میگویند در کربلا ماهای وجود دارد
که به آرزوها رسیدگی میکند؛
و آن ماه، تو هستی عباس!
کاش می تونستم یه کتاب بنویسم و اسمشو بزارم «در ستایش چای» و سه فصلش رو اختصاص میدم به چای روضه.
خیلی طول کشید تا با تمام یاختههای وجودیم به این درک برسم که «بدنامی» و «خوشنامیِ» ما بحثی زمینی نیست. به هر نیتی هم که منفور و مغضوب و انگشت نمای آدما باشی مهم نیست...
مهم اینه که تو آسمونا وقتی اسمت میاد چیا بین آسمونیا رد و بدل میشه دربارت.
خوشم از اعتیادی که به چای روضهاش دارم
خوشا گر روزیام، روزی همین یک استکان باشد...
از خدا شهید حمید و خود شهید حمید ممنونم خیلی ممنونم دمتون گررررم❤️
شاید بهشت و جهنم جاییست سراسر از آیینه که به هر طرف نگاه کنی با خودت رو به رو شوی!