eitaa logo
ماهِ‌گُمشده:)
166 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
15 فایل
هر چه که دارم فدایت شود 🌷 ‌اینجا؟متعلق به امام زمان (عج) ✨️ آغاز:۱۳ تیر ۱۴۰۳ ❤️ پایان:شهادت انشاءالله 💞 کپی؟حلالت،ولی از کتاب و رمان کپی مجاز نیست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده. آیدیم: @Zahra313o
مشاهده در ایتا
دانلود
امام باقر(ع) فرمودند: 🩷🕊فَانزِل نَفسَکَ مِنَ الدُّنیا کَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعَةً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ 🩷🕊خود را در دنیا چنان منزل ده که گویی ساعتی در آن منزل داری وسپس از آن کوچ می کنی. «بحارالأنوار، ج 75، ص 165» @mohgomshode313
امام خامنه‌ای: ولی در یک کلام، بنده به‌عنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام می‌کنم که آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد✊❤️ @mohgomshode313
هر روز ۲۴ ساعته،۵ دقیقه رو خرج حضرت عشق کن،یار امام زمان❤️ 💚✨دعای عهد برای تجدید بیعت با امام زمان (عج)✨💚 ✨﷽✨ اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْکرْسِىِّ الرَّفيعِ، وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْأِنْجيلِ وَالزَّبُورِ، وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْمَلائِکةِ الْمُقَرَّبينَ وَالْأَنْبِيآءِ وَالْمُرْسَلينَ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک بِوَجْهِک الْکريمِ، وَبِنُورِ وَجْهِک‌ الْمُنيرِ، وَمُلْکک الْقَديمِ، يا حَىُّ يا قَيومُ، اَسْئَلُک بِاسْمِک الَّذى‌ اَشْرَقَتْ‌ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَبِاسْمِک الَّذى‌ يصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ‌ وَالْأخِرُونَ، يا حَياً قَبْلَ کلِّ حَىٍّ وَيا حَياً بَعْدَ کلِّ حَىٍّ، وَيا حَياً حينَ لا حَىَّ ،يا مُحْيىَ الْمَوْتى‌ وَمُميتَ الْأَحْيآءِ، يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَللّهُمَ‌ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقآئِمَ بِاَمْرِک، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِ و عَلى‌ ابآئِهِ الطَّاهِرينَ، عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فى‌ مَشارِقِ‌ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَعَنّى‌ وَعَنْ‌ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَمِدادَ کلِماتِهِ، وَما اَحْصاهُ‌ عِلْمُهُ وَاَحاطَ بِهِ کتابُهُ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اُجَدِّدُ لَهُ فى‌ صَبيحَةِ يوْمى‌ هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيامى‌، عَهْداً وَعَقْداً وَبَيعَةً لَهُ فى‌ عُنُقى‌، لا اَحُولُ‌ عَنْها وَلا اَزُولُ اَبَداً، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى‌ مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ، وَالذَّابّينَ‌ عَنْهُ، وَالْمُسارِعينَ اِلَيهِ فى‌ قَضآءِ حَوآئِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلينَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامينَ عَنْهُ، وَالسَّابِقينَ اِلى‌ اِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَينَ يدَيهِ، اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَينى‌ وَبَينَهُ الْمَوْتُ الَّذى‌ جَعَلْتَهُ عَلى‌ عِبادِک حَتْماً مَقْضِياً، فَاَخْرِجْنى‌ مِنْ قَبْرى‌ مُؤْتَزِراً کفَنى‌، شاهِراً سَيفى‌، مُجَرِّداً قَناتى‌، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعى‌ فِى الْحاضِرِ وَالْبادى‌، اَللّهُمَّ اَرِنىِ‌ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَميدَةَ، وَاکحَلْ ناظِرى‌ بِنَظْرَةٍ منِّى‌ اِلَيهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَاَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُک بى‌ مَحَجَّتَهُ‌ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ، وَاشْدُدْ اَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَک، وَاَحْىِ بِهِ عِبادَک، فَاِنَّک قُلْتَ وَقَوْلُک الْحَقُّ، ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کسَبَتْ‌ اَيدِى النَّاسِ، فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَلِيک وَابْنَ بِنْتِ نَبِيک الْمُسَمّى‌ بِاسْمِ‌ رَسُولِک، حَتّى‌ لا يظْفَرَ بِشَىْ‌ءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلاَّ مَزَّقَهُ، وَيحِقَّ الْحَقَ‌ وَيحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِک، وَناصِراً لِمَنْ لا يجِدُ لَهُ ناصِراً غَيرَک، وَمُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کتابِک، وَمُشَيداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِک، وَسُنَنِ نَبِيک صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ، وَاجْعَلْهُ‌ اَللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَاْسِ الْمُعْتَدينَ. اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِيک مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ بِرُؤْيتِهِ، وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى‌ دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ، اَللّهُمَّ اکشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، اِنَّهُمْ يرَوْنَهُ بَعيداً وَنَريهُ قَريباً بِرَحْمَتِک يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ. پس سه مرتبه دست بر ران راست خود بزنید و در هر مرتبه‌ بگویید: ✨«اَلْعَجَلَ الْعَجَلَ يا مَوْلاىَ يا صــاحِبَ الزَّمــانِ»✨ @mohgomshode313
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جسمیــــ در اینجا قلبیـــــــــ در آنجا :))💔 @mohgomshode313
فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِى رَحْمَتِهِۦ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْمُبِينُ﴿٣٠﴾ امّا کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد می‌کند؛ این همان پیروزی بزرگ است!🥹🩷 «سوره‌ی جاثیه،آیه ۳۰» @mohgomshode313
به وقت رمان 😍💫
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت هشتاد و پنجم · پس من و فاطمه هم میایم! · عزیز، تو الان نباید زیاد یک جا بنشینی، خسته می‌شی! · نگران من نباش، کنار تو راحتم! با تو آمدم، مراسم که تمام شد گفتی: «برای سال‌تحویل بریم بهشت زهرا.» به مامانم هم خبر دادم و همگی رفتیم بهشت زهرا سر مزار شهدا، اما درست لحظهٔ سال تحویل یک‌دفعه غیب شدی. وقتی آمدی گله کردم: «کجا رفتی آقا مصطفی؟» · پیش دوستام، اونا که پیش خدا روزی می‌خورن! · ولی دلم می‌خواست وقت سال‌تحویل پیش من باشی! جوابم را ندادی. اخم‌هایم در هم رفت. وقت برگشت وقتی خانواده‌ام می‌خواستند بروند خانهٔ خودشان، با یک تعارف رفتی بالا. · بیا بریم خونهٔ خودمون! · حرف بزرگ‌تر رو نباید زمین انداخت! مجور شدم دنبالِت بیایم. شاید می‌خواستی از اخم‌وتخم من دربروی. وقت خواب دوباره پرسیدم: «مصطفی اونجا کار تو چیه؟ اعتراف کن چرا مدام می‌خوای بری سوریه؟» · بی‌خیال! رویت را برگرداندی، اما من چانه‌ات را گرفتم و به‌طرف خودم چرخاندم: «جوابم روبده!» · اذیت نکن عزیز! · بگو. اعتراف کن! بازهم خندیدی ولی بی‌صدا: «درصورتی که قول بدی به کسی نگی!» · به خواجه‌حافظ شیرازی که دستم نمی‌رسه، ولی نخواهم به بقیه نگم! · جدی می‌گم، به هیچ‌کی، حتی پدر و مادرت، پدر و مادرم و دوست و آشنا! · باشه قول می‌دم! · من فرمانده گردانم! بلند خندیدم. دست گذاشتی روی دهانم. · یواش، چه خبره! · بروبابا من که فکر می‌کردم فرمانده تیپی، فرمانده گردان که چیزی نیست! · سمیه، برای دویست نفر برنامه‌ریزی می‌کنم. اگه یه جا کم بذارم جون خیلیا به خطر می‌افته! بلند شدم نشستم: «برای من مهم اینه که مرد خونه‌م باشی و بابای فاطمه. بابای فاطمه بودن مقامش خیلی بالاتر از فرمانده گردان بودنه. کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت هشتاد و ششم · ابوحامد فرمانده‌م که شهید شد، شش ماه شش ماه خونه نمی‌رفت! · یعنی تو می‌خوای پا جا پای اون بذاری؟ · صحبت جون آدماست! · جون چند نفر؟ کسی که جونش به خطر بیفته می‌شه شهید و مقامش می‌ره بالاتر ولی بچه‌تو چی؟ اگه بلایی سرت بیاد اون دنیا بازخواست می‌شی به‌خاطر اون! · هرچی می‌گم یه جوابی توی آستین داری، پس بذاربخوابم! · بخواب فرمانده، ولی من بیدارم. همان روزهای اول عید بود که گفتی: «امشب بریم دیدن عموجعفر.» به عموجعفر، پدر عروس خانواده‌مان، خیلی علاقه داشت. اصلاً با خانوادهٔ ما خیلی راحت بودی. عصر همان روز راه افتادیم. من و تو و فاطمه چون زود رسیده بودیم، گفتی اول بریم خادم‌آباد، گلزار شهدا. رفتیم و چه باران زیبایی می‌آمد! پناه گرفتیم زیر یک سقف. ایستادیم تا باران بند بیاید. انگار آسمان به زمین دوخته شده بود. گل‌های روی مزار گویی سیراب شده بودند و خاک هم. · دقت کردی اینجا مثه بهشته! · خود خدا شه! بعد از بندآمدن باران اول رفتیم سر مزار شهدا و بعد هم زیارت امامزاده. بعد رفتیم طرف خانهٔ عموجعفر. به‌نظرم زود بود. گفتم: «کاش یه ساعت دیگه می‌اومدیم، ممکنه هنوز کسی نیومده باشه!» · خب ما می‌شیم نفر اول! آن شب خیلی خوش گذشت، مامان این‌ها هم بودند. در این دورهمی تُقل مجلس بودی. وقت برگشتن مامان تعارف کرد: «بیایین منزل ما.» · چشم میایم! گفتم: «مصطفی تو رو خدا، ما هنوز یه شب خونهٔ خودمون نخوابیدیم!» گفتی: «نه دیگه، دل مامان می‌شکنه!» در خانهٔ مادرم رفتی سراغ رختخواب‌ها و درحالی‌که جا را پهن می‌کردی، برای مادرزن زبان می‌ریختی: «مامان من دوست دارم بیشتر بیام خونه‌تون، دخترتون اجازه نمی‌ده!» · برات دارم آقامصطفی! حالا هی خودت رو شیرین کن! صبح زود بیدارم کردی: «عزیز، بلند شو باید بریم سفر.» · سفر کجا؟ · توی راه بهت می‌گم. من رفتم ماشین رو گرم کنم، فاطمه روبرداربیا! کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید سید حسن نصرالله: عاشق شهادت میشویم و در این راستا جز زیبایی چیزی نمی‌بینیم...❤️🥹 @mohgomshode313