یا امام حسین به حق پهلوی شکسته مادرت زهرا به حق دختر سه سالت خانم رقیه هر کس هر کجای دنیا الان نیاز داره کربلا باشه کربلاشو امضا کن آقا
https://daigo.ir/secret/21292730539 جایی برای صحبتاتون بعد از خدا و ائمه...التماس دعا😔💔
|•جبههفرهنگیشهیدسیاهکالیمرادی•|🇮🇷🇵🇸
حتی لیاقت گلزار شهدا رو هم ندارم شهدا منو پیش ارباب یاد کنید🥲💔
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد...
#صاحب_زمان
|🌸🤲🏻|
|@modofeh|
دنیا نیاز داشت به یك سرپناه ِامن ،
اینگونه بود که کرب و بلا آفریده شد ! .
مـا غبآرِیـمغبـٰارِ؎زِخیآبـٰانِنَجَـف..
چونخیاباننجفمیطلبدمندرآغوشعلیآرامم.
با نام علی(ع) همه چیز آسان میشود
میریم ببینم این درس رو چیکار میکنیم
( فرودوسییییییی روحتتتتتتت شاد آره اخوی)
@modofeh
#یک_خاطره
🎥 روایت شنیدنی لحظهی شهادت سیدرضا توسط خودش...
بعد از شهادت سیدرضا یه بار خوابش رو دیدم و بهش گفتم: میشه نحوهی شهادتت رو برام بگی... گفت: باشه! بعداً برات میگم...
مدتی گذشت و دوباره اومد به خوابم و نحوهی شهادتش رو برام تعریف کرد... خواب رو که برای دوستش تعریف کردم؛ ایشون تایید کرد و گفت: همین اتفاقات لحظهی شهادت سیدرضا افتاد...
جالبه که توی خوابم از سیدرضا پرسیدم: رضا! این درسته که میگن لحظهی شهادت، اهلبیت (ع) سرِ شهید رو به زانو میگیرن؟ تا این سوال رو پرسیدم؛ [مثل فیلمی که روی پرده نمایش داده میشه] سیدرضا رو دیدم که روی زمین افتاده و ناگهان شخصی با لباس سفید و نورانی بهش نزدیک شد. دو زانو کنارش نشست؛ با دستاش سرِ رضا رو بلند کرد و روی زانوهاش گذاشت. خیلی مشتاق بودم که ببینم اون شخص کیه و چه شکلیه؛ اما انگار فقط اجازه داشتم سر رضا رو روی پاهای مبارک اون شخص ببینم. چون تا سرم رو بالا آوردم؛ همه جا جلوی چشمم سیاه شد و اجازه ندادند چهرهی مبارک اون آقا رو ببینم... اما جواب سوالم رو گرفته بودم.
📚 خاطرهای از زندگی شهید سیدرضا قائممقامی
📚منبع: خبرگزاری فارس به نقل از خواهر شهید
|@modofeh|