حضرت مهدی عجل الله فرجه می فرمایند :
💞🌜براي تعجيل ظهور من - در هر موقعيّت مناسبي - بسيار دعا كنيد كه در آن فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود.
💞🌜أكْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِكَ فَرَجَكُمْ.
«بحارالأنوار، جلد 53، صفحه 181»
#حدیث
@mohgomshode313
هر روز ۲۴ ساعته،۵ دقیقه رو خرج حضرت عشق کن،یار امام زمان❤️
💚✨دعای عهد برای تجدید بیعت با امام زمان (عج)✨💚
✨﷽✨
اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْکرْسِىِّ الرَّفيعِ، وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْأِنْجيلِ وَالزَّبُورِ، وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْمَلائِکةِ الْمُقَرَّبينَ وَالْأَنْبِيآءِ وَالْمُرْسَلينَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِوَجْهِک الْکريمِ، وَبِنُورِ وَجْهِک الْمُنيرِ، وَمُلْکک الْقَديمِ، يا حَىُّ يا قَيومُ، اَسْئَلُک بِاسْمِک الَّذى اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَبِاسْمِک الَّذى يصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْأخِرُونَ، يا حَياً قَبْلَ کلِّ حَىٍّ وَيا حَياً بَعْدَ کلِّ حَىٍّ، وَيا حَياً حينَ لا حَىَّ ،يا مُحْيىَ الْمَوْتى وَمُميتَ الْأَحْيآءِ، يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،
اَللّهُمَ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقآئِمَ بِاَمْرِک، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِ و عَلى ابآئِهِ الطَّاهِرينَ، عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَعَنّى وَعَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَمِدادَ کلِماتِهِ، وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَاَحاطَ بِهِ کتابُهُ، اَللّهُمَّ اِنّى اُجَدِّدُ لَهُ فى صَبيحَةِ يوْمى هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيامى، عَهْداً وَعَقْداً وَبَيعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا اَحُولُ عَنْها وَلا اَزُولُ اَبَداً،
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ، وَالذَّابّينَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعينَ اِلَيهِ فى قَضآءِ حَوآئِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلينَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامينَ عَنْهُ، وَالسَّابِقينَ اِلى اِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَينَ يدَيهِ، اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَينى وَبَينَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِک حَتْماً مَقْضِياً، فَاَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً کفَنى، شاهِراً سَيفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى، اَللّهُمَّ اَرِنىِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَميدَةَ، وَاکحَلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ منِّى اِلَيهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَاَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُک بى مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ، وَاشْدُدْ اَزْرَهُ،
وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَک، وَاَحْىِ بِهِ عِبادَک، فَاِنَّک قُلْتَ وَقَوْلُک الْحَقُّ، ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کسَبَتْ اَيدِى النَّاسِ، فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَلِيک وَابْنَ بِنْتِ نَبِيک الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِک، حَتّى لا يظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلاَّ مَزَّقَهُ، وَيحِقَّ الْحَقَ وَيحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِک، وَناصِراً لِمَنْ لا يجِدُ لَهُ ناصِراً غَيرَک، وَمُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کتابِک، وَمُشَيداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِک، وَسُنَنِ نَبِيک صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ، وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَاْسِ الْمُعْتَدينَ.
اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِيک مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ بِرُؤْيتِهِ، وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ، اَللّهُمَّ اکشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، اِنَّهُمْ يرَوْنَهُ بَعيداً وَنَريهُ قَريباً بِرَحْمَتِک يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
پس سه مرتبه دست بر ران راست خود بزنید و در هر مرتبه بگویید:
✨«اَلْعَجَلَ الْعَجَلَ يا مَوْلاىَ يا صــاحِبَ الزَّمــانِ»✨
#دعایعهد
@mohgomshode313
مالکیت آسمان به نام کسانی نوشته شده است
که بر این زمین دل نبسته اند🥲🕊
#شهیدانه
@mohgomshode313
547.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای ظهورت دردها را
خوش ترین درمان ، بیا❤️🩹✨
#اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَج
@mohgomshode313
شهید جهان آرا:
اگر شهر سقوط کرد آن را پس میگیریم مواظب باشید #ایمانتان سقوط نکند.
پ.ن: قهقهه اوباش مجازی شما را تحت تأثیر قرار ندهد. این خندهها اندک دوامی نخواهد داشت. تمام این وقایع را اهل بیت ع در روایات به ما خبر دادهاند. صبور باشید. سرنوشت اسرائیل را همه با هم خواهیم دید.
✍ نزدیک صبح
#مرگ_بر_اسرائیل
@mohgomshode313
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از کجا میفهمیم امام زمان ما رو فراموش نمیکنه؟🥹🌱
#امام_زمان
@mohgomshode313
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان جالب انتقام امیرالمومنین امام علی علیه السلام از قاتلان یکی از شیعیان 👌💞
+حتمااا ببینید💚
#انتقام_سخت
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت سی و پنجم
هفت سال بعد حرفت ثابت شد. وقتی توانستی پولت را بگیری: «دیدی! من مأمور شده بودم تا حق کسانی رو بگیرم که سرشون کاله رفته بود و آخرش هم خودم.»
مغازهای در شهرک اندیشه چند کوچه بالاتر از خانهمان اجاره کردی. در این راه پدرم کمک کرد و باهم میرفتید و از شمال برنج میآوردید: صدری، دمسیاه، دودی، هاشمی. پدرم گفته بود: «سرمایه از من، بازاریابی و فروش از آقامصطفی.»
ماههای اول زندگیمان اینطور گذشت و هرچه بیشتر میگذشت، علاقهام به تو بیشتر میشد. صبحها میرفتی و دوازده یک ظهر میآمدی. خود من هم به پایگاه و حوزه میرفتم، اما سخت دلم برایت تنگ میشد. من خجالتی حالا دنبال فرصت میگشتم که بگویم دوستت دارم.
گاه اصرار میکردم باهم برویم خرید. مهم نبود چه بخریم، همین که در کنارت و ویترین مغازهها را نگاه کنم کافی بود. همین که بههنگام غروب یا در یک عصر پرتقالی، شانهبهشانه هم راه برویم، کنار ویترینی بایستیم و باهم مجسمههای بلورین، ظروف کریستال، لباسها، کفشها یا طلاها و بدلیجات را نگاه کنیم جذاب بود. این را اطرافیان هم فهمیده بودند. مثلاً پدرم میگفت: «آقامصطفی، هروقت خواستی حال سمیه خوش بشه برش بازار چرخی بزن. چیزی هم نخریدی، نخریدی!»
اگر مثلاً میگفتی برم سر کوچه یک شیشه شیر بخرم یا میرم هیئت، میگفتم منم میام. یک بار خواستی به گشت شبانه بروی، آماده شدم که بیایم. با حیرت نگاهم کردی: «عزیز، تو گشت شبونه تو رو کجای دلم بذارم.» اما حریفم نشدی، آمدم و در ماشین گشت نشستم. وقتی پیاده میشدی، در را به روم قفل میکردی. در این گشتها دوستانت هم همراهت بودند. یک بار دزدی را در محل گرفته بودید، باید میبردید و تحویلش میدادید. در راه کلی با دوستانت از اتفاقاتی که در وقت دستگیری دزد برایتان افتاده بود، گفتید و خندیدید. دزد را با ماشینی دیگر میبردند و من وتو و چند تا از دوستانت در این یکی ماشین. خندهام نمیآمد و نمیفهمیدم شما برای چه اینطور قهقهه میزنید، ولی از اینکه در کنار دوستانت شاد بودی، ته دلم شاد بود. وقتی دزد را تحویل دادی و آمدی، اخمهایت درهم بود و دیگر از آن خندههای مستانه خبری نبود. علتش را که پرسیدم گفتی: «مسئول کلانتری جلوی چشم ما ازش تعهد گرفت و آزادش کرد. یعنی آقازده زودتر از ما از کلانتری بیرون اومد!»
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت سی و ششم
بودن با تو را به تنهایی ترجیح میدادم. از حوزه که میآمدم، سرکی هم به مغازهات میکشیدم. همین که پشت دخل میدیدمت، حالم خوب میشد. بعد میآمدم خانه و ناهاری را که صبح زود درست کرده بودم گرم میکردم، سفره میانداختم و منتظر میشدم تا بیایی. بعضی روزها هم در همان سرک کشیدن به مغازه متوجه میشدم تنهایی و از دوستانت که بیشتر وقتها میآمدند خبری نیست. آنوقت میآمدم داخل و کنارت مینشستم. همانجا باهم چیزی میخوردیم. اگر هم سروکله دوستانت پیدا میشد میرفتم پشت مغازه، همانجایی که برایم درست کرده بودی، و درحالی که به بحثهایتان گوش میکردم، مشغول مطالعه میشدم. هروقت هم لازم بود از تو مشورت میگرفتم، چون میدیدم هنگام بحث چقدر خوب راهبری میکنی و به نتیجه میرسی. برای همین، هروقت حتی دوستانم بهدنبال راهحل بودند با تو در میان میگذاشتم و نتیجه را به آنها میگفتم. آقامصطفی، مشورت با تو همیشه به من آرامش میداد. این همان چیزی است که این روزها خیلی آزارم میدهد. اینکه نیستی تا هروقت سر یک دوراهی سرگردان ماندم، بگویی: «سمیه از اینطرف.» هرچند این را قبول دارم که هستی، ولی بهوقت مشورت جایت خالی است. خیلی خیلی خالی است.
فاطمه بیدار شده و صدایم میزند: «مامان خواب بابا رو دیدم.»
میروم بغلش میکنم و میبوسمش: «خب باید خوش حال باشی دخترکم. چرا میلرزی؟»
ـ برای اینکه رفت. لباس سفیدی تنش بود.
به من خندید و رفت.
آرامآرام به پشتش میزنم تا دوباره بخوابد. چشمانم را میبندم تا شاید من هم تو را ببینم در لباس سفید و لبخند بر لب، اما این خوشبختی نصیبم نمیشود. فاطمه میخوابد. روی محمدعلی را میکشم و باز میآیم کنار پنجره.
باید بقیه خاطراتم از تو را پیش از آنکه غبار فراموشی روی آنها بنشیند، در دل این ضبط کوچک جا بدهم.
مدتی که از ازدواجمان گذشت، پدرت پیشنهاد داد: «حالا که سفر ماهعسلتون رو نرفتین، بیایین دستهجمعی بریم کربلا.»
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313