#ڪلام_شهید 🌾
🌻امیـدوارم ...
🍂حضرت زهرا (س) عنایتی ڪند
تا به هـدفی ڪہ از ورود به #سپاه
🌻داشتهام آن هم تنها خواستنِ شهادت
🍂از خـداوند بود ، نائل آیم .✅
#پاسدار_مدافع_حــرم
#شهید_سعید_علیزاده🌹
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
من یک زنم❣ ...
خالقم سوره ای به نامم نازل کرد!💓
من یک زنم❣...
خالقم طواف نساء را واجب کرده که بدون آن حتی حج ات قبول نیست.😏
من یک زنم❣....
خالقم به تو دستور داده که حجراسماعیل را نیز طواف کنی، جایی که یک زن، هاجر
در آن دفن است.
من یک زنم❣...
و خالقم گفته باید هفت بار، پا در جای پای یک زن، هاجر بگذاری و آنقدر سعی کنی تا خدایت تو را بپذیرد.😉
من زنم❣....
بهشت زیر پای مادر است...😇
روح انسان از درون من به او دمیده میشود.
هر روز پاسداری من از کودکم،👶
ثوابی عظیم دارد.😍
اگر یک ساعت همسرم، با محبت و انس با من باشد، و به من خدمتی کند برای او برابر با هزار سال عبادت است..💓
عفت من😌
سرمایه الهی من است.☝️
من‼️
چرک نویس هیچ احساسی نمیشوم!!!😳
من همان زنم❣
که #نجابتم😍
قیمتم را از یک دنیا بالاتر میبرد.💕
من عاشق سوره کوثرم...💕
سوره اي كه گواهي ميدهد نسل پيامبر نسلي است كه از سلاله يك زن است. 💓
تقدیم به دوستان عزیزم 🌺🌺
👏 به افتخار خودتون هر چه میتونید کپی کنید 👏
🌸☘🌺🌺🌺🌺🌺☘🌸
❤️کپی مطالب با ذکر صلوات مجاز است❤️
#فدایی_رهبرم_مدافع_چادر_خاکی_بی_بی_دو_عالمم
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
🍃🌼
شُهـدا رفتند تا بمانیم...
خون شهید
🦋حق الناس است،
با این #حقالناس بزرگ ڪه
بہ گردنمان است چه خواهیم ڪرد؟!
شهیـد پیـرو #خطش رامیخواهد
نہ شـرمندهے #نگاهش را..:)🌱
#شهیدانه💔
#داداش_وحیدم
#یادش_با_صلـوات🌸
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
💢بزرگوارا طی ۷ سال همه کارکردشون عبارت بوده از یک #برجام پاره پوره، تغییر اسم خیابون نفت به مصدق، بعلاوه #دلار ۲۵هزار تومنی و #سکه ۱۰میلیونی.
بعد حالا گیر میدن که #مجلس انقلابیتون در این ۲ماه چکار کرده؟
یعنی اسم #سنگ_پای_قزوین رو در برابر این عزیزان باید گذاشت نرم کننده پَرژک!
💬 #فرید_ابراهیمی
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
🕊🌹💐🥀💐🌹🕊
#پنجم_مرداد_1367
#عملیات_مرصاد
عملیات مرصاد، پاتک نیروهای نظامی ایران در پاسخ به عملیات فروغ جاویدان است. سرانجام عملیات مرصاد در پنجم مرداد ماه ۱۳۶۷، با رمز «یا علی» و به منظور مقابله با نیروهای سازمان مجاهدین خلق در منطقه اسلامآباد غرب و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز شد. نیروهای نظامی ایران ابتدا منتظر شدند تا مجاهدین به اندازه کافی در داخل خاک ایران نفوذ کنند تا از برد پشتیبانی عراقیها خارج شوند. آنها ابتدا نیروهای چترباز را در پشت سر مجاهدین پیاده کردند، سپس هواپیماهای اف-۴ نیروی هوایی ستون زرهی مجاهدین را بمباران کردند و در ادامه بالگردهای نیروی زمینی ارتش با سلاحهای ضد تانک به ستون زرهی مجاهدین یورش بردند. در این هنگام پیشروی مجاهدین متوقف شد. در انتها نیروهای زمینی ارتش و سپاه به باقیمانده نیروهای مجاهدین حمله کردند.
برخی کارشناسان جنگ و فرماندهان نظامی در ایران، ترور علی صیاد شیرازی فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش را به دلیل تدابیر وی در عملیات مرصاد و شکست سنگین منافقین در این عملیات تفسیر میکنند .
نیروهای ایران در جایی که نیروهایشان برتری نسبی داشت به کمین نشستند و در منطقه چهارزبر، با احداث تعدادی خاکریز و یک خط دفاعی مستحکم در انتظار ایشان بودند.
این عملیات سه روز به طول انجامید. در روز اول هدف سد کردن هجوم مجاهدین خلق بود. در این روز نیروی هوایی ارتش وارد عمل نشد زیرا در آن زمان پایگاه نوژه بمباران شده بود و انجام عملیات پاکسازی باند فرود قدری فرصت را از آنها گرفت. به همین دلیل نیروی هوایی با یک روز تأخیر عملیات را ادامه داد. در روز دوم حرکت نیروی زمینی ارتش صورت گرفت که با پشتیبانی نیروی هوایی و هوانیروز همراه شد و در روز سوم یگانهای مجاهدین خلق به کلی منهدم شدند. فرماندهی این عملیات بر عهده سرهنگ علی صیاد شیرازی بود. وی در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترور شد .
یاد و خاطره
#شهدای این عملیات
خصوصاً #صیاد_دلها
#سردار_رشید_اسلام
#شهید_والامقام
#علی_صیاد_شیرازی
گرامی باد
💚 عاشقـانه اے به سبـک شهــدا💚
#نگهبان_حرم
میخواست بره مأموریت…
گفت:
“راستی زهرا…❤
احتمالاً گوشیم اونجا آنتن نمیده…!”
داد زدم:
“تو واقعاً 15 روز میخوای بری و موبایلتم آنتن نمیده…؟!”
گفت:
“آره…اما خودم باهات تماس میگیرم…
نگران نباش…❤”
دلم شور میزد…
گفتم:
“انگار یه جای کار میلنگه امین…!
جاااان زهرا…💕
بگو کجا میخوای بری…؟"
گفت:
“اگه من الآن حرفی بزنم…
خب نمیذاری برم که…❤ “
دلم ریخت…
گفتم:
“نکنه میخوای بری سوریه…؟!”
گفت:
“ناراحت نشیا…آره میرم سوریه…”
بیهوش شدم…
شاید بیش از نیم ساعت…
امین با آب قند بالا سرم بود…❤
به هوش که اومدم…
تا کلمه سوریه یادم اومد…
دوباره حالم بد شد…
گفتم:"امین…واااقعا،داری میر ی ی ی…؟❤
بدون رضایت من…؟💕”
گفت:
“زهرا… بیا و با رضایت از زیر قرآن ردم کن…
حس التماس داشتم…
گفتم:
“امین تو میدونی که من چقدر بهت وابستهم…💕
تو میدونی که نفسم بنده به نفست…💕”
گفت:"آره میدونم…❤”
گفتم:
“پس چرا واسه رفتن اصرار میکنی…؟”
صداش آرومتر شده بود…
.
عاشقت هستم شدیدا دوستت دارم
دلبری هایت بماند بعد فتح سوریه
.
“زهرا جان…❤
ما چطور ادعا کنیم مسلمون و شیعهایم…؟
مگه ما ادعای شیعه بودن نداریم…؟
شیعه که حد و مرز نمیشناسه…
اگه ما نریم و اونا بیان اینجا…
کی از مملکتمون دفاع میکنه…؟”
دو شب قبل اینکه حرفی از سوریه بزنه…
خوابی دیده بودم که…
نگرانیمو نسبت به مأموریتش دو چندان کرده بود…
خواب دیدم یه صدایی که چهره ش یادم نیست…
یه نامه واسم آورد که توش دقیقاً نوشته شده بود:
“جناب آقای امین کریمی…
فرزند الیاس کریمی…
به عنوان محافظ درهای حرم حضرت زینب (س) منصوب شده است…”
پایینشم امضا شده بود…
(همسر شهید امین کریمی)
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹