#حضرت_علی_اصغر_واحد
#واحد۲
اهل کوفه رحم کنید به نور چشمام
ببینید که نیمه جون خوابه رو دستام
اصغرم از تشنگی داره میمیره
به خدا آبو برا خودم نمیخوام
ای کوفیا
مونو علی بن المصطفی بیایید
ای کوفیا
یه جرعه آب برا علی بیارید
لالاعلی لالاعلی اصغر لالاعلی
چه کنم من این دل کبابو اصغر
آخرش به تو ندادن آبو اصغر
حنجرت گوش تا گوش برید سه شعبه
چه بدم من جواب ربابو اصغر
ای وای من
من پدرم طاقتشو ندارم
ای وای من
از حلق تو سه شعبه در بیارم
لالاعلی لالاعلی اصغرم لالا علی
زبان حال حضرت رباب:
همه گلشنمو ازم گرفتن
گل رو دامنمو ازم گرفتن
به خدا لالا نگنم دق میکنم من
لالایی گفتنمو ازم گرفتن
لالا علی
زخم گلوی توعه تقصیر من
لالا علی
ببخش اگه تموم شده شیر من
لالاعلی لالاعلی اصغرم لالا علی
#عبدالزهرا
#ورود_به_کربلا_واحد
#واحد۲
ای برادر بیا برگردیم برادر
هرچی زودتر بیا برگردیم برادر
دل من شور میزنه برات حسین جان
جون خواهر بیا برگردیم برادر
بیا بریم
میترسم آتیش به پرم بگیرن
بیا بریم
اینا میخوان تورو ازم بگیرن
حسین من حسین من حسین من
اینجا با محنت و غصه همنشینم
کوه غم تو سینمه زار و حزینم
بخدا خیلی میترسم آخر اینجا
من سر تورو روی نیزه ببینم
ای وای من
تنها میشی اینجا برادر من
ای وای من
سرت جدا میشه برابر من
حسین من حسین من حسین من
تو دلم نشته غم چرا برادر
تو مارو ببر ز کربلا برادر
حتی اصغر تو دیگه در امان نیست
اگه حرمله بیاد اینجا برادر
بیا بریم
اینا داداش رحمی به دل ندارن
بیابریم
داغ علی رو رو دلت میزارن
حسین من حسین من حسین من
#عبدالزهرا
#تاسوعا_واحد
#حضرت_اباالفضل_واحد
#واحد۲
پناهِ حرم پاشو برادر من
میر لشکرم پاشو برادر من
به خدا اگه بری تنها میمونم
جون مادرم پاشو برادر من
عباس من
بدون تو حرم پناه نداره
عباس من
نرو که خواهرم پناه نداره
برادرم عباس من عباس من
تو شدی قطع الیمین اخی اباالفضل
من شدم زار و حزین اخی اباالفضل
خاکیه روی تو انگار از رو مرکب
باصورت خوردی زمین اخی اباالفضل
برادرم
بگو که کی به فرق تو عمود زد
برادرم
چی به سر تن رشیدت اومد
برادرم عباس من عباس من
دشمنم فکر جسارته اباالفضل
چشماشون دنبال غارته اباالفضل
ای پناهِ خواهرم با رفتن تو
قسمت زینب اسارته ابالفضل
تو خیمه ها
همه برات دارن دعا می کنن
تو خیمه ها
از گوش هم گوشواره وا می کنن
برادرم عباس من عباس من
#عبدالزهرا
#حضرت_علی_اکبر_واحد
#واحد۲
زخمه شمشیره روی پرت علی جان
روی خاکه ریخته پیکرت علی جان
ای جوون من بیا چشاتو وا کن
بابا اومده بالا سرت علی جان
پاشو علی
خودت میدونی کوفیا نامردن
پاشو علی
نزار به اشک چشم من بخندن
جانم علی جانم علی جانم علی
رسیدی آخر به آرزوت علی جان
لخته های خونه رو ابروت علی جان
به خدا که جگرم رو میسوزونه
نیزه ای که خورده تو پهلوت علی جان
جَوون من
غریب گیر آوردنت علی جان
جَوون من
با هرچی میشد زدنت علی جان
جانم علی جانم علی جانم علی
چشاتو واکن که غرق خواهشم من
از لب خشکت خجالت میکشم من
جون لیلا ای همه دار و ندارم
یه چیزی بگو علی فدات بشم من
جّوون من
ببین که تنهامو پاشو علی جان
جَوون من
بگیر تو دستامو پاشو علی جان
#عبدالزهرا
#عاشورا_واحد
#وداع_واحد
#واحد۲
قصد رفتن کردی ای عزیز برادر
برو اما دور نشو از چشم خواهر
حالا که داری میری بزار حسین جان
ببوسم زیر گلوتو جای مادر
حسین من
دل بریدن سخته برای خواهر
حسین من
ترسم اینه بشم من بی برادر
حسین من حسین من حسین من
خیلی تنگ شده دلم برای مادر
میشنوی داره میاد صدای مادر
وای من اگر که قاتلت بشینه
روسینه ات به پیش چشای مادر
حسین من
چجور ببینم تورو بین گودال
حسین من
سرتو میبرند و میری از حال
حسین من حسین من حسین من
زبان حال حضرت سکینه:
قسمت ما شده تنها آه و زاری
بمیرم برات دیگه سپاه نداری
از وداعت معلومه بر نمیگردی
میری و سکینه رو تنها میزاری
باباحسین
میشه منو بازم بغل بگیری
باباحسین
نرو که من میترسم از اسیری
باباحسین باباحسین باباحسین
#عبدالزهرا
#حضرت_قاسم_شور
#شور۲
داغ یتیمی ام برشانه ی دل است
گیسوی من ببین در چنگ قاتل است
قاتل کشیده است این سو به آن سویم
شد خون سر حنا بر دست و بر رویم
ای عمو جان ای عموجان ای عمو جان ای عموجان
بود آرزوی من گردم فدای تو
من دست و پا زنم در پیش پای تو
جای پدر بیا از بهر دیدنم
بر گو مبارک است این قد کشیدنم
ای عمو جان.......
چشمان بی سویم باشد به راه تو
بر تو نگاه من بر من نگاه تو
بهر زیارتت از خون کنم وضو
پا بر زمین کشم تا پا شوم عمو
ای عموجان......
#میثم_مومنی_نژاد
#ورودیه_شور
#ورود_به_کربلا_شور
#شور۲
این سرزمین بود پایان راه ما
اینجا جدا شود از هم نگاه ما
راس تو چون شود خورشید آسمان
من همسفر شوم با خولی و سنان
ای حسینم ای حسینم ای ضیاء هر دو عینم
از این زمین به من گفته شه نجف
این تل خاکی و گودال آن طرف
اینجا قرارمن آنجا قرار توست
طفلان کنار من زهرا کنار توست
ای حسینم ای حسینم ای ضیاء هر دو عینم
گر چشم من تر و گر چشم تو تر است
از داغ حنجرو از داغ معجر است
ما را رها مکن ای سایه ی سرم
من با تو آمدم من با تو می روم
ای حسینم ای حسینم ای ضیاء هر دو عینم
#میثم_مومنی_نژاد
#طفلان_حضرت_زینب_شور
#شور۲
از حس مادری دل کنده ام حسین
از لشکر کمم شرمنده ام حسین
بنگر به دیده ی اختر شمار من
این دو ستاره هست دارو ندار من
ای حسینم ای حسینم ای ضیائ هر دو عینم
رخصت بده دو گل نذر چمن کنم
من هم کنارشان بر تن کفن کنم
ای شاه کم سپاه خواهر فدای تو
گریم به غربتت گریم برای تو
ای حسینم ای حسینم ای ضیائ هر دوعینم
غم شعله زد به دل ای غمگسار ما
صوت غریبی ات برده قرار ما
قلب حرم شده از غصه زیر و رو
از گریه های تو از خنده ی عدو
ای حسینم ای حسینم ای ضیائ هر دو عینم
#میثم_مومنی_نژاد
#حضرت_عبدالله_شور
#شور۲
جای پدر بود بر تو نگاه من
آغوشت ای عمو باشد پناه من
در بین قتلگاه بر حال ما دو تن
در نوحه فاطمه گریه کند حسن
ای عموجان ای عمو جان ای عموجان ای عموجان
عباس تو اگر بی بال و پر شده
دستان کوچکم بر تو سپر شده
بر روی زخم تو زخم دگر زدند
چندین نفر چرا بر یک نفر زدند
ای عموجان.........
با تیر حرمله شد لاله گون تنم
بر دست و سینه ات من دست و پا زنم
من را دگر عمو از خود مکن جدا
من با توام شریک در نعل تازه ها
ای عمو جان.........
#حضرت_علی_اصغر_شور
#شور۲
از من جدا شدی ای پاره ی تنم
در پشت خیمه ها قبر تو میکنم
شرمنده ام که تیر شد چاره ات علی
این خاک تیره شد گهواره ات علی
ای علی جان ای علی جان لایی لایی اصغر من
بر اشک دیده ام خندیده دشمنت
لرزد به دست من ای نازنین تنت
تا پشت خیمه ها ای بود و هست من
کم دست و پا بزن بر روی دست من
ای علی جان......
خجلت زده منم از روی مادرت
یک دست من تن و دستی بود سرت
تیر سه شعبه ای کرده دو تا تو را
یک آن نموده است از هم جدا تو را
ای علی جان.....
#میثم_مومنی_نژاد