تو میروی و ..
حسیـن نیمهشبها ،
از خواب میپرد و میگوید؛:
أُمّی أنا العطشـان 💔
سفره ات را می تکانی روزی ما میرسد ..
گر چه سیرم کرده ای میل غذا دارم هنوز ..(:
نان بپز نان تو خوردم که درستم کرده است
در تنور خانه ات دارالشفا دارم هنوز .. !
گفته ام در قبر بگذارند روی سینه ام ..
- دستمال گریه بر داغ تو را دارم هنوز .. !
'مُـــبتلــابــهاَللّٰـه'
-چشماتو بروی حیدر نبند؛
زخماتو خودم میبندم،
بخند.. ((:
چرا هوا زمستونیه.mp3
4.48M
بِبار اِی بارون بِبار؛
به حالِ ما خون بِبار
اِی بارون.. (: