6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر.. ❤️🩹❤️🩹
#حضرت_معصومه
@mohgomshode313
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا با تبسم گره می گشاید
بیا بانوی قم گره می گشاید.. 💔
#حضرت_معصومه
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت شصت و نهم
یک روز گفتی: «تو دو خصوصیت داری که باعث شده علاقهم بهتر بشه.»
· چیه اونا؟
· بگم خودتو میگیری!
اصرار کردم: «یکی اونکه زبون تیزی نداری که دل کسی رو بشکنی، دوم اینکه غرغرت فقط با منه نه هیچکس دیگه!»
· ناراحتی؟
· نه اتفاقاً! وقتی میبینم از کسی ناراحتی و صدات درنمیاد دلم میگیره. وقتی غُرت رو به من میزنی خوشحال میشم.
من با خاطرهبازی یکجور خودم را مشغول میکردم، اما فاطمه بهانه میگرفت.
· اونوقتا بابام با من بازی میکرد، حالا کجاس؟
روزهایی که به مدرسه میرفتم هرچه فاطمه اسباببازی داشت، میآوردی میریختی جلویش، حتی آنهایی را که کنار گذاشته بودم. وقتی میدیدم میگفتم: «وای آقامصطفی دوباره بازار شام درست کردی؟»
فاطمه را بغل میزدی و خندهکنان میرفتی دم در: «ما که رفتیم پارک، خودت این بازار شام رو سروسامون بده.»
حالا هم خودم باید سروسامان بدم به این بازار مسگرها که در سرم بزنوبکوب راه انداخته است.
اگر در سفر اولت راحت میتوانستم تلفنی با تو صحبت کنم، این بار بهندرت میشد. گاه ده روز بیخبر میماندم. تنها کاری که میتوانستم انجام بدم چلهبرداشتن بود: چلهٔ حدیث کساء، چلهٔ زیارت عاشورا.
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت هفتاد
مینشستم سر سجاده و زارزار گریه میکردم. زمستان در حال تمامشدن بود، اما تو نیامدی. رفتم نمایشگاه بهاره تا برای فاطمه خرید کنم. لباسهای مردانهاش خیلی قشنگ بود، برایت کفش و شلوار کتان قهوهای و بلوز خریدی. مادرت که همراه بود با تعجب پرسید: «سمیه چرا برای خودت چیزی نمیخری؟»
· نمیخرم تا مصطفی بیاد.
چلههایم تمام شد، اما تو نیامدی. چلهٔ بعدی را که گرفتم، ماه رجب بود. با خودم گفتم: بروم اعتکاف. وقتی که موضوع را مطرح کردم همه گفتند: «با بچه مشکله!»
فاطمه را برداشتم و رفتیم اعتکاف. مامانم آمد و فاطمه را برد. سه روز آنجا بودم و روز سوم که قرار بود اعمال اُم داوود را انجام بدهیم او را آورد، چند ساعتی پیشم ماند و دوباره با مادرم برگشت. اعمال ام داوود که تمام شد، اذان مغرب را گفتند. سر نماز در صف نماز جماعت بودم که گوشیام زنگ خورد. تو بودی: «توی پروازیم. احتمالاً دو ساعت دیگه خونهایم.»
بعد از ۷۵ روز دوری قرار بود ببینمت.
· پس میام فرودگاه!
· نه، نیا سمیه!
· میام!
نمازم را تمام کردم، وسایلم را جمع کردم. دیدم داداش سجاد آمد دنبالم.
به خانه که رسیدم دیدم خانه غرق گل بود. مامان، پدرت و برادرم بهخاطر تمامشدن مراسم اعتکاف گل خریده بودند. گفتم:
«آقامصطفی داره میاد!»
همه خوش حال شدند. به سجاد گفتم:
«من رو میبری گل فروشی؟»
· گل فروشی!
· آره، میخوام برای آقامصطفی گل بخرم.
· آبجی این همه گل! بیکاری؟
· من باید گلی را که خودم میخوام انتخاب کنم!
رفتیم گل فروشی. سفارش یک دسته گل داوودی زرد و کبود را دادم، اما همه مصنوعی. همانجا بودم که زنگ زدی:
«سمیه یهموقع نیای فرودگاه! من خودم میام.»
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شأن و مقام حضرت معصومه (س)❤️🩹
#حضرت_معصومه
@mohgomshode313
اذنم بده به طعنه بگویم به شامیان
در قم مُحب فاطمه بودن گناه نیست...💔
#حضرت_معصومه
@mohgomshode313
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرغ دلم راهی قم میشود
در حرم امن تو گم میشود.. ❤️🩹
#حضرت_معصومه
@mohgomshode313
716.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کمی آغوش تعارف کن
من دلتنگ محضم...🥺💔
#حضرت_معصومه
@mohgomshode313
امام صادق (ع):
💚🌱الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم
💚🌱 آگاه باشيد كه حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است.
«بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦»
@mohgomshode313