انگشتر باباشو دستِ یه نفر دیگه دید،
گوشواره های خودشو دست دخترای شامیا دید...😭😭😭
نیمی به شعله سوخت و نیمی به باد رفت،
مویم که بود دستِ اباالفضل شانه اش...
این طفلِ سه ساله رو وقتی میزدنش،
میگفت بزار عموم بیاد،
بهش میگم منو زدی...😭😭😭😭😭
تو کربلا برای حضرت رقیه س گریه کردن یه حال و هوای دیگه داره
خیلی به یادتونم 😭😭😭😭
هر حرفی که دوست داشتید به امام حسین ع و حضرت عباس ع بگید به ایدی خالقی پیام بدید جلو حرم بگم بهشون 🌸🍃@khaleghiii