💔
حدود نیم ساعت قبل از وقوع حادثه، امید به یکی
از همراهانش میگوید خوابم گرفته و کمی استراحت میکنم؛ چند دقیقه میخوابد و ظاهرا خوابی میبیند، زمانی که بیدار میشود با یکی از دوستانش تماس میگیرد و تعریف میکند که خواب دیدهام من و تو کنار ضریح امام حسین(ع) نشستهایم، گنبد باز شد، نوری آمد و من به سمت بالا رفتم.
دوستش در جواب امید میگوید به خودت غره نشو و برای کسی هم تعریف نکن اما عاقبت تو شهادت است؛ حدود ۱۰ دقیقه بعد از این تماس، همسر امید به دوست او تماس میگیرد و میگوید هر چه به امید زنگ میزنم در دسترس نیست و نگران شدهام، در پاسخ میگوید تلفن را قطع کن تا پیگیری کنم و با پیگریها متوجه میشوند که چه اتفاقی افتاده.
راوی: هادی حقشناس از دوستان #شهید_امید_اکبری🌹
#شهید_مدافع_امنیت
@Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 #برش_دیدار | رهبر انقلاب: پیام ملت ایران در ۲۲ بهمن حمایت کامل از نظام جمهوری اسلامی بود
🏷 #پرچم_اتحاد
@Modafeaneharaam
💔
او شهیدی بود که مےخواست
مانند جوان مولایش اربا اربا شود
همان که رسیدن به ۳۰سالگی و
شهید نشدن تا آن سن را ننگ
مےدانست😳
دسته گلی از صلوات
به نیابت از او هدیه می دهیم به مادرمان
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجَهم💐
علےاکبر فاطمیون
#شهید_مهدی_صابری
#نسئل_الله_منازل_الشهداء
@Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
رهبر انقلاب: مشکلات علاج پذیرند
🔹امام خامنهای: مسئولان، مشکلات اقتصادی و تورم را علاج کنند؛ مشکلات علاج پذیرند.
@Modafeaneharaam
13.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔
#عاشقانه_شهدا
همان روز خواستگاری یا زمان خواندن
خطبه عقد بود که مادرم گفت: قول
مےدهد سیگار هم نکشد.
خانمش هم گفت: مجاهد فی سبیل الله
که نباید سیگار بکشد؛ سیگار کشیدن
دور از شأن شماست!
وقتی برگشتیم خانه، رفت جیب هایش
را گشت؛ سیگارهایش را درآورد، له شان
کرد و برد ریخت توی سطل.🕳
گفت: «تمام شد.... بعد از حدود 14سال
سیگاری بودن، دیگر هیچ کس دست من
سیگار نمی بیند.»🚬
همین هم شد...
خانمش می گفت: یکی دو سال از ازدواجمون
می گذشت، رفتم پیشش گفتم: این بچه
گوشش درد می کنه؛ این سیگار را بگیر
یک پک بزن، دودش را فوت کن توی گوشش.
گفت: «نمی تونم. قول دادم دیگه
سیگار نکشم.» گفتم: بچه داره درد
میکشه! گفت: «ببر بده همسایه بکشه
و توی گوشش فوت کنه. دیگه هم به من نگو.»
عکس کمتر دیده شده از
#شهید_محمدابراهیم_همت
📚به مجنون گفتم زنده بمان
#عشق_آسمونی
@Modafeaneharaam
39.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پست_جدید
✴️ #قسمت_دوم
#راز_الگوریتم_جهان
مسائل مختلف و عبرتهای متعددی در کنار ما رخ میدهد ولی ما معمولا به آن توجهی نمیکنیم، ارقام و اعداد بکار رفته در این کلیپ هم جزئی از همین اتفاقات هست و این کلیپ به مناسبت تولد مبارک امیرالمؤمنین علی علیه السلام تقدیم به شما...
📔 کاری از : فرهاد عظیما
@Modafeaneharaam
امام موسی کاظم علیهالسلام:
لیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سیّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ
از مانیست کسی که هر روز حساب خود رانکند، پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، واگر بدی کرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.
اصول کافی، ج ۴، ص ۱۹۱
◼️ سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام را تسلیت عرض می نماییم
@Modafeaneharaam
34.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پست_جدید
✴️ #قسمت_سوم
#راز_الگوریتم_جهان
وقتی از سپرهای اِتری حرف می زنیم دقیقا از چه چیزی صحبت می کنیم ؟ گناه اثر وضعی دارد و در مقابل آن نیکی اثر مضاعف دارد ، اگر می خواهید بدانید چه می گویم این کلیپ را حتما تماشا کنید ...
📔 کاری از : فرهاد عظیما
@Modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
🌹🌹🌹🌹🌹: *داستان دنباله دار هر روز یک قسمت* * #براساس_زندگینامه_شهید_غلامعلی_رهسپار* * #نویسنده_غلامر
*داستان دنباله دار هر روز یک قسمت*
* #براساس_زندگینامه_شهید_غلامعلی_رهسپار*
* #نویسنده_غلامرضا_کافی*
* #قسمت_هفدهم*
نزدیکای اذان صبح بود که غلامعلی برگشت صبح که بیدار شد ولی گفت: چی شد مامان به بابا گفتی؟!
_آره مخالفت کرد شدید!
_بهش گفتی خطری نداره؟!
_آره ولی آخرش حرفی نزد. یعنی بحث را تمام کردیم.
چند روزی شد که ساکش را بست و با همه خداحافظی کرد و دائم به فاطمه و حمیدرضا سفارش می کرد که از من برید پایگاه مسجد.آخه فاطمه حمیدرضا دیگه حالا عضو بسیج بودند و فعالیت های بسیجی داشتند. غلام رفت و من اصلاً دلم نمی آمد پشت سرش گریه کنم.
_مادر جان تلفن کن .شماره خونه همسایه را که داری؟
_آره مامان نگران نباش.
بیشتر از همه مجتبی خداحافظی کرد آخه خیلی دوستش داشت.مجتبی هم تا چند روز که غلامعلی رفته بود بیتابی میکرد. می رفت جلوی حوض روی زمین دراز میکشید گریه میکرد میگفت غلام کی برمیگرده؟!
بی تابی بچه را که میگیرم انگار کارت به جگرم می زدند. باباش هم که همش میگفت:«خانم گفتم که با این بچه مخالفت کنه اگه تو دعوا کرده بودی نمیرفت»
_تو رو خدا تو دیگه بس کن. تا حالا که رفته دعا کن سالم برگرده.
چند روزی می شد که غلامعلی رفته بود.زنگ زد به خونه همسایه و رفتم صداش رو شنیدم همین که صداشو شنیدم انگار تمام دنیا را بهم داده بودند.
_مادرجان جات چطوره خوبی؟ چه کار می کنی؟
_خدا را شکر خیلی خوب هیچ مشکلی ندارد نگران نباش بابا فاطمه حمیدرضا و وروجک مجتبی چطورن؟
_همه خوبند و دعات میکنند .مادر مواظب خودت باش. اونجا مشکلی نداری؟ سخت نیست؟
_نه مادر اصلاً
هیچ وقت عادت نداشت که لغو شکایت کند و اگر مشکلی هم بود، هیچ وقت نمی گفت. یه چند وقتی شد که برگشت از همون طرف آبادان که برگشته بود اول یک سر رفته بود کازرون پیش مادرم اینها. روزی که برگشت مجتبی بال درآورده بود.
_جبهه چطور ه یک کم تعریف کن
_همین طوری که تلویزیون نشون میده.
_سخت هم هست؟
_اصلا. مثل همین جاست که فعالیت میکنم
هنوز از راه نرسیده بود که در پایگاه مسجد بیشتر شبا نگهبانی بود .توی همین حالا برگشته بود یک شب دیر وقت اومد.
_کجا بودی تا الان؟ لباس ها چی شده چرا پر از رنگ و گچ هست؟
_مشغول رنگآمیزی و گچکاری بودیم.
_گچکاری کجا؟
_همین مسجد. داشتیم یکی از اتاقها را رنگ می کردیم برای روحانی مسجد.
_آخه روز وقت بود که باید شب این کار را انجام بدی
_روز کارهای دیگه هست که باید انجام بدیم
#ادامه_دارد...
@Modafeaneharaam