eitaa logo
ماهِ‌گُمشده:)
171 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
14 فایل
هر چه که دارم فدایت شود 🌷 ‌اینجا؟متعلق به امام زمان (عج) ✨️ آغاز:۱۳ تیر ۱۴۰۳ ❤️ پایان:شهادت انشاءالله 💞 کپی؟حلالت،ولی از کتاب و رمان کپی مجاز نیست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده. آیدیم: @Zahra313o
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت شصت هرچقدر التماس کردم بی‌فایده بود. استرس افتاده بود به جانم. در اتاق راه می‌رفتم و می‌گفتم حالا چه کار کنم؟ زنگ زدم به سجاد: «داداش، مصطفی داره می‌ره سوریه، الان فرودگاه امامه!» -می‌خوای بیام دنبالت بریم پیشش؟ -تا ما بریم که رفته! -می‌رسونمت. سجاد که حدس زده بود چه حالی دارم آمد دنبالم. مامان و سبحان را هم آورده بود. همین که رسیدیم فرودگاه دیدم جلوی در ورود از کشورهای دیگر و خروج از ایران، ایستاده‌ای و با چند تا از بچه‌های پایگاه صحبت می‌کنی. حتی نگذاشتم سجاد ماشین را پارک کند. با عجله پیاده شدم و آمدم جلو، چهره‌ات در هم بود. -چی شده آقا مصطفی؟ -تو اینجا چی کار می‌کنی؟ -بگو چی شده؟ -ساکم رفت، خودم نه! -یعنی چی؟ انگار که من مقصر باشم جوابم را ندادی. سجاد رسید. جواب او را هم ندادی. هرجور بود سجاد راضی‌ات کرد که سوار ماشین شویم و برگردیم. در جادهٔ فرودگاه نگاهت را به بیرون دوخته بودی و بلندبلند گریه می‌کردی. سابقه نداشت هیچ وقت جلوی دیگران بشکنی. خندیدم: «آقا مصطفی مرد که گریه نمی‌کنه!» با خشم نگاهم کردی: «تو راضی نبودی و نشد!» شروع کردم سر به سرت گذاشتن. به اینکه خدا دوستم داشته و خواسته‌ام را اجابت کرده، به اینکه حالا فرصت زیاده، به اینکه نباید من را با یک بچهٔ کوچک تنها بگذاری. مامانم و داداش‌هایم ساکت بودند. جلوی در خانه، مامان هرچه اصرار کرد پیاده شوی و افطار کنی، قبول نکردی و سجاد باز ماشین را روشن کرد و ما را رساند خانهٔ خودمان. افطاری را حاضر کردم. خوردی. پرسیدم: «چطور شد ساک رو فرستادی خودت نرفتی؟» · توی خیابون بودم که تلفن کردن بیا سمت فرودگاه و به چند تا از دوستاتم که پاسپورت دارن و آماده‌ن بگو بیان. اینا که زنگ زدن از بچه‌های فاطمیون بودن. منم زنگ زدم به آقای حاج نصیری و گفتم اگه می‌خوای با پسرتون بیایین. می‌دونستم پاسپورت دارن. حاجی و پسرش اومدن. ساکامون رو دادیم. اونا از گیت رد شدن، اما جلوی من رو گرفتن و گفتن ویزای عراق داری و نمی‌تونی وارد سوریه بشی. گفتن: «خب چون سربازی نرفتی ویزای سوریه رو نمی‌دن. ویزای عراق رو هم وقتی دادن که ودیعه گذاشتی!» گفتی: «قسمت نبود سمیه! آخه جلوی چشمم رفقا رفتن و من جا موندم!» کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
🖼 ۲۰۰ شب پایمردی و شجاعت ✏️ بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعه‌ی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. ✍🏼 بخشی از اولین پیام رهبر معظّم انقلاب | ۲۱/اسفند/۱۴۰۴ 🖨 نسخه کیفیت اصلی 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir
778K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دویست شب؛؛ در سـنـگـر مـانـده ایــم...🇮🇷 فقط برای خونخواهی تو @mohgomshode313
سرهنگ علی عبداللهی – رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران: به مردم عزیز ایران، از خط مقدم جبهه می‌گویم: حضور شما و این اتحاد مقدس، روحیه رزمندگان را تقویت می‌کند، توان ملی را افزایش می‌دهد و ترس را در قلب دشمن می‌کارد. 💞 @mohgomshode313
733K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و پاسخ می دهد صبر تو را به جبرانی شیرین. .❤️‍🩹 @mohgomshode313
ماهِ‌گُمشده:)
کتاب زیبای فتح خون به اتمام رسید 🥲 امیدوارم از داستان عاشورا و سخنان شهید آوینی درس های بزرگی گرفته باشید ❤️ نظرات خودتون رو راجب کتاب فتح خون برامون بفرستید 💞🌱 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده.❣️