5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا چرا زندم...
چجوری نفس دارم
ای کاش هزار بار میمردم و امشبم سحر نمیشد...
امام سجاد(ع):مردمان زمان غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)، اگر به امامتش اعتقاد، و برای ظهورش انتظار برند، از مردم همۀ دورانها برترند
#حدیث_روز
انکه از شرم گنه باید کند غیبت منم
تو چرا جور گنهکاران عالم میکشی ؟💔
🌱@moheb_1313
به پیشگاه مقدس حضرت بقیهاللهالاعظم (عج) و تمامی شیعیان و رهروان آن «سجدهگاهِ عشق»، شهادت جانسوز امام زینالعابدین (ع) را تسلیت میگوییم🖤
آجرکالله یا صاحبالزمان!💔
خداوند قلبِ شما را در این مصیبت تسلی بخشد. ای شیعیان! بیایید امروز، دلهایمان را با صحیفهی سجادیتان گره بزنیم و سوگوارِ آن امامی باشیم که اشکهایش، ضامنِ بقایِ نهضتِ حسین (ع) شد.
سلام بر او، آن روز که به دنیا آمد، آن روز که در کربلا صبر پیشه کرد و آن روز که با دلی سرشار از یادِ خدا، به سوی ابدیت پر کشید.»
🌱@moheb_1313
زندگینامه امام سجاد(ع):
طلوع در مدینه و ریشههای آسمانی
در سال ۳۸ هجری، در شهر پیامبر، نوزادی به دنیا آمد که عطرِ حضورش، فضای مدینه را دگرگون کرد. پدرش، حسینبنعلی (ع)، نورِ چشمِ رسول خدا بود و مادرش، شهربانو، از تبار ساسانیان. اما این کودک، وارثِ دو تمدن نبود؛ او وارثِ «صبر» و «عبادت» بود. گویی از همان بدو تولد، بارِ سنگینی از امانتِ الهی بر شانههای کوچکش حس میشد.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
کربلا؛ تماشایِ خورشید در میانِ خاکستر:
کربلا برای امام سجاد (ع)، نه یک میدان جنگ، که یک دانشگاهِ بزرگ بود. ایشان در روزهای عاشورا، به دلیل بیماری شدید، در خیمه بودند؛ اما چشمانشان شاهدِ پرکشیدنِ تمامِ ستارههای آسمانِ امامت بود. وقتی امام حسین (ع) برای آخرین بار به خیمه آمد تا با فرزندش وداع کند، علیِ بن الحسین (ع) با وجود بیماری، میخواست برخیزد و به یاری پدر بشتابد، اما پدر او را به «صبر» دعوت کرد.
او در کربلا، «زنده ماند» تا «تاریخ» نمیرد. او داغِ تشنگی، غریبی پدر و تازیانههای اسارت را در جانِ خود چشید تا بتواند روایتگرِ آن حماسه باشد.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
بعد از عاشورا، همهچیز انگار در ظاهر تمام شده بود؛ خیمهها سوخته بودند، شمشیرها کار خودشان را کرده بودند و دشمن خیال میکرد صدای حق را برای همیشه خاموش کرده است. اما درست از همانجا، مأموریتِ امام سجاد (ع) آغاز شد؛ نه با شمشیر، نه با سپاه، بلکه با دلی که داغدار بود و زبانی که باید حقیقت را زنده نگه میداشت.
او به امامت رسید در روزگاری که مردم از ترس، خاموش بودند و حکومتِ بنیامیه با قدرت و قساوت، نفسها را در سینه حبس کرده بود. در چنین فضایی، امام سجاد (ع) باید کاری میکرد که هم دین بماند، هم یادِ کربلا فراموش نشود، و هم ریشههای ایمان در دل مردم دوباره جان بگیرد. این بود که راهی عمیقتر و ماندگارتر را انتخاب کرد.
امام، دردش را به دعا تبدیل کرد؛ اما این دعاها فقط زمزمههای یک عابدِ گوشهنشین نبود. هر دعا، درسی بود؛ هر مناجات، پیامی بود؛ هر اشک، فریادی بود که بیصدا ستم را رسوا میکرد. او با زبان نیایش، به مردم خداشناسی آموخت، کرامت انسانی را یادشان آورد و آرامآرام دلها را از خواب سنگین غفلت بیدار کرد. اگر کسی به ظاهر نگاه میکرد، مردی را میدید که سر در سجده دارد؛ اما آنکه عمیقتر میدید، میفهمید که او دارد یک امت زخمی را دوباره میسازد.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
امام سجاد (ع) فقط پیشوای عبادت نبود؛ پناه مردم هم بود. شبها بیصدا آذوقه بر دوش میگرفت و به خانه نیازمندان میبرد، بیآنکه کسی بداند این دستِ مهربان از آنِ چه کسی است. او میخواست جامعهای که زیر فشار ظلم، هم نانش کم شده بود و هم ایمانش، دوباره روی پای خود بایستد. برای همین، امامت او فقط هدایت با سخن نبود؛ تربیت با محبت، با صبر، با اشک و با عمل بود.
در حقیقت، امام سجاد (ع) وارثِ کربلا شد تا اجازه ندهد خون حسین (ع) در شنهای صحرا گم شود. او آن حادثه را در سینه نگه داشت و با زندگیاش، با دعاهایش، با روشنگریاش، آن را نسل به نسل به دلها رساند. امامتِ او یعنی نگهبانی از شعلهای که دشمن میخواست خاموشش کند؛ و چه نگهبانی باشکوهی بود، که در سکوتش فریاد داشت و در اشکش بیداری.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
سی و چهار سال پس از کربلا، وجودِ نازنینِ امام (ع) که سالها در اثرِ غمِ فراقِ پدر و یادآوریِ لحظههای عاشورا، شب و روزش با اشک همراه بود، به پایان راه رسید. گفتهاند که ایشان وقتی آب میدید، گریه میکرد و وقتی گوسفندی را برای ذبح میبردند، از قصاب میپرسید: «آیا به او آب دادهاید؟» و با یادِ لبهای تشنهی پدر، اشک میریخت.
در شبِ شهادت، وقتی زهرِ کینهی دشمن، تارهای وجودش را از هم گسست، فرزندش امام باقر (ع) در کنار بسترش بود. امام (ع) به نماز ایستاد و در حالِ راز و نیاز با معشوقِ ازلی، آنقدر ذکرِ خدا گفت تا روحش به آرامشِ مطلق رسید. مدینه در سوگِ مردی که «زینالعابدین» بود، به لرزه درآمد. آن پیکرِ پاک را در کنار عمویش امام حسن مجتبی (ع) در بقیع به خاک سپردند؛ در حالی که مدینه تا ابد در سوگِ آن «سجدههای طولانی» عزادار ماند.🖤
پایان
سفر به دنیای صبر و مقاومت؛ متنی کوتاه درباره زندگی متفاوت امام سجاد (ع).☝️🍃