داشتم پیج شهید رجب زاده رو نگاه میکردم
یکی از هایلایتهای پیجش از نماز خوندن مادرش بود..
قلبم مچاله است الان..
قلبم تو فشاره از ناراحتی..
بهش فکر میکنم قلبم تپش میگیره...
گفتم قلبم،
اصلا اسم قلب میاد دگرگون میشم
چیکار کردن با قلبت...
حتما خیلی این قلب عاشق سیدالشهدا بوده که اینجوری از سینه در آوردنش....
بمیرم برای قلب مادرت...
بمیرم....💔
آقایامامرضا..
دلم یهجوری تنگ حرمته که فقط
شهیدِ رواقِ دارالذکر از ایندل خبر داره :)))
تا حالا با گریه چیزی رو واسه امامرضا تعریف کردید..؟(:
که بفهمید هیچ کس به اندازه
امامرضا نمیتونه برای شکاف
عمیقِ قلبتون مرهم باشه..((:
هدایت شده از آیِھ ؛
دنیا چه میفهمد که ما یك گوشه از مشهد ؛
دارالشفای ِدردهای بی دوا را داریم !
مبتلایِحسین:)
تو نجف با یه دختر عراقی دوست شدم و باهم حرف میزدیم، همهچی عادی بود تا وقتی گفت : من فقط یه آرزو دا
هرکسی مشهده براش دعا کنه :)))
برای دل خودش و مادرش..
برای زائر شدنش...
مبتلایِحسین:)
واقعا اگه شما نبودی کی قرار بود بشه واسطه حرفهای درگوشیم...(((:
#آقایخادممعصومه
مبتلایِحسین:)
تو قم زندگی کردن اینجوریه که
تا یکساعت پیش داشتم فکر میکردم بعد از یه شب تا صبح خسته کننده بالاخره بخوابم یانه..
که یهو میبینم سر از حرم در آوردم و نشستم روبهروی گنبد :)))))