eitaa logo
ماهِ‌گُمشده:)
167 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
15 فایل
هر چه که دارم فدایت شود 🌷 ‌اینجا؟متعلق به امام زمان (عج) ✨️ آغاز:۱۳ تیر ۱۴۰۳ ❤️ پایان:شهادت انشاءالله 💞 کپی؟حلالت،ولی از کتاب و رمان کپی مجاز نیست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده. آیدیم: @Zahra313o
مشاهده در ایتا
دانلود
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردم برای او مهم بودند او مثل این رئیس جمهور نبود که یک روز نگذشته به تنظیمات کارخانه برگردد و حرف از ضعف ایران بزند این دو رئیس جمهور با هم از زمین تا آسمان فرق دارند‼️ +جایت خیلیییی خالیست ، ای سید مظلوم❤️‍🩹🫠 ببخش که قدرت را ندانستیم🥺 @mohgomshode313
به وقت رمان 😍💫
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت هفتاد و هفتم روزی که فهمیدم باردار شده‌ام با خودم گفتم: به این بهانه می‌کشونمش ایران. حالم اصلاً خوب نبود. دکتر که جواب آزمایشم را دید گفت: «باید استراحت کنی، دور از استرس!» با اولین تلفن که زدی، وقتی گفتم قراره دوباره مادر شوم و دکتر گفته باید استراحت کنم. فکر کردم سراسیمه می‌آیی، اما جوابت باعث شد بدنم یخ بزند: «حالا که نمی‌تونم بیام. بعداً!» · لااقل برای تست غربالگری‌م بیا! · تا ببینم چی می‌شه. فاطمه از کلاس قرآنش جا نمونه! · با این وضعیت که نمی‌تونم برمش کلاس و بیارمش! · هرطور هست ببرش سمیه! دوست دارم دخترم حافظ قرآن بشه! با حال خرابم، او را می‌بردم و می‌آوردم. یک شب که حال برادرم بد شده بود و با پدرم او را بردیم درمانگاه، گوشی‌ام زنگ خورد. به صفحه روشنش نگاه کردم، شماره ایران افتاده بود، پاسخ که دادم تو بودی: «کجایی آقا مصطفی؟» · توی خاک ایران، توی پادگان. · کی رسیدی؟ · بعدازظهر. · تو که جز یه بار هیچ‌وقت پادگان نمی‌رفتی؟ · این بار آوردننم. فردا میام پیشت. شک کردم: «یه چیزی‌ت شده آقا مصطفی، راستش رو بگو!» · این چه حرفیه؟ · مطمئنم بیمارستان بقیه‌الله هستی! · اول مجروحم می‌کنی بعد می‌کُشی! · حالا که حرف نمی‌زنی، میام بقیه‌الله! با ناراحتی گوشی را قطع کردم که دوباره زنگ زدی: «نیا سمیه، الان وقت اینجا اومدن نیست!» · پس اعتراف می‌کنی که بیمارستانی؟ · خیلی خوب، بیمارستانم! · همین حالا راه می‌افتم! · حداقل به پدرم نگو! · قول نمی‌دم! همراه پدر و مادرم آمدیم بیمارستان. در طول مسیر زنگ زدم به پدرت، مگر می‌شد به او خبر نداد: «نگران نشین. انگار مصطفی مجروح شده، ما داریم می‌ریم بقیه‌الله، اگه خبری شد زنگ می‌زنم.» کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت هفتاد و هشتم دوباره صدای زنگ تلفن بلند شد: «داری میای؟» · نزدیک بیمارستانم. · نترسی سمیه، فقط پام کمی آسیب دیده! با خودم فکر کردم: حتماً قطع نخاع شدی یا شاید هم جفت پاهات رو از دست دادی یا شاید هم ویلچرنشین شدی. اگه هم شده باشی عیبی نداره، با خودم می‌برمت این طرف و آن‌طرف. تو فقط نفس بکش. اتفاقاً اگه دست و پات قطع شده باشه خوبه، چون سوار ویلچرت می‌کنم و باهم می‌ریم خرید، خودم هم بسته‌های خرید رو می‌گذارم روی پاهات و ویلچرت رو هُل می‌دم و همون‌طور که با تو حرف می‌زنم از حاشیه پیاده‌رو میارم ت خونه. چه کیفی می‌ده اگه بارونم نم‌نم بیاره! تا برسیم بیمارستان، هزار تا فکر در سرم می‌چرخید. مُردم و زنده شدم. در بیمارستان، از اطلاعات سراغت را گرفتم. گفتند بخش پنج هستی. دیگر به پدر و مادرم کار نداشتم. بخش پنج سالن بزرگی بود، دو طرف آن هم اتاق و انتهایش یک در شیشه‌ای. درحالی که با خود می‌گفتم الان می‌بینمش، الان می‌بینمش، در اتاق‌ها سرک می‌کشیدم. به نفس‌نفس افتاده بودم که دیدمت. داخل یکی از اتاق‌ها روی تختی دراز کشیده بودی که ملحفه آبی کم‌رنگی داشت. دماغت تیغ کشیده و رنگت زرد شده بود. درحالی که خیس عرق شده بودم، آمدم جلو و جلوتر. ملحفه را با یک دست از روی پایت کنار زدم، پایت آتل‌پیچ بود. فاطمه را گذاشتم روی پایت و با گوشی عکس گرفتم! با خوش‌حالی گفتم: «خدا رو شکر حداقل چند روزی مهمون خودمی!» سعی داشتی فاطمه را که گریه می‌کرد آرام کنی: «اگه می‌دونستم این قدر از مجروحیتم خوش حال می‌شی، زودتر مجروح می‌شدم!» · به فکر خودم می‌خندم. فکر می‌کردم قطع نخاع یا نابینا شدی، اما حالا خوش‌حالم که سالمی! · سالمم؟ · آره همین که نفس می‌کشی، همین که مجبوری بمونی و برای آزمایش غربالگری کنارم باشی، بقیه‌ش دیگه مهم نیست! کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتماااا بببینید👌🩵 +یادت باشه رفیق💕 امام زمان یار واقعی میخواد نه اهل کوفه رو ‼️ @mohgomshode313
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔎 | نکات معنوی و اخلاقی از زبان حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظّم انقلاب 🎞 فکر مرگ! ▪️یکی از چیزهایی که هادِم و مُعدِم تعلّق به دنیا است، فکر مرگ است؛ یعنی انسان یک لحظه تصوّر بکند که اگر من فکر میکنم که تا چهل سال دیگر هستم، خب الان من کجا هستم؟ چه وضعی دارم؟ ▪️انسان میبیند به چه چیزهایی میتواند دل ببندد؛ مثلاً به فلان مطلب؛ خب این هم که تمام میشود میرود. چیزی که باقی است چیست؟ به آن باید دل ببندد. ▪️و بعضاً انسان نمیتواند از دلبستگی‌اش دست بردارد، امّا میفهمد این باطل است. 🗒 مجموعه نکات معنوی و اخلاقی برگرفته از درس‌های حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای است که به مرور توسط رسانه رهبر معظّم انقلاب منتشر خواهد شد. 💻 Rahbar.ir  |
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد تو پاییز پر از دردیم..💔 بجای تو غم رو بغل کردیم...🫠 @mohgomshode313