4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دسته تک نفره
سحرگاه امروز یکی از زائران حضرت معصومه (سلام الله علیها) بی وقفه در دنیای خودش دور ضریح میچرخید و زنجیر میزد، انگار نه کسی او را میدید نه او کسی را، اما صدای سخن عشقش عجیب رسا بود
#وفات_حضرت_معصومه
@moharam3
ای چراغ شام تارم یا حسین
ای امید روزگارم یا حسین
ای قرار قلب زار عاشقان
من ز هجرت بی قرارم یا حسین
من گدای لطف و احسان تواءم
ای تو لطف بی شمارم یا حسین
من به درگاهت غلامی روسیاه
یا که عبدی شرمسارم یا حسین
چشم امیدم قیامت سوی توست
ای به محشر غمگسارم یا حسین
در قیامت من چه غم دارم به دل
گر تو باشی در کنارم یا حسین
من دل افگار و پریشان تواءم
ای شفای قلب زارم یا حسین
زمان:
حجم:
266.2K
آواز دشتی
گوشه درامد
ای تنها همدم من
محرم من. مرا تماشا کن
ای مهرت اب و گلم
درد دلم کمی تسلا کن
گوشه راجه
قد خم اورده منم
بار غم آورده منم
همدم و. همدرد توام
من بیابانگرد توام
اسیر موی توام.... غریب کوی توام
دعای توسل
دل چه صفا گیرد از دعای توسل
حالِ دعا گیرد از دعای توسل
قلب همه عاشقانِ آل محمد (ص)
نور خدا گیرد از دعای توسل
هر دلِ آکنده از محبت مولا
شور و نواگیرد از دعای توسل
ای که دلت روشن است ز نور ولایت
دیده ضیا گیرد از دعای توسل
هر دلِ افروخته از عشق و محبت
نور ولا گیرد از دعای توسل
مهر و ولای علی و آل پیمبر
در دل جا گیرد از دعای توسل
شیعه ی مخلص به ذکر و شور حسینی
کربُبلا گیرد از دعای توسل
ای که مریضی ، مریضِ جرم و معاصی
درد شفا گیرد از دعای توسل
دست توسل بزن به دامن عترت
قلب جلا گیرد از دعای توسل
دست « رضا » را خدا از کرم خویش
روز جزا گیرد از دعای توسل
#مقتل_شناسی
👇
مقتل #فاطمیة
#درس_دوم : متن عربی مقتل
🔶 اِنَّ بابُ الزهراء هو البابُ الذی یَستَأذنُ فی دُخُولها جبرائیل و میکائیل و عزرائیل بل یَستَأذن نفسُ رسولِ الله و ذلک أَنَّه أَشرفُ و أَعظمُ مِن بابُ الجَنَّةِ و أَضرموا النارِ خَلفَ هذا الباب بِمَنظر و مَرآی مِن فاطمة
🔴 معنی:
به یقین خانه زهرا (سلام الله علیها) خانه ای است که در هنگام دخول به آن جبرائیل و میکائیل و عزرائیل از صاحب آن اذن می گیرند بلکه خود شخص پیامبر هم اذن می گرفت و آن خانه از باب بهشت با شرافت تر و عظیم تر است و دشمنان پشت این درب و در مقابل چشمان دخت رسول الله بر آن آتش افروختند.
🔵 منبع:
الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء – اسماعیل انصاری – ج 10 – ص 101
⚫ شعر عربی:
و بابُها بابُ النَّبیِ الرَّحمة
( این باب باب نبی رحمت است)
و بابُ ابوابِ النَّجاةِ الاُمَّة
( و باب نجات امت است)
بل بابُها بابُ العلیِّ الاَعلی
( بلکه باب خداوند اعلی است)
فَثَمَّ وجهُ اللهِ قَد تَجَلَّی
( پس باب تجلی خداوند است)
🔘 #گریز مداحی:
ملائکه خداوند هم با اذن بی بی وارد خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) می شدند. اما نمک نشناسان امت چه بی حیا پشت درب خانه آتش افروخته و درب را آتش زدند و...
🔷 شعرفارسی:
(استاد سازگار)
من ایستاده بودم دیدم که مادرم را
قاتل گهی به کوچه گاهی بخانه می زد
گاهی به پشت و پهلو گاهی به دست و بازو
گاهی به چشم و صورت گاهی به شانه می زد
گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره
او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد
وقتی که باغ می سوخت صیاد بی مروت
مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد
با چشم خویش دیدم جان دادن پدر را
از ناله ای که مادر در آستانه می زد
☑ 👈 تذکر: عزیزان مداح و ذاکر قبل از اجراء این مطالب حتما تمرینات لازم را داشته و چندبار مرور نمائید.
الاحقر الخدمة العلم و الدین
اصغراسکندری
#مقتل_شناسی
مقتل #فاطمیه
#درس_سوم: فاطمه (سلام الله علیها) حجاب الله
🔶 متن مقتل:
أَلَا إِنَّ فَاطِمَةَ، بَابُهَا بَابِی وَ بَیْتُهَا بَیْتِی فَمَنْ هَتَکَهُ فَقَدْ هَتَکَ حِجَابَ اللَّهِ .
🔵 ترجمه متن عربی:
آگاه باشید که باب فاطمه، باب من و خانه او خانه من است پس هر کس حریم آن را بشکند هتک حجاب خداوند را نموده است .
🔴 منبع :
بحار الأنوار ، علامه مجلسی، ج ۲۲، ص: ۴۷۷
عوالم العلوم ، عبدالله بحرانی اصفهانی، ج 11 ، ص: 554
مأساة الزهراء ، علامه سید جعفر مرتضی عاملی، ج 2 ، ص: 67
🔘 گریز مداحی:
🔹 مدینه: محال بود کسی نداند آن که پشت در ایستاده، پاره تن رسول الله است. این که پشت در ایستاده، دختر پیغمبر است، هیچ می فهمی چه می کنی؟ خانه رسول الله ...( قسمتی از متن کتاب کشتی پهلو گرفته تالیف سیدمهدی شجاعی )
این خانه خانه رسول خداست . حرمت این خانه مانند حرمت کعبه است.
🔹 کربلا: کربلا آن چنان هتک حرمت اهل بیت علیهم السلام را کردند که باید خون گریست. حرامیان ریختند تو خیمه ها و هر چه که بود غارت کردند و به زنان و بچه ها چه بی حرمتی هایی که نکردند.
⚫ شعر مرثیه:
پس از رسول، که طومار عمر زهرا را
جفاى امت و ظلم زمانه مى پیچید
زدند شعله بر آن خانه اى، که عطر نبى
پى سلام در آن صحن خانه مى پیچید
چو گردباد به صحرا میان خانه به خویش
ز درد سینه و پهلو و شانه مى پیچید!
چو تازیانه به دست مغیره، زهرا هم
به خود ز ضربت آن تازیانه مى پیچید!
خداى داند و حال على، که آن دل شب
کفن به پیکر او مخفیانه مى پیچید!
على چگونه بماند به خانه اى که در او
صداى گریه ى زهرا شبانه مى پیچید؟! ( سید رضا موید)
☑👈 تذکر: عزیزان مداح و ذاکر قبل از اجراء این مطالب حتما تمرینات لازم را داشته و چندبار مرور نمائید.
الاحقر الخدمة العلم و الدین
اصغراسکندری
#مقتل_شناسی
👇
مقتل #فاطمیه
#درس_چهارم: به سوی مسجد
🔶 متن مقتل:
...أخرجوه سحباً مِن داره مُلبَّباً بثوبه يجرّونه إلى المسجد
🔴 ترجمه فارسی:
[در مقابل چشمان بهت زده و پر از اشک فاطمه(سلام الله علیها) با خشونت و تهدید،لباس به تن آقا کرده و امیر المومنین(علیه السلام) را ] به زور از منزل خارج کرده و کشان کشان به سوی مسجد بردند.
🔵 منبع :
بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص 93
علم الیقین فی اصول الدین، ملا محسن فیض کاشانی، ص 686
تلخیص الشافی، محمد بن حسن طوسی، ج 3، ص 76
⚫ زبان مداح:
ای دنیا ! کار امیر المومنین علیه السلام به جایی رسید که همسرش را در مقابلش زدند و او را کشان کشان بر روی زمین به مسجد بردند. کدام علی ؟ علی خیبر شکن، کسی که نام او لرزه بر پشت تمام دشمنان اسلام می انداخت و از هماوردی با او وحشت داشتند.
⚪ گریز مداحی:
کربلا هنگامى که امام حسین(علیه السلام) عزم میدان کرد، فرمود:
«اِئْتُونی بِثَوْب لا یُرْغَبُ فیهِ، اَلْبِسُهُ غَیْرَ ثِیابِی، لا اُجَرَّدُ، فَاِنِّی مَقْتُولٌ مَسْلُوبٌ»؛ برایم جامه کهنه اى بیاورید که کسى به آن رغبت نکند تا آن را زیر لباسهایم بپوشم و بعد از شهادتم مرا برهنه نکنند، زیرا مى دانم پس از شهادت لباسهایم ربوده خواهد شد.
مدینه پیراهن به تن مولا کردند و او را از خانه خارج کردند اما کربلا پیراهنی را که امام حسین(علیه السلام) به تن خویش کرد با چه وضع رقت باری از بدنش خارج کردند.
🔷 شعر مرثیه:
شرمنده ام، حمایت من بی نتیجه ماند
دستم شکست و بند ز دست تو وا نشد
بسیار دیده اند که پیران خمیده اند
اما یکی چو من به جوانی دو تا نشد
از ما کسی سراغ ندارد غریب تر
در این میانه درد ز پهلو جدا نشد
( سروده استاد حاج علی انسانی )
☑👈 تذکر: عزیزان مداح و ذاکر قبل از اجراء این مطالب حتما تمرینات لازم را داشته و چندبار مرور نمائید.
الاحقر الخدمة العلم و الدین
اصغراسکندری
#مقتل_شناسی
👇👇
مقتل #فاطمیه
#درس_پنجم: وداع شبانه
🔶 متن مقتل(زبان قال)
اِذا اَنَا مِتُّ فَادْفِنِّی لَیلاً وَ لا تُؤذِّنَّنَ بِی اَحَداً
🔴 ترجمه فارسی
فاطمه (سلام الله علیها) خطاب به علی(علیه السلام):
وقتی وفات کردم، مرا شبانه دفن کن و هیچ کس را خبر نکن
🔵 منبع
روضة الواعظین ، فتّال نیشابوری، ص 130
⚫ زبان مداح
خود بی بی به علی (علیه السلام) سفارش کرد تا جائیکه ممکن هست تشیع او بدون سر و صدا و بی خبر از اغیار باشه. لذا حداکثر هفت نفر در تشیع غریبانه دختر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر شرکت نداشتند.
🔘 گریز مداحی
هر چقدر که مدینه حضرت صدیقه اطهر(سلام الله علیها) سفارش کردند که غسل و کفن و دفن شان مخفیانه باشد اما در کربلا همه آمده بودند تا در قتل عزیز زهراء حسین (علیهما السلام) سهمی داشته باشد. لذا عده ای به نیت تقرب الی الله به بدن مطهر سید الشهداء(علیه السلام) ضربه می زدند.
🔹شعر مرثیه(زبان حال):
از آه سینه ام جگر سنگ خاره سوخت
هم سنگ خاره سوخت و هم راه چاره سوخت
از بس ستاره ریخته ام در فراق ماه
بر غربت علی دل ماه و ستاره سوخت
آتش ز سوز سینه ام آتش گرفته است
داغ از حرارت جگر پاره پاره سوخت
یک بار سوخت پشت در خانه شمع من
این غم کجا برم که ز آهم دوباره سوخت؟
می کرد با اشاره به من فاطمه سلام
از ضعف شد چنان که توان اشاره سوخت
🔹 شاعر: سید محسن حسینی/کتاب: ای قبله علی / انتشارات محمل)
☑👈 : تذکر: عزیزان مداح و ذاکر قبل از اجراء این مطالب حتما تمرینات لازم را داشته و چندبار مرور نمائید.
الاحقر الخدمة العلم و الدین
اصغراسکندری
#مقتل_شناسی
👇👇
مقتل #فاطمیه
#درس_ششم : لاله کبود
🔶 متن مقتل(زبان قال)
أَبکي مِن ضَربَتکَ عَلی القَرْنِ، و لَطمِ فَاطِمَةَ خَدِّها
🔴 ترجمه فارسی
پیامبر اسلام فرمودند:
[علی جان] گریه میکنم از ضربت بر فرق تو و سیلی بر گونه فاطمه.
🔵 منبع
امالی، شیخ صدوق، ص 134
بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 2 ، ص 51
عوالم العلوم، عبدالله بحرانی اصفهانی، ج 11 ، ص 397
⚫ شعر مرثیه (زبان حال)
صورتش نیلی شد از سیلی،که چون سیل سیاه
روی گردون زین مصیبت تا قیامت تار بود (مفتقر)
از طرز راه رفتن او گشت باورم
دیگر به چشم فاطمه نور نگاه نیست (سیّد محسن حسینی)
وقتی قرار شد که بمیرد برای عشق
سیلی که هیچ ، واهمه از میخ در نداشت (محمود شریفی)
الاحقر الخدمة العلم و الدین
اصغراسکندری
#مقتل_شناسی
👇👇
مقتل #فاطمیه
#درس_هفتم : قهر یاس
🔶 متن مقتل(زبان قال)
وَ لَا تَتْرُکُ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ
🔴 ترجمه فارسی
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) خطاب به حضرت علی(علیه السلام):
مبادا بگذاری احدی از آنان و پیروانشان به جنازهام نماز بخوانند.
🔵 منبع
بحارالانوار، علامه مجلسی، ج4٣، ص١٩٢
⚫ شعر مرثیه (زبان حال)
الهی انتقامم را از آن بیدادگر بستان
که نه دستی برایم مانده نه بازو نه پهلویی (غلامرضا سازگار)
هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا
قدرش عیان نگردید قبرش نشان ندارد (غلامرضا سازگار)
الاحقر الخدمة العلم و الدین
اصغراسکندری
.
🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️
✍ #روضه_شماره 5️⃣5️⃣1⃣ #حضرت_فاطمه_سلام_الله_علیها
🔸🔶《السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَهَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ》🔶🔸
✅نقل است که حضرت فاطمه زهرا(س) در لحظات آخر عمر شریف خود به اسماء بنت عمیس فرمودند :
📋《أَسْکُبِی لِی مَاءً، وَ اغْتَسَلَتْ بِه، ثُمَّ قَالَتْ : نَاوِلِینِی ثِیابِی الجُدَدَ! فَلَبِسَتْهَا، ثُمَّ قَالَتْ :
آتِینِی بِبقیةِ حُنُوطِ وَالدِی مِنْ مَوضِعِ کَذا وَ کَذَا،
فَضِعیِهِ تَحتَ رَأسِی، ثُمَّ أُخرُجِی عَنِّی وَ انْظُرِینِی هَنِیئَهً، فَإِنِّی أُرِیدُ اُنَاجِی رَبِّی عَزَّوَجَلَّ》
♦️برایم آب بیاور آنگاه با آن آب غسل کردند سپس فرمودند : برایم لباسی نو بیاور!
پس آن را به تن نمودند و فرمودند :
برایم باقی مانده ی حنوط رسول خدا(ص) را از فلان جا بیاور و زیر سرم قرار بده بعد از آن از نزدم خارج شد و خوب مرا نگاه کن چون می خواهم با پروردگارم مناجات کنم.
اسماء می گوید :
در این هنگام؛
📋《فَخَرَجتُ عَنهَا فَسَمِعتُهَا تُنَاجِی رَبَّهَا، فَدَخَلتُ عَلیهَا وَ هِیَ لَاتَشعَرُ بِی، فَرَأَیتُها رَافِعَةً یَدیْهَا إِلیَ السَّمَاءِ وَ هِیَ تَقُولُ :
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسأَلُکَ بِمُحَمّدٍ المُصطَفَی(ص) وَ شُوقِهِ إلیَّ، وَ بِبَعْلِی عَلیٍّ المُرْتَضَی(ع) وَ حُزنِهِ عَلَیَّ ، وَ بِالحَسَنِ المُجْتبی(ع) وَ بُکَائِهِ عَلَیَّ ، وَ بِالحُسَینِ الشَّهِیدِ(ع) وَ کَآبَتهِ عَلَیَّ، وَ بِبَنَاتِی الفَاطِمِیَّاتِ وَ تَحَسُّرهُنَّ عَلَیَّ، إِنّکَ تَرحَمُ وَ تَغْفِرُ لِلعُصَاهِ مِنْ أمّةِ مُحَمَّدِِ، وَ تَدْخُلُهُم الَنَّهُ، إِِنَّکَ أَکرَمُ المَسئُولِینَ، وَ أَرحَمُ الرَّاحِمِینَ》
♦️از نزد حضرت(س) خارج شدم، در حالی که مناجات ایشان را با پروردگارش می شنیدم.
سپس بر ایشان داخل شدم و حضرت(س) متوجه ورودم نشد، آن گاه دیدم که دست های خود را به جانب آسمان بلند کرده و می فرماید :
خدایا! به درستی که از تو می خواهم به حقّ محمد مصطفی(ص) و اشتیاق او نسبت به من و به حق شوهرم علی مرتضی(ع) و غم و اندوهی که از او بر من است و به حقّ حسن مجتبی(ع) و گریه های او بر من و به حقّ حسین شهید(ع) و غم و اندوه او بر من و به حقّ دختران من و پَر ریختن آنها بر من، که رحم کنی و ببخشایی از گنهکاران از امت محمد(ص) و آنها را داخل بهشت گردانی، چرا که تو بهترین جواب دهندگان و رحم کننده ترین رحم کنندگانی.(۱)
در روایتی دیگر از اسماء نقل شده است که در همین روزها حضرت فاطمه زهرا(س) خطاب به اسماء فرمود :
📋《أَلَا تَرَیْنَ إِلَى مَا بَلَغْتُ؟ فَلَا تَحْمِلِینِی عَلَى سَرِیرٍ ظَاهِرٍ!》
♦️آیا نمیبینی من در چه حالی هستم؟
مبادا مرا روی تختهای بگذارید که جنازهام ظاهر باشد.
(گویا تابوت آنزمان همانند نردبانى بدون دیوار بوده، وجنازه را روى آن مىگذاشتند، و جنازه مشخّص مىشد و پارچهاى روى جنازهى آنها مىانداختند و حجم جسم آنها از زیر پارچه پیدا بود، و هرکس آن ها را می دید تشخیص مىداد که مرد است یا زن!)
اسماء گفت :
📋《لَا لَعَمْرِی وَ لَکِنْ أَصْنَعُ نَعْشاً کَمَا رَأَیْتُ یُصْنَعُ بِالْحَبَشَةِ!》
♦️نه! به جان خودم قسم! بلکه نظیر آن تابوتی را برای تو درست میکنم که در حبشه دیده بودم.
فاطمه(س) فرمود :
📋《فَأَرِینِیهِ!》
♦️پس نمونهی آن را به من نشان بده!
📋《فَأَرْسَلَتْ إِلَى جَرَائِدَ رَطْبَةٍ فَقُطِّعَتْ مِنَ الْأَسْوَاقِ ثُمَّ جَعَلَتْ عَلَى السَّرِیرِ نَعْشاً وَ هُوَ أَوَّلُ مَا کَانَ النَّعْشُ فَتَبَسَّمَتْ وَ مَا رُئِیَتْ مُتَبَسِّمَةً إِلَّا یَوْمَئِذِِ》
♦️اسماء فرستاد تا از بازار شاخههای تازهی خرما آوردند.
آنگاه آن تابوتی را که در حبشه دیده بود ساخت و آن اوّلین تابوتی بود که ساخته شد.
حضرت فاطمه(س) پس از دیدن آن تابوت خندان شد و هیچ وقت غیر از آن موقع خندان نشده بود.(۲)
در روایتی دیگر آمده که حضرت(س) وقتی تابوت را مشاهده نمود، فرمود :
📋《اُسْتُرِينِي! سَتَرَكِ اَللَّهُ مِنَ اَلنَّارِ》
♦️حجم بدنم را بپوشان که خداوند متعال بدن شما را از آتش دوزخ مستور گرداند.(۳)
{وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ}
📝شعر :
بیمارت ای علی جان، جز نیمه جان ندارد
میلی به زنده ماندن، در این جهان ندارد
غم چون نسیم پائیز، برگ و بر مرا ریخت
این لاله ی بهاران، غیر از خزان ندارد
بگذار تا بمیرد، زین باغ پربگیرد
مرغی که حق ماندن در آشیان ندارد
خواهم که اشک غربت، از چهره ات بگیرم
شرمنده ام که دیگر، دستم توان ندارد
بگذار کس نداند در پشت در چه بگذشت
من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد
هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا
قدرش عیان نگردید، قبرش نشان ندارد
👤سازگار
📚منابع :
۱)مناقب ابن شهرآشوب، ج۳، ص۳۶۴
۲)کشف الغمّه اربلی، ج۱، ص۵۰۳
۳)تهذیب الاحکام طوسی، ج۱، ص۴۶۹
#اسنادالمصائب #فاطمیه
.
#فاطمیه_خط_مقدم_ماست
#با_فاطمه_علیهاالسلام
#اولین_بار_در_تلگرام
#فاطمیه
#فیش_روضه
🎴 [جلسهی سوم]
#ماجرای_فدک_و_غصب_فدک
👈🏼 فیش منبرهای #فاطمیه1444
📚 مطالب مطرح شده:
۱. مدح امام عصر علیهالسلام
(دردی بهدل مراست، مداوا نمیشود)
۲. اشعار حضرت زهرا علیهاالسلام
(زهرا که بود بار مصبت بهشانهاش)
۳. روضه و مصیبت (روضهی غصب فدک)
(سلام ما به مدینه، بهقبلهی جانش)
و روضهی حضرت عباس علیهالسلام
(گر نخیزی تو زجا، کار حسین سختتر است)
۴. زمزمهی زهرایی
(از کوچههای_شهر مدینه_خیزد شراره)
۵. نوحهی سینهزنی
(چه آمده ای خدا، بر سر زهرای من)
۶. مدح امیرالمؤمنین علیهالسلام
(سلام الله علی من عنده اسرار یزدانش)
🔆