کمک میکنه از شر نشخوارهای ذهن راحت بشی و به آرامش فکری برسی
۶. بهرهوری با حس خوب
چون کمکت میکنه در طول روز با زمان بندی دقیق به تمام کارهات برسی
۷. به دنبال ماه
چون بهت یاد میده به مقصد فکر نکنی و از مسیر زندگیت لذت ببری
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
📥 دریافت کتاب 👇
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook
📚 کتاب #عذاب
🖌 نویسنده #فرانسو_آموریاک
بخشی از کتاب:
مادام دزیمری هر روز صبح از خواب بر می خواست و پس از آنکه نمازش را می خواند، با بوسه ای فابین را بیدار می کرد. بوسه او مزه کلیسا، مزه رنج و کدورت را داشت و کودک در چشمان مادرانه او فروغ عجیبی را مشاهده می کرد که به نظرش می رسید از دیاری غریب می آید. بعداز ظهر وقتی از باغ ملی بازمی گشت مادرش وی را برای اجرای مراسم مذهبی موسوم بساعت مقدس به کلیسا می خواند. او در این ملاقات به چشم های وی خیره می شد. گویی مادرش با خدا روبرو بود، زیرا در سکون و جذبه محض با وی سخن می گفت. هر ثانیه که می گذشت، بار خستگی بر دوش کودک سنگین تر می گشت.
┈••✾•🍃🌺🍃•✾••┈
📥 دریافت کتاب 👇
💠 کتاب و مجله رایگان
🆔 @mobibook