eitaa logo
ماهِ‌گُمشده:)
161 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3.5هزار ویدیو
15 فایل
هر چه که دارم فدایت شود 🌷 ‌اینجا؟متعلق به امام زمان (عج) ✨️ آغاز:۱۳ تیر ۱۴۰۳ ❤️ پایان:شهادت انشاءالله 💞 کپی؟حلالت،ولی از کتاب و رمان کپی مجاز نیست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده. آیدیم: @Zahra313o
مشاهده در ایتا
دانلود
+آقا جان -جانم؟ +اگر دلت کشید به خواب عاشقان بیا!🫠❤️‍🩹 @mohgomshode313
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌شیء کروی گرم‌شونده از هم پاشنده 😂😅😂 @mohgomshode313
تصور کن! همه عالم بلند شن واست کف بزنن اما امام زمان که تو رو دید روش رو برگردونه!! ارزش داره؟! : )🫠 -‌استاد پناهیان @mohgomshode313
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حق با شما بود آقای شهید ما ؛ آنها فقط با جمهوری اسلامی مخالف نیستند ، آنها با ایران مخالفند.... @mohgomshode313
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از‌نو‌بنویس‌تقدیر‌مرا ؛ نادیده‌بگیر‌تقصیر‌مرا ، یامهدی ⁵⁹ ❤️‍🩹🥲:) @mohgomshode313
به وقت رمان 😍💫
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت صد و هفتم دیگر نتوانستم طاقت بیاورم، به‌خصوص که محمدعلی هم افتاده بود به گریه. زنگ زدم به تو: «مصطفی کم آوردم. کی میای مصطفی؟» · اتفاقاً می‌خواستم زنگ بزنم بگم دارم میام! یک‌مرتبه دل‌شوره افتاد به جانم: «چیزی شده؟» · نه بابا! ابوعلی مجروح شده، میاریمش تهران! خوش‌حال شدم. نگاهی به دور و بر خانه کردم. باید می‌افتادم به نظافت. شروع کردم به خانه‌تکانی. دیگر خواب از سرم پریده بود. ملحفه‌ها را درآوردم و ریختم داخل ماشین لباس‌شویی. پرده‌ها را باز کردم و شستم. محمدعلی و فاطمه را گذاشتم پیش مامانم و دوان‌دوان رفتم خرید: قند، شکر، رب، روغن. باید همه‌چیز در خانه می‌بود تا وقتی که می‌آمدی یک لحظه هم از تو دور نشوم. سر راه یک ادوکلن هم برایت خریدم و کادوپیچ کردم، اما یک فکر کوچولو مثل خوره افتاده بود به جانم و مدام بزرگ‌تر می‌شد. چطور مصطفی تابه‌حال برای هیچ‌یک از دوستانش که مجروح شدند نیامده و حالا برای ابوعلی می‌خواهد بیاید؟ پیام دادم: «آقا مصطفی نکنه خودت طوری‌ت شده؟» · نه بابا! فقط ابوعلی مجروح شده. · راستش رو بگو آقا مصطفی! · همین که گفتم! قانع نشدم و به دوستانت پیام دادم حتی به خود ابوعلی که گفت: «فقط کمی پشت پای مصطفی آسیب دیده.» دیگر مطمئن شده بودم که مجروح شدی. درحالی که سبزی خرد می‌کردم، به مادرم و مادرت زنگ زدم: «دوباره مصطفی مجروح شده!» به خانم قاسمی هم خبر دادم و او به یکی از کسانی که در سوریه می‌شناخت پیام داد. دیدم که ابوعلی از طریق تلگرام عکس خودش و تو را فرستاد. هر دو لباس بیمارستان پوشیده بودید و سرپا. به مامان گفتم: «خدا رو شکر، حتی راضی‌ام با دست و پای قطع‌شده بیاد، اما باشه!» باز قیافهٔ مادرم در هم رفت. با تو تماس گرفتم: «چه ساعتی می‌رسی؟» · خونه نمیام، مستقیم ما رو می‌برن بیمارستان! کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت صد و هشتم ساعت چهار عصر پروازت بود. باید خود را برای صبح فردا آماده می‌کردم. آیا می‌توانستم بخوابم؟ پرده‌ها را که خشک شده بودند زدم، ملحفه‌ها را کشیدم و نگاه آخر را به وسایل حال و اتاق انداختم. همه‌چیز تمیز، منظم و سر جای خودش بود، حتی لباس‌هایی را که باید تن بچه‌ها می‌کردم آماده گذاشته بودم. جز انتظار چه کار دیگری می‌توانستم بکنم؟! بلند شدم و شروع کردم به شام درست کردن، تا صبح هنوز خیلی مانده بود. ظرف آب‌میوه (سیب و هویج مخلوط) دستم بود و داخل طبقات می‌چرخیدم. چرا گم شده بودم؟ بالاخره بخش را پیدا کردم. بوی بیمارستان به سرم گیج‌ام می‌انداخت. فاطمه و محمدعلی را پیش مامان گذاشته بودم و حالا همان‌جایی بودم که باید. سمت راست تو بودی، روی تخت کناری ابوعلی و تخت سوم هم یکی دیگر از دوستانت. تا مرا دیدی ملحفه را کشیدی روی پایت. آمدم جلو سلام کردم و ظرف آب‌میوه را گذاشتم روی میز جلوی تخت. · سالمی آقا مصطفی؟ · آره، ببین هیچی نیست! سالمم و تندرست. · اذیت نکن، بگو مجروحیت چیه؟ · چند تا ترکش خورده پشت پام! همان پایی که دفعهٔ قبل مجروح شده بود. قبلاً مچ پا، این دفعه ترکش نشسته بود پشت زانو. تعدادی ترکش را درآورده بودند و هنوز چندتایی در پایت بود. همان موقع دکتر آمد، پایت را معاینه کرد و گفت: «بعدازظهر عملت می‌کنم.» دستورات لازم را به پرستارها داد. دکتر که رفت گفتی: «حالا برو سمیه!» گفتم: «می‌مونم تا عملت کنند!» · بچه کوچیک داری، برو! · بچه‌ها پیش مامانم هستند، برم همهٔ فکرم اینجاست! · برو خونه اینجا مرد هست، نمی‌تونی راحت باشی! · مرد من که تو باشی هستی و راحتم! کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
. ملت‌مبارزایران ، مبادا‌به‌خاطردنیاپرستی . . وپیروی‌ازهوای‌نفسانی ، دست‌ازرهبرعظیم‌الشان‌بکشید ؛❤️‍🩹 که‌درمقابل‌شهداء‌مسئول‌هستید!✨ - شهیدمحمدحسن‌گل‌محمدی @mohgomshode313
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پناه آوردم به تو پناهم ام البنین:) ❤️‍🩹 @mohgomshode313
دیدنت‌شایدحالامحـال‌باشد .. اماعجب‌شیرین‌رویایي‌ست💞:)'! @mohgomshode313