تعلیقشده!
❤️🩹...
من ابرهای بیشماری در گلو دارم
مغرورم آنقدری که بغضم را نمیبارم
گفتند دلگیری چرا، گفتم نمیدانم
آه ای نمیدانم ترینم! دوستت دارم . .
ناگفتهها در سینه روی هم تلنبارند؛
حرفش که میافتد به یک لبخند ناچارم
از هر چه میترسیدم آخر بر سرم آمد
از عشق میترسم تو را شاید به دست آرم . .
هر شب خدایم را به چشمان تو میبازم
باید خدایم را به چشمان تو بسپارم..
چشم تو را وقتی که دیدم زیر لب گفتم
روزی به این دیوانهخانه می کشد کارم
تا چشمهایت اشتباه خوب من باشند
من دست از این اشتباهم برنمیدارم
جان کندنم دور از تو نامش زندهمانی بود
من زندگانی را از آغوشت طلبکارم
یک روز میبارم کنارت رنجهایم را
من ابرهای بیشماری در گلو دارم. .
هدایت شده از Tweety
یه وقتایی یه غم انقدر طولانی میشه
دیگه روت نمیشه به کسی بگی هنوز بابتِ اون غمگینی.
یــكعــدداُمیــدبـهزنــدگی🤍🌱
#زهراکوچولو / #فسقلی
تعلیقشده!
قصهی روز و شبِمن سخنیمختصر است روز در خوابِ خیالاتم و شب بیدارم ❤️🩹
من حسودی میکنم لطفا نرو خواب کسی،
چشمتان درویش باشد خواهشاً بیدارها ...
.
صبر کن باران بگیرد میروم
یا که پایم جان بگیرد میروم
صبر كن من بغض دارم اندکی
گریه ام پایان بگیرد میروم
میروم با قلب جا مانده ولي
اندكي مهلتبده، با جانخسته میروم
یاد چشمانت میفتم گھگدار
آسمان امشب ببارد میروم
کاش هرگز نشود قسمتِتو حالِبدي
صبر کن ، باران بگیرد میروم...
.