🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت سی و سوم
آن روزها چون شغل ثابتی نداشتی. حواسمان بود که زیاد خرج نکنیم. عزت نفس داشتی و درسته که از خیلی چیزها میزدی تا چیزه را که خیلی واجب است بخری، اما هر ماه یک بار را حتماً میرفتیم رستوران. همان رستورانی که بار اول، موقع خرید حلقه رفتیم آنجا و شده بود پاتوقمان. هر بار هم کسی را دعوت میکردی که همراهمان بیاید.
قرار بود برویم ماهعسل و بهترین جا کجا میتوانست باشد جز مشهد؟ باز چشمهایت را ریز کرده و گفتی: «سمیه، بگو دوستم حمید و مامانش هم بیان؟»
ـ انگار قراره بریم ماهعسل ها!
ـ ایندفعه همینطوری بریم دفعه بعد بریم ماهعسل!
لب از روی لب برنداشتم.
گفتی: «خُب راضی نیستی نمیریم، ولی این بندگان خدا تا حالا مشهد نرفتهن!
چه کسی میتوانست نگاه در چشم معصومت بدوزد و نه بیاورد. رضایت دادم و رفتیم مشهد: من، تو، حمید و مامانش.
آپارتمانی یکخوابه اجاره کردیم که من و مامانت دوستت در اتاق خواب و تو و دوستت هم در هال میخوابیدید. همانجا پختوپز هم میکردیم. از رفتن به بازار و گردش و خرید زدیم، حتی سوغاتی هم نخریدیم. برای خودم چیزی نمیخواستم، اما برای انگشتان کشیدهات که خیلی دوستشان داشتم، انگشتر عقیق و فیروزه خریدم. میخواستم روزی که ماشین خریدیم وقتی فرمان را به دست میگیری، تلألؤ نور را در آنها ببینم.
آن سفر هم تمام شد، اما مهر و توجه تو به دوستانت تمام نشد: «سمیه، یکی از بچههای محلهمون برای پدرش قمه کشیده، نه اینکه خیال کنی پسر بدیه، نه! اتفاقاً بچه باحالیه! به قول خودش شیطون گوشش زده. امروز میگفت اگه کربلا بره آدم میشه. دلم میخواد پول جور کنم و بفرستمش کربلا.»
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت سی و چهارم
چشمهایم گرد شد: «مصطفی ما خودمون هشتمون گروی نهمونه!»
ـ میدونم عزیز، اما خیلی خوب میشد اگه میتونستیم بفرستیمش! فکر کن کسی که کار خلافی کرده، به زنان خودش بگه اگه برم کربلا دیگه درست میشم!
اشک در چشمانت جمع شد. نقطهضعفم را میدانستی. گفتم: «باشه قبول. انشاءالله خدا قبول کنه!»
ـ وای عزیز باورم نمیشه!
هرطور بود پول را جور کردیم و او را فرستادیم. وقتی از سفر برگشت، مادرش آمد و کلی از تو تشکر کرد، چون بهکلی رفتار پسرش تغییر کرده بود.
تشویقت کردم بروی دانشگاه. میگفتی اینطوری خرج و دخل باهم نمیخواند.
ماشین آردی را که به قول خودت ماشین عروسکشون بود، از پدرت خریدیم.
مدتی بعد گفتی: «یکی از دوستانم گفته دو میلیون جور کن تا یه خودروی فرسوده بخریم، بعد اون رو بفروشیم و یه نیسان بگیریم و باهاش کار کنیم.» دو میلیون را هرجور بود جور کردی، اما خودروی تحویلداده نشد و پول رفت و هوا. البته تو استخاره هم کرده بودی.
گفتم: «آقامصطفی پس چرا اینطوری شد؟ استخاره که خوب اومده بود؟»
ـ شاید برای اینکه بیفتم دنبال کار بقیه. شاید برای اینکه اونا بیشترشون نمیدونن این کلاف سردرگم رو چطور وا کنن.
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به خودت افتخار کن💞🌱
#چادرانه
@mohgomshode313
السلام علی الحسین💞
و علی علی بن الحسین 💚
و علی اولاد الحسین 💕
و علی اصحاب الحسین ❤️
#شب_جمعه
@mohgomshode313
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا دعامون کن❤️🩹🥲
#رهبر_شهید
@mohgomshode313
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
🖼 روی خون کودکانمان حساسیت بیشتری داریم
📝از انتقام خون شهدایمان صرف نظر نخواهیم کرد و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت.
✍🏼 بخشی از اولین پیام رهبر معظّم انقلاب | ۲۱/اسفند/۱۴۰۴
🖨 نسخه کیفیت اصلی
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir