3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهـــبر شــــهیدم... 💔🥺
#دلتنگی
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت پنجاه و پنجم
گفتی: «باورت میشه سمیه؟ اونجا آهنگ بچهگونه گذاشته بودن. حاجآقا برگشت، چون عقیده داره صدای آهنگ در روح بچه تأثیر بد میگذاره.»
همان سال، در ماه رمضان، استخری را اجاره کرده بودی و کنار استخر میزی گذاشته بودی برای حاجآقا بطحایی که از ساعت دوازده شب تا نزدیکیهای سحر، به مسائل شرعی مراجعان پاسخ دهد. در خانه منتظر میماندم تا برای سحری بیایید. اگر دیر میکردی سحری نمیخوردم و بدون سحری روزه میگرفتم. حال و روزم را که میدیدی سعی میکردی شب بعد بهموقع به خانه برگردی. حتی یک شب چنان با عجله برگشته بودی که ماشین پرشیای بدون خشی را که تازه خریده بودی، صاف برده بودی وسط تلی از شن و ماسه!
_با عجله میاومدم که خوابم برد. خوب زهرچشم گرفتی از من خانم!
چه باید میگفتم؟ مهم این بود که در جاده عشق با چشمهایی باز میراندی.
راهانداختن استخر و اداره آن یکی از کارهایی بود که با عشق به آن دست زدی. تو فکر اقتصادی خوبی داشتی. اگر در کاری اراده میکردی، موفق میشدی، هرچند این کار را هم از این جهت بهعهده گرفته بودی که صاحب استخر دوستت بود و دوست دیگرت از صاحب استخر چکی داشت که پاس نمیشد و برای زندهشدن پول او استخر را اجاره کردی. درحقیقت میخواستی از ورشکستگی نجاتش دهی.
یک بار پرسیدم: «چطور توی کارای اقتصادی میتونی وارد بشی و به سودم برسی؟»
گفتی: «مثه یه شطرنجباز اول فکر میکنم و بعد عمل.»
درست بود، بازی شطرنج تو حرف نداشت. حتی پدرم که شطرنجش خوب بود در برابر تو میباخت. اگر دل به مسابقات میدادی، حتماً مقام میآوردی، ولی فاصله میگرفتی از بردوباخت شطرنج: «تا حد سرگرمی خوبه وگرنه میشه قمار و حرومه!»
درآمد استخر تابستان خوب بود و زمستان بد. در زمستان، تنها هزینهی کارکنان درمیآمد. گرچه درآمد تو هر چقدر که بود باز سهم من خیلی هم که زرنگ بودم دویست تا تکتومانی بود از هزار تومان تو. بخش بیشتر پولت را برای بسیج، هیئت، کارهای خیریه و شاگردانت هزینه میکردی.
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت پنجاه و ششم
کارهایت غافلگیرم میکرد، اما دیوانگیهایت را دوست داشتم. تو آدم پیش بینی نشدهای بودی و من تو را با همه ویژگیهایت دوست داشتم. همین که بودی، همین که به صدایت گوش میکردم، طرز صحبتت، تکهکلامت، نگاهکردنت، خندیدنت، نظردادنت، پیشنهادها، طرز فکرت، حتی اخمها و مخالفتهایت. این اسمش چی بود؟ عشق؟ اگر عشق، پس من روزبهروز بیشتر عاشقت میشدم. یک شب برای شام همه فامیل دعوت شدیم به پارک جوانمردان. بعد شام گفتی: «میای بریم کمی قدم بزنیم؟»
فاطمه را بغل کردم و رفتیم تا قدم بزنیم. در حال قدمزدن بودیم که تلفنت زنگ زد. حاجآقا بطحایی بود که همراه خانمش از مشهد آمده بودند تهران و حالا میخواستند بروند قم. گوشی را که قطع کردی گفتی: «میای اونا رو برسونیم قم؟»
_الان؟ با بچه؟ من فقط یک پیراهن اضافه برای فاطمه همراهه!
_مهم نیست! اگه لازم شد سر راه میخریم، فقط سریع راه بیفت!
از مهمانها که با تعجب نگاهمان میکردند، خداحافظی کردیم و رفتیم دنبال سید بطحایی و خانم و بچهشان و آنها را سوار کردیم و رفتیم قم. نیمهشب رسیدیم خانهی مادرزن سید. شب آنجا خوابیدیم و فردا سید و خانمش و سایلشان را جمع کردند و عازم نجف شدند. ما هم رفتیم حرم زیارت و بعد هم بازار. یک چادر عربی برایم خریدی که مدام میگفتم: «آقامصطفی من از این چادرا سر نمیکنم.» و تو اصرار میکردی: «اتفاقاً خیلی بهت میاد!»
بعد هم مرا بردی رستوران، ناهارمان را که خوردیم راه افتادیم. نزدیکیهای حسنآباد تسبیحت را درآوردی و استخاره پشت استخاره: «چی کار میکنی آقامصطفی؟ تصادف میکنی ها!»
_میای بریم مشهد؟ خوب اومد!
_مشهد؟ اونم حالا؟ انگار خبر نداری دو روز دیگه عروسی سجاده، هنوز لباسم رو پرو نکردم!
_اما امام ما رو طلبیده، سه بار گرفتم، هر سه بار خوب اومد!
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش کسی حال مرا درک کند،
کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند❤️🩹🥹
#اللهم_الرزقنا_شهادت
@mohgomshode313
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرشِ قرمزت، از خونِ مشقهایِ ناتمام رنگین است🥺💔
#خر_طلایی
@mohgomshode313
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما خیابون ها رو
خالی نمیکنیم❤️🇮🇷
#حی_علی_الخیابان
@mohgomshode313
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادی کنیم از نویسنده یمنی: 😂🔥
#یمن_قهرمان
@mohgomshode313
🌷فتح خون 🌷
شهید سید مرتضی آوینی ✨💚
+تاریخ امانت دار فریاد «هل من ناصر» حسین است و فطرت گنجینه دار آن... و از آن پس کدام دلی است که با او نتپد؟❤️🩹🥹
📜✨قسمت بیست و نهم
#فتح_خون
@mohgomshode313