اگر دل به دل راه دارد، پس چرا ؟
- چی چرا ؟
من بی تو پریشان وُ تو انگار نه انگار :)
اگر خدا بخواهد که دو قلب را نصیب هم کند،
این کار را میکند.
حتی اگر بھ اندازهی مسافتِ زمین تا آسمان
بین آنها فاصلہ باشد . .
یھ کسی و داشتم هر موقع حالش و میپرسیدم و حالش که بد بود، میگفت :
شبم !
میگفتم شب یعنی چی ؟
میگفت :
تاریکم ؛ دلم تاریکه اما آرومم مثلِ ستارهها . .
به مردم لبخند میزنم و نمیزارم که بقیه
حالم و بدونن.
وَ من این روزها با همین فاصلهی دور در
بیخبری دست و پا میزنم و نگران اینم که
نکنه تو شب باشی و من ندونم ..
تُ شبیه آهنگهای فرانسوۍ هستی
که توی تنهاییهام گوشش میدم.
شاید نفهممت، اما حالم با تو خوب میشه ..
اگه از من بپرسن سختترین لحظه براۍ یه
آدم کجاست ؟
میگم وقتۍ که با بغض لبخند میزنه.