1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اثر نان حلال است که امروز
از هرچه گذشتیم
از ایران نگذشتیم!❤️🩹🇮🇷
#ایران_من
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت بیست و نهم
وقت خرید بقیهٔ لوازم هم سعی میکردیم درشتها را بگیریم و ریزها را حذف کنیم.
کِتوشلواری که برای شب عروسی انتخاب کرده بودی، نوکمدادی بود و راهراه. به تنت لق میزد. به سجاد گفتم: «بگو بره عوض کنه. حداقل چارخونه برداره تا کمی درشتتر بهنظر بیاد.»
پیراهنت را هم یقهآخوندی سفید برداشته بودی.
اوایل مرداد بود و کارها داشت ردیف میشد که شبی رنگپریده آمدی: «خبر داری؟ دایی حمید فوت کرد!»
ـ وای! اون که طوریش نبود. لاله لاله الله!
مامان که شنید گفت: «برای عروسی تا بعد از چهلم صبر میکنیم.»
گفتم: «پس تاریخ عروسی را بگذاریم ۱۹ شهریور روز تولدت. چند روز هم مانده به ماه رمضان.»
قبول کردی. دوازده مرداد تولدم بود. آمادی به دیدنم با یک دستهگل و الگوی طلا. غروب فردایش زنگ زدی: «خوبی عزیز؟ میخوام برم مسجد نمیای؟»
حالم خوب نبود.
بعد از نماز با یک گلدان پر از گل صورتی آمادی. عادت داشتی دست بزرگتر را ببوسی، اما چون مامان سید بود، تو به حساب سیدبودنش به دستبوسیاش میآمدی.
گلدان را روی دامنم گذاشتی و رو به مادرم گفتی: «مادرجون، اینا رو برای عزیز آوردم تا حالش خوب خوب بشه!» بعد از عقد بیشتر عزیز صدایم میزدی.
مامان حسابی کیف کرد. گرچه دوسه روز بعد با گلهمندی گفت: «این آقامصطفی تو خونه دست من رو میبوسه، اما بیرون حتی سلامم نمیکنه!»
گلهاش را که به تو رساندم، گفتی: «تو که میدونی من توی خیابون به هیچکی نگاه نمیکنم!»
قرار شد عروسیمان را در تالار عمومیت در کرج بگیریم. حنابندان هم جزو برنامه بود.
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت سی ام
دوست داشتم کف دستم با حنا بنویسم مصطفی. پیش از مراسم عروسی اتمام حجت کردی: «کسی حق نداره توی کوچه بوق بزنه، شاید همسایهای مریض باشه یا کسی بیخواب بشه. دستزدنم ممنوع، چون از این جلفبازی خوشم نمیاد!»
شام عروسی چلوکباب بود و چلوجوجه، همراه سالاد و نوشابه. تمام مدتی که در تالار بودیم، محمدمهدی داداش چهارسالهام چسبیده بود به پاهایم و زار میزد، طوری که نتوانستم غذا بخورم. مرا در لباس عروسی که دید خیال کرد در حال پروازم و قرار است برای همیشه ترکش کنم! صدای ضجههایش اشکم را درآورده بود و غذا از گلوییم پایین نمیرفت.
وقتی قرار شد سوار ماشین بشویم، او را هم سوار کردیم. طفلک وسط راه خوابش برد. سر راه رفتیم خانه پدرم، چون باید پارچههای سبزی را که مادربزرگت بیبی پولکدوزی کرده بود و در داخلش نان و برنج و صدقه گذاشته بود، به کمر و بازویم میبست. بعد باید میرفتیم خانه شما تا پدرت آنها را باز کند. از داخل ماشین گریه من هم شروع شد و تو مدام میگفتی: «سمیه گریه نکن! جان مصطفی گریه نکن! به خدا زشته!» اما دست خودم نبود و اشکهایم پشت هم میآمدند. آخر شب، وقتی به خانه خودمان رفتیم، بعضیها به شوخی به سجاد و سبحان میگفتند: «عروسکشونه و شما برادرا اینقدر بیخیال؟» میخندیدند: «ما قبلاً دومادکشون راه انداختیم و دیگه نگران نیستیم!»
تنها که شدیم، از من اشک و آه بود و از تو قربانصدقه. صبح که چشمانت را باز کردی اولین حرفت این بود: «چرا چشمانت این طوری شده عزیز؟»
ـ دلم برای مامانم تنگ شده!
ـ به خدا ساعت سه نیمهشب ازشون جدا شدیم! الان تازه نُه صبحه! چه دلتنگیای؟ اما اشکهای من بند نمیآمدند. آخر سر گفتی: «بلند شو بریم اونجا!»
ـ نه اصلاً! قراره برای ما صبحونه بیارن. تازه تا سه روز هم نباید اونجا بریم. بعدش باید بریم مادرزون سلام.
زنگ زدی به مامانم: «مادرجون نمیخواد صبحانه بیارین. ما میایم اونجا.»
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
خدایا !
آنقدر به ما قدرتِ تحمل ده،
که اگر از زمین و آسمان،
رگبار دشمنی و باران تهمت ببارد،
در ایمان خالصانهی ما به تو،
خللی وارد نشود...✨💞
#شهیدمصطفۍچمران
@mohgomshode313
رفیق!
فقط یک دقیقه فکر کن
برا امام زمان و ظهور
چه کار کردی؟💔
+اگه کاری نکردی ، دیر نیست🥲
همین الان یه کار خوب کن و هدیه ش بده به امام زمان ❣🕊
#امام_زمان
#یار_واقعی
@mohgomshode313
『📗🌿』
چاנࢪ زهࢪا حڪایت میڪند!
از بۍ حجابۍ ها شڪایت میڪند
ࢪوز محشࢪ بࢪ زناטּ با حجاب!
حضࢪت زهࢪا شفاعت میڪند.
🌱͜͡💚¦⇠ #چادرانہ
@mohgomshode313
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم 😎🇮🇷
+هم اکنون خبر دادند آمریکا غلط اضافی کرده ، منتظر ستاره باران باشید ❤️
عینکاتون رو بزنید که موشک بارون داریم☺️✨
#موشک
@mohgomshode313
ماهِگُمشده:)
یه سید خوشتیپ داریم😍✨ #سید_مجید_نقطهزن @mohgomshode313
سید مجید نقطه زن
پایگاه ها رو شخم بزن✊😎