#رایحه_حضور
#پارت_۵۰
#سنا_لطفی
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
آب هم اگر بماند راکد می شود ، می گندد و خاصیت زلالی اش را از دست می دهد ، آب باید جاری شود و صدایش روح ببخشد به مخلوقات دیگرِ خالق !
احساس یک آدم هم عین آب است ، خرجش نکنی و بلا استفاده بماند گوشه دلت، خاک می شود !
عشق از همان ابتدای هستی در وجود آدمی نهادینه شده است و اگر استفاده نشود ، انگار چیزی کم داری میان روز هایت !
حالا من بودم و احساسی که شکسته بود و چسباندن تکه هایش جان می خواست که نداشتم !
کم آورده بودم و نمی توانستم منکرش شوم ، با سارا که راجبش حرف زدم ، گفت : دو راه داری ، یا باید بی خیال این چرت و پرت ها شوی و با سعید ادامه دهی یا هم بیخیال سعید شوی و زندگیت را بکنی !
راهنمایی اش چاره درد من نبود .
بعد یک هفته ای که سپری شده بود زنگی به فاطمه زدم ، صدای گرمش آرامم کرد ، شاید باید کمی صبوری از دفتر زندگی او ، کپی می کردم درون خودم و آرامشش، مشق شب هایم میشد!
هیچ چیز را با جزئیات نگفتم و فقط گفتم از روبرویی می ترسم ،
او هم بدون سوال یک چیز گفت :
ببین عزیزدل من ! همه ما ها یه ترس و تردیدی هست میون زندگی مون ولی به تردیدت پا نده ، روبرو بشی و تجربش کنی بهتر از این هست که بعد ها حسرتش رو بخوری !
من تجربش کردم ، حسرت یه بار کنار مهدی بودن و حس گرمای دستاش کابوس شب هام شده ، کابوسی که یه زمان واسم رویا بود و هیچ وقت این رویا به وصال نرسید !
رویایی که برایش کابوس شده بود ترس به دلم می انداخت ، می ترسیدم از روزی که روتین وار کنار سعید بمانم ، بدون دلی که کنارش داشته باشم !
از فاطمه تشکر کردم و او هم یک جمله گفت :
کاری نکردم خواهری، فقط دعام کن ریحانه!
چشمانم به نم اشک نشست ، کاش می توانستم بگویم خیلی وقت است سراغ در خانه خدا نرفتم ،
از همان دعایی که دیگر اعتقادی ندارم تو برایم کن .
بعد تماسی که با او داشتم یک بیت شعر از شاملو را تکرار کردم :
*غصه نخور دیوونه !
کی دیده شب بمونه ؟! *
بعد هم با آرامشی ظاهری شروع کردم به حاضر شدن ، آخرین باری بود که سراغ آن مدرسه می رفتم ، همیشه آخرین ها تلخ بودند ..
کاش هیچ وقت آخرینی وجود نداشت !
اولی ها ، همیشگی می ماندند !
💜کپی حتی با ذکر نام نویسنده مورد رضایت نیست 💜
پیشنهادات و انتقادات
@BanoyDameshgh
@mohajeran_ir
#رایحه_حضور
#پارت_۵۱
#سنا_لطفی
مانتوی آبی آسمانی رنگم را همراه روسری به رنگ خودش پوشیدم،
روبروی آینه ایستادم و روی چهره ام دقیق شدم ؛ چشمان نسبتا خوشرنگ قهوه ای رنگم پر بود از تردید !
روسری ام را شل پاپیونی بستم ، یاد روسری کردن های نورا و فاطمه افتادم !
نفس عمیقی کشیدم و گوشیم را بالا آوردم و برای فاطمه نوشتم :
فاطمه جان هوام رو از راه دور داشته باش !
به دقیقه ای نکشید ، جوابش شوکه ام کرد :
سپردمت به حسین(ع) و خدای حسین(ع)!
همانطور که راهی مدرسه می شدم ، زیر لب متن پیام فاطمه را تکرار می کردم *حسین (ع) *
یاد بچگی هایم افتادم ، همراه مادرم شب های محرم راهی هیئت می شدیم، آخرش هم چیز زیادی از قیام عظیمش نفهمیدم ، وقت باشد این را هم از نواب بپرسم !
نواب کنار آقای صباحی در دفتر بود گفتم که روز آخری است که اینجا هستم و چند سوال دارم ، او هم گفت ، در حد معلومات خودش پاسخم را می دهد !
سر کلاس ادبیات، به اصرار بچه ها شعری خواند
لحن و صدای شعر خواندنش جان می داد؛ آهنگی آرام باشد پس زمینه اش و او بخواند و بعد شود یک مجری پر طرفدار تلویزیونی!
از همان هایی که ماه رمضان و ماه محرم برنامه مذهبی اجرا می کنند و یک عقیق هم در دست می کنند ! جناب نواب شبیه آنها بود!
بعد ها که بیشتر شناختمش فهمیدم حدسم زیادی درست بود!
زنگ دوم دوره اولی ها نقاشی داشتند و دوره دومی ها امتحان ، ایستادم و به طرف میزش رفتم ، او هم اولین نیمکت که خالی بود را برایم نشان داد ، نزدیک میزش بود و به قول نورا با حفظ کامل شئونات اسلامی !
_ خب بفرمایید من در خدمتم
چشمانم را برای تمرکز بستم و سعی کردم ذهن شلوغم را سر و سامان دهم، ذهنی که شبیه اتاقی شلوغ نیاز به گردگیری داشت، کاغذ ها میانش پخش بودند و باید دسته بندی می شدند .
خود نماز فلسفه بلند و بالایی داشت ، روزه را تا حدودی دوستش داشتم ، حجاب هم بیخیالش فعلا
بحث شهدا هم بماند از فاطمه می پرسم ..
حالا فقط می ماند امام علی(ع)، امام حسین (ع):
میخوام از قیام عاشورا بدونم!
دیدم که دستانش بهم گره خورد و حالت چهره اش تغییر کرد :
پیامبر میگن: ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاة
"قطعا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است "
میدونید چرا ؟! به خاطر قیامی که داشتند ، هر سال کلی آدم رو همین عاشورا کن فیکون میکنه !
امام حسین (ع)زمانی قیام کردند که سیره نبوی و علوی داشت فراموش میشد، از خودشون و خانواده شون گذشتن تا اسلام بمونه !
هر چند بی بی زینب (س)هم در این زمینه نقش بسیار والایی داشتند ، ایشون پیام آور عاشورا بودند .
حرف هایش قشنگ بود ، ولی یک چیز :
آقای نواب یه سوال، چطوری میشه بعد ۱۴۰۰ سال واسه یه آدم عزاداری کرد ؟! اصلا نیازه ؟!
💙کپی حتی با ذکر نام نویسنده مورد رضایت نیست 💙
انتقادات و پیشنهادات
@BanoyDameshgh
@mohajeran_ir
#ولی_عصر_عج🌼🍃
ڪجایی رشته ی اتصال زمین و آسمان؟
اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الاَرْضِ وَالسَّماءِ؟
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#سهشنبه_های_مهدوی
#یابقیهالله
#رَحیــــل 🕊
@mohajeran_ir
🔆 چقدر حضرت امام زمان (عج) مهربان است به ڪسانی ڪه اسمش را میبرند و صدایش می زنند و از او استغاثه می ڪنند ، از پدرومادر هم به آنها مهربان تر است🌸🍃
#یابنالحسنروحیفداک
#تـودعوٺشدهےِامامزمانٺهستی
#رَحیــــل 🕊
📚منبع: در محضر بهجت ج2,ص366
@mohajeran_ir
•°
✌️🏻 #بسماللهقاصمالجبارین
⭕️ #اطلاعیه 😍🦋
شـورای هماهنگے تبلیغات اسـلامے:
طنین بانگ #یامهدۍادرڪنے' در سراسر ڪشور همزمان با #شبنیمهشعبان
🔹از همگان برای قرائت #زیارتآلیاسین و #دعاۍفرج «الهے عظم البلا...» همزمان با پخش زنده ساعت ۲۰:۴۵ شامگاه چهارشنبه بیستم فروردین مصادف با شب نیمه شعبان از #مسجدمقدسجمڪران و #حرمحضرتاباالحسنعلےابنموسےالرضا در منازل و جمع با صفاے خانوادگے دعوت مےشود..
🔹رأس ساعت ۲۱:۰۰
طنین شعار « #یامهدۍادرڪنے» و
« #یاحجتابنالحسنعجّلعلےظهورڪ » در فضای عطرآگین #اقصےنقاط میهن اسلامے از فراز بامهاۍ منازل، پنجرهها و بالکنهای مجتمعهای مسکونے و مأذنههای مساجد و دیگر اماڪن مذهبے توأم با نورافشانے دعوت به عمل آید.
#اللهمعجللولیڪالفرج
#اللهمعجللولیڪالفرج
#نشرحداڪثرۍ
#علمبرزمیننمےماندسردارم..
#همهباهم_براۍهم..
•|رَځــــــیٖݪ|•🕊
•° ✌️🏻 #بسماللهقاصمالجبارین ⭕️ #اطلاعیه 😍🦋 شـورای هماهنگے تبلیغات اسـلامے: طنین بانگ #یامهد
دوستانِ جآن..
در عمݪ و نشر این پیام
هرڪجا که هستین ڪم نزارین.. ☺️🌱
| ظهورِگُݪِنَرگِسنزدیڪاست :) |
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری
۲ روز مانده تا میلادِ امامِ زمان(عج)...💚🍃
#صاحبنا
#الہمعجللولیڪالفرجبحقعمہسادات
#thepromisedsaviour
#رَحیــــل🕊
@mohajeran_ir
••
「هرگُلۍڪه" شعبان "داشتـ🌸❛
『تو" مُحـ ـ ـ ـرم "پَـرَپـرشد..🍃•
.
#رَحیــــل 🕊
@mohajeran_ir
آیت الله میرهاشم حسینے:
اگر عمل خالصے انجام دهید
تا آخر عمر شیطان شما را وسوسه میڪند
تا آنرا جایی مطرح ڪنید و از بین ببریدش!!!🖐🏻🍃
#شیطان
#وسوسه
#رَحیــــل🕊
@mohajeran_ir