💞🌷الإمام الهادی(ع) : إنَّ للّهِ مَواطِنَ یحِبُّ أن یدعی فیها فَیجیبَ، وإنَّ حائِرَ الحُسَینِ(ع) مِن تِلک المَواطِنِ.
💞🌷امام هادی(ع): اماکنی هست که خدا دوست دارد در آنها به درگاهش دعا شود تا اجابت کند و حائر حسین(ع) یکی از این اماکن است.
«المزار للمفید: ص ۲۰۹ ح ۲.»
#حدیث
@mohgomshode313
هر روز ۲۴ ساعته،۵ دقیقه رو خرج حضرت عشق کن،یار امام زمان❤️
💚✨دعای عهد برای تجدید بیعت با امام زمان (عج)✨💚
✨﷽✨
اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْکرْسِىِّ الرَّفيعِ، وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْأِنْجيلِ وَالزَّبُورِ، وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْمَلائِکةِ الْمُقَرَّبينَ وَالْأَنْبِيآءِ وَالْمُرْسَلينَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِوَجْهِک الْکريمِ، وَبِنُورِ وَجْهِک الْمُنيرِ، وَمُلْکک الْقَديمِ، يا حَىُّ يا قَيومُ، اَسْئَلُک بِاسْمِک الَّذى اَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَبِاسْمِک الَّذى يصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْأخِرُونَ، يا حَياً قَبْلَ کلِّ حَىٍّ وَيا حَياً بَعْدَ کلِّ حَىٍّ، وَيا حَياً حينَ لا حَىَّ ،يا مُحْيىَ الْمَوْتى وَمُميتَ الْأَحْيآءِ، يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،
اَللّهُمَ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقآئِمَ بِاَمْرِک، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِ و عَلى ابآئِهِ الطَّاهِرينَ، عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَعَنّى وَعَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَمِدادَ کلِماتِهِ، وَما اَحْصاهُ عِلْمُهُ وَاَحاطَ بِهِ کتابُهُ، اَللّهُمَّ اِنّى اُجَدِّدُ لَهُ فى صَبيحَةِ يوْمى هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيامى، عَهْداً وَعَقْداً وَبَيعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا اَحُولُ عَنْها وَلا اَزُولُ اَبَداً،
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ، وَالذَّابّينَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعينَ اِلَيهِ فى قَضآءِ حَوآئِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلينَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامينَ عَنْهُ، وَالسَّابِقينَ اِلى اِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَينَ يدَيهِ، اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَينى وَبَينَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِک حَتْماً مَقْضِياً، فَاَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً کفَنى، شاهِراً سَيفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى، اَللّهُمَّ اَرِنىِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَميدَةَ، وَاکحَلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ منِّى اِلَيهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَاَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُک بى مَحَجَّتَهُ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ، وَاشْدُدْ اَزْرَهُ،
وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَک، وَاَحْىِ بِهِ عِبادَک، فَاِنَّک قُلْتَ وَقَوْلُک الْحَقُّ، ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کسَبَتْ اَيدِى النَّاسِ، فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَلِيک وَابْنَ بِنْتِ نَبِيک الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِک، حَتّى لا يظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلاَّ مَزَّقَهُ، وَيحِقَّ الْحَقَ وَيحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِک، وَناصِراً لِمَنْ لا يجِدُ لَهُ ناصِراً غَيرَک، وَمُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کتابِک، وَمُشَيداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِک، وَسُنَنِ نَبِيک صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ، وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَاْسِ الْمُعْتَدينَ.
اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِيک مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ بِرُؤْيتِهِ، وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ، اَللّهُمَّ اکشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، اِنَّهُمْ يرَوْنَهُ بَعيداً وَنَريهُ قَريباً بِرَحْمَتِک يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
پس سه مرتبه دست بر ران راست خود بزنید و در هر مرتبه بگویید:
✨«اَلْعَجَلَ الْعَجَلَ يا مَوْلاىَ يا صــاحِبَ الزَّمــانِ»✨
#دعایعهد
@mohgomshode313
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولادت خانم حضرت زینب (س) مبارک😍💚
#حضرت_زینب
@mohgomshode313
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوب ترین خواهر دنیا،به دنیا آمد....:؛»🤍✨
#حضرت_زینب
@mohgomshode313
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میلاد عمه جانمون،یاور دشت کربلا ،
حضرت زینب «س»مبارک🌷🩷
#حضرت_زینب
@mohgomshode313
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صاحبمقامِزینب 🩵✨
رکنقیامِزینب😍💞
#حضرت_زینب
@mohgomshode313
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمدم، نبودی؛
وعده ما بهشت... 💔
#شهیدعباسدانشگر
@mohgomshode313
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عقیله زینب🌷
صلی علی سیده ی جلیله زینب.. 💚✨
#حضرت_زینب
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت صد و هفدهم
بچهها را گذاشتم پیش مامانم و رفتم آرایشگاه. بعد از اینکه مش کردم زنگ زدم: «کی میای دنبالم آقامصطفی؟ باید بریم دکتر. اینجا زیادی طول کشید!»
· متأسفم کاری پیش اومده نمیتونم!
· چه کاری؟
· دارم میرم!
· کجا؟
· سوریه!
خشکم زد، زبانم بند آمد. بهزور گفتم: «مگه هفتهٔ دیگه عروسی دعوت نداریم؟»
سکوت کردی.
· مگه نگفتم میرم آرایشگاه موهام رو مش میکنم؟
· خب چرا، بعداً میام میبینم. خودت هم روحیهت عوض میشه!
صدایم را بلند کردم: «چرا متوجه نیستی من نوبت دکتر دارم! اوندفعه که اونجوری شد ایندفعهم...»
· بیا آزادی، منم میام!
از کهنز باید میآمدم شهریار، از آنجا ماشین آزادی سوار میشدم، اما به شهریار که رسیدم زنگ زدی: «عزیز کجایی؟»
· شهریارم. میخوام ماشین آزادی سوار بشم!
· دادوبیداد نکنی ها، شرمنده، من نمیتونم بیام! خودت تنهایی برو دکتر!
· اصلاً نمیرم!
· تو رو به خدا لجبازی نکن!
· نمیرم، به خدا نمیرم!
داد میزدم، اما جرئت اینکه گوشی را بیخداحافظی قطع کنم نداشتم. به خانه که رسیدم دوباره زنگ زدی: «تو رو به خدا من رو ببخش عزیز، شرمندهم!»
· ول کن آقامصطفی، سلامتی من که برات ارزش نداره!
· به خدا سلامتیت اولویت اول منه، ولی اینجا به من خیلی نیاز دارن.
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨
❣❣❣﷽❣❣❣
♡اسـم تو مصطـفاسـت♡
❤️🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده
💕نویسنده: راضیه تجار
📚 قسمت صد و هجدهم
هروقت از تو عصبانی میشدم، وقتی که بودی نهایتش این بود که بروم درون اتاق و ساعتی تنها بمانم. اگر کدورتی پیش میآمد و صدایت بالا میرفت، سکوت میکردم و بازبه اتاق پناه میبردم. اگر جروبحثی بود بین خودمان بود، هیچوقت جلوی نفر سوم دادوبیداد نمیکردیم. نداریم و ناراحتی بین خودمان، مال خودمان بود. آنهم بهمدت بسیار کم، بدون توهین به هم. اگر قرار بود برای کسی هدیه ببریم بهترین را میبردیم. همیشه سفرهباز بودی و برای مهمان روگشاده. اگر در تبوتاب نگهداشتن تو پیش خودم بودم، برای این بود که عاشقت بودم، فقط همین! آن روز هم بخشیدمت، مثل همیشه.
اینجا بالای سر مزارت و رویهروی عکست راحتتر میتوانم حرفهایم را بزنم. بازهم آمدم پیش خودت، جایی که میتوانم بغض مانده در گلوم را بشکنم و از خاطرهها بگویم.
خیلی دلم می خواست بیایم سوریه. مگر خودت نمی گفتی که دلت می خواهد ما را هم با خودت ببری. هرچند، یک بار که رعد و برق شد و محمدعلی در بغلم بود، وقتی از جا پریدم و فریاد زدم، گفتی: «توی سوریه مدام صدای تیر و مسلسل و خمپارهس، چطور می خوای ببرمت اونجا؟ اگه قلبت بگیره چی؟ فکر سوریه رو از سرت بیرون کن سمیه!»
اما بعد یادت رفت. وقتی رفتی سوریه فراموشت شد که چه گفته بودی. زمزمههای دلتنگیات شروع شد و باید بیاییهایت. بالاخره پاسپورت خودم و فاطمه را گرفتم، اما سر گرفتن پاسپورت محمدعلی خیلی سختی کشیدم. مژدهای که داده بودی این بود: «چون توی عملیات اخیر با کمترین شهید و مجروح نیروهام از صحنهٔ جنگ بیرون اومدن، به من تشویقی زیارت کربلا رو دادن، اما من ازشون خواستم شماها بیایین پیشم.»
وقتی به خانم صابری زنگ زدم تا خداحافظی کنم گفت: «منم دارم میرم سوریه.»
زمانش را که پرسیدم دیدم یکی است، این شد که با هم آمدیم. کاروانمان از خانوادهٔ رزمندگان بود و بیشتر خانوادهٔ شهدا.
کپی مجاز نیست ‼️
#اسمتومصطفاست
@mohgomshode313