1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بده که نوکرت
بمیره و شهید نشه🫠💔
#شهیدآرمانعلیوردی
@mohgomshode313
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیء کروی گرمشونده
از هم پاشنده 😂😅😂
#اینترآشغال
@mohgomshode313
تصور کن!
همه عالم بلند شن واست کف بزنن
اما امام زمان که تو رو دید روش رو برگردونه!!
ارزش داره؟! : )🫠
-استاد پناهیان
#امـام_زمان
#تلنگرانه
@mohgomshode313
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حق با شما بود آقای شهید ما ؛ آنها فقط با جمهوری اسلامی مخالف نیستند ، آنها با ایران مخالفند....
#مرگ_بر_آمریکا
@mohgomshode313
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ازنوبنویستقدیرمرا ؛
نادیدهبگیرتقصیرمرا ، یامهدی ⁵⁹ ❤️🩹🥲:)
#امام_زمان
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت صد و هفتم
دیگر نتوانستم طاقت بیاورم، بهخصوص که محمدعلی هم افتاده بود به گریه. زنگ زدم به تو: «مصطفی کم آوردم. کی میای مصطفی؟»
· اتفاقاً میخواستم زنگ بزنم بگم دارم میام!
یکمرتبه دلشوره افتاد به جانم: «چیزی شده؟»
· نه بابا! ابوعلی مجروح شده، میاریمش تهران!
خوشحال شدم. نگاهی به دور و بر خانه کردم. باید میافتادم به نظافت.
شروع کردم به خانهتکانی. دیگر خواب از سرم پریده بود. ملحفهها را درآوردم و ریختم داخل ماشین لباسشویی. پردهها را باز کردم و شستم. محمدعلی و فاطمه را گذاشتم پیش مامانم و دواندوان رفتم خرید: قند، شکر، رب، روغن. باید همهچیز در خانه میبود تا وقتی که میآمدی یک لحظه هم از تو دور نشوم. سر راه یک ادوکلن هم برایت خریدم و کادوپیچ کردم، اما یک فکر کوچولو مثل خوره افتاده بود به جانم و مدام بزرگتر میشد.
چطور مصطفی تابهحال برای هیچیک از دوستانش که مجروح شدند نیامده و حالا برای ابوعلی میخواهد بیاید؟
پیام دادم: «آقا مصطفی نکنه خودت طوریت شده؟»
· نه بابا! فقط ابوعلی مجروح شده.
· راستش رو بگو آقا مصطفی!
· همین که گفتم!
قانع نشدم و به دوستانت پیام دادم حتی به خود ابوعلی که گفت: «فقط کمی پشت پای مصطفی آسیب دیده.»
دیگر مطمئن شده بودم که مجروح شدی. درحالی که سبزی خرد میکردم، به مادرم و مادرت زنگ زدم: «دوباره مصطفی مجروح شده!»
به خانم قاسمی هم خبر دادم و او به یکی از کسانی که در سوریه میشناخت پیام داد. دیدم که ابوعلی از طریق تلگرام عکس خودش و تو را فرستاد. هر دو لباس بیمارستان پوشیده بودید و سرپا.
به مامان گفتم: «خدا رو شکر، حتی راضیام با دست و پای قطعشده بیاد، اما باشه!» باز قیافهٔ مادرم در هم رفت.
با تو تماس گرفتم: «چه ساعتی میرسی؟»
· خونه نمیام، مستقیم ما رو میبرن بیمارستان!
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت صد و هشتم
ساعت چهار عصر پروازت بود. باید خود را برای صبح فردا آماده میکردم. آیا میتوانستم بخوابم؟
پردهها را که خشک شده بودند زدم، ملحفهها را کشیدم و نگاه آخر را به وسایل حال و اتاق انداختم. همهچیز تمیز، منظم و سر جای خودش بود، حتی لباسهایی را که باید تن بچهها میکردم آماده گذاشته بودم. جز انتظار چه کار دیگری میتوانستم بکنم؟! بلند شدم و شروع کردم به شام درست کردن، تا صبح هنوز خیلی مانده بود.
ظرف آبمیوه (سیب و هویج مخلوط)
دستم بود و داخل طبقات میچرخیدم. چرا گم شده بودم؟ بالاخره بخش را پیدا کردم. بوی بیمارستان به سرم گیجام میانداخت. فاطمه و محمدعلی را پیش مامان گذاشته بودم و حالا همانجایی بودم که باید. سمت راست تو بودی، روی تخت کناری ابوعلی و تخت سوم هم یکی دیگر از دوستانت. تا مرا دیدی ملحفه را کشیدی روی پایت. آمدم جلو سلام کردم و ظرف آبمیوه را گذاشتم روی میز جلوی تخت.
· سالمی آقا مصطفی؟
· آره، ببین هیچی نیست! سالمم و تندرست.
· اذیت نکن، بگو مجروحیت چیه؟
· چند تا ترکش خورده پشت پام!
همان پایی که دفعهٔ قبل مجروح شده بود. قبلاً مچ پا، این دفعه ترکش نشسته بود پشت زانو. تعدادی ترکش را درآورده بودند و هنوز چندتایی در پایت بود. همان موقع دکتر آمد، پایت را معاینه کرد و گفت: «بعدازظهر عملت میکنم.»
دستورات لازم را به پرستارها داد. دکتر که رفت گفتی: «حالا برو سمیه!»
گفتم: «میمونم تا عملت کنند!»
· بچه کوچیک داری، برو!
· بچهها پیش مامانم هستند، برم همهٔ فکرم اینجاست!
· برو خونه اینجا مرد هست، نمیتونی راحت باشی!
· مرد من که تو باشی هستی و راحتم!
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
.
ملتمبارزایران ،
مبادابهخاطردنیاپرستی . .
وپیرویازهواینفسانی ،
دستازرهبرعظیمالشانبکشید ؛❤️🩹
کهدرمقابلشهداءمسئولهستید!✨
- شهیدمحمدحسنگلمحمدی
#کلام_شهدا
@mohgomshode313
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پناه آوردم به تو پناهم ام البنین:) ❤️🩹
#یا_امالبنین
@mohgomshode313
دیدنتشایدحالامحـالباشد ..
اماعجبشیرینرویایيست💞:)'!
#امام_زمان
@mohgomshode313