eitaa logo
آیه های چشمانت
431 دنبال‌کننده
67 عکس
5 ویدیو
1 فایل
کانال رسمی آثار و اشعار محمدرضا کاکایی(شِفای اصفهانی) ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: @behesht_e_hashtom @sher_moaser
مشاهده در ایتا
دانلود
آباد کن این شبیه ویرانی را سامان بده این بی سرو سامانی را شام عرفه رسید الوعده وفا حاجی برسان به صبح، قربانی را @mohammadrezakakaei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
آیه های چشمانت
عید قربان بر همه شما همراهان عزیز و بزرگوار مبارک🌹🌹
هدایت شده از آیه های چشمانت
✔️با افتخار و احترام دعوتید... کانال رسمی اشعار و نوشته‌های @mohammadrezakakaei
هنگامه شور و نوبت شادی شد جانم، نفسم، محمد آبادی شد گل کرد به خانه امامت خورشید میلاد عزیز حضرت هادی شد @mohammadrezakakaei
🟢 در کانال اطلاع رسانی انجمن ادبی بهشت هشتم عضو شوید تا از کلیه خبرهای مربوط به این انجمن جهت حضور در جلسات فصلی مطلع شوید... با افتخار دعوتید به:🌹🙏 @behesht_e_hashtom https://eitaa.com/mohammadrezakakaei
تابنده تر از فروغ مهر و ماه است بر قامت شأن او زبان کوتاه است «لا حول ولا قوة الا بالله » بر جان و جهان ، علی ولی الله است @mohammadrezakakaei
تفسیر بلند سوره توحیدی بر جان و جهان هدایتی ، امیدی تو سوره آفتابی و ظهر غدیر بر دست نبی به عالمی تابیدی @mohammadrezakakaei
می کنم از باء «بسم الله» با نامت شروع ای که اسلام محمد شد ز اسلامت شروع ریخت بر خاک از می عشق ولایت قطره ای در ازل شدمستی ذرات از جامت شروع نقطه آغاز دین احمد مرسل توئی ای که آغاز تو پایان، ای که انجامت شروع آسمان از آن زمان که زادگاهت کعبه شد روز خود را می کند با صبح احرامت شروع ای که هر شب می دهد مهتاب بر خاکت سلام می کند هر صبحدم خورشید از بامت شروع زخم پشت زخم تیغ فتنه بر جانت خلید کربلا شد از شکاف فرق گلفامت شروع @mohammadrezakakaei
نگذار که لب ز روی لب بردارم پرده ز رخ سیاه شب بردارم نگذار طریق آبروداری را بگذارم و دست از ادب بردارم @mohammadrezakakaei
اگر چه کرب و بلائی بلا نمی بینم بجز به عشق دلی مبتلا نمی بینم به رسم مهر رسیدم سر قرار ای دوست کنون تمام توئی، کربلا نمی بینم چه حاجت است عزیزم به گفتن ارنی در این زمین که بغیر از تو را نمی بینم هزار بار بمیرم دوباره زنده شوم بجز غریب غمت آشنا نمی بینم چه جای شکوه که در این بلای سخت و عظیم بغیر لطف و رضای خدا نمی بینم فرات هست در این دشت و جز لب خنجر به کام تشنه که آب بقا، نمی بینم چنان تمامی صحرا شده ز تو لبریز که هر چه دیده ام الاست، لا نمی بینم حسین نیست در این قصه، هر چه هست توئی که آنکه باشد و بوده است از الست توئی رسیده ایم به دشتی پر از بلا زینب رسیده ایم به آغاز ماجرا زینب در این زمین که علی یک زمان نماز گزارد سر برادرت از تن شود جدا زینب در این زمین پر از درد و داغ جانفرسا به حق پناه بر از کرب والبلا زینب در این زمین که به تیر سه شعبه خواهد رُست به حلق کوچک اصغر گل حنا زینب علی و جعفر و عباس و عون می گردند به راه حق طلبی یک به یک فدا زینب در این زمین که علمدار کاروان حسین فدا کند سر و دستان و چشم را زینب در این زمین که دَرَد گرگ جهل اکبر را شوی به غصه و اندوه مبتلا زینب صبور باش که در این زمین غربت خیز توئی سرآمد زنهای کربلا زینب تو از قبیله صبری عقیله العربی نشان شیر خدا، دخت مرتضی زینب پس از حسین امانت به روی شانه توست پس از حسینی توئی مرد ماجرا زینب رسان به گوش جهان نقل این حکایت را رسول کرببلا بانوی حیا زینب خدا خودش دل تنگ تو را صبور کند دو چشم خیس تو را چشمه سار نور کند @mohammadrezakakaei