eitaa logo
ماهِ‌گُمشده:)
160 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3.5هزار ویدیو
15 فایل
هر چه که دارم فدایت شود 🌷 ‌اینجا؟متعلق به امام زمان (عج) ✨️ آغاز:۱۳ تیر ۱۴۰۳ ❤️ پایان:شهادت انشاءالله 💞 کپی؟حلالت،ولی از کتاب و رمان کپی مجاز نیست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده. آیدیم: @Zahra313o
مشاهده در ایتا
دانلود
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیه رهبر شهید به هنگام هراس افکنی دشمن +توکل به خدا و عمل به وظایف❤️✨ @mohgomshode313
💬 پرستاران؛ فرشته‌های رحمت و امید 🗒 متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار 🔻 حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و روز پرستار, نقش بانوان و دختران زینبی ایران اسلامی در دوران بعثتِ بی‌بدیل ملت ایران را شگفت‌آور خواندند و با اشاره به نقش احیاگر و امیدبخش پرستاران و تأثیرگذاری مهم آنان در سلامت و امنیت جسمی و روحی جامعه, مسئولان حوزه سلامت را به توجه ویژه به جامعه پرستاری توصیه کردند. ▪️ متن کامل این پیام به شرح زیر است: 📝 بسم الله الرحمن الرحیم ▪️پنجم جُمادی‌الاولی در هر سال، یادآور میلاد مبارک بانویی است که در سایۀ محبّت و تربیت و ملازمت خمسۀ طیّبه صلوات‌الله‌وسلامه‌علیهاوعلیهم که برترین‌های خلقت الهی بشمار می‌روند بالید. پرورش و رشد زینب کبری سلام‌الله‌ علیها در این مکتب نورانی در طیّ بیش از پنجاه سال، آن‌چنان جلوه‌ای رنگارنگ از عناصر شرافت و برتری در این ستارۀ درخشان اعصار بُروز داد که همواره مایۀ تمجید و تحسین و مباهات اولیاء الهی بوده است. اوج این درخشش در حماسۀ عاشورا رخ داد. از یک سو بذل بی‌‌مُنتهای شفقت و خیرخواهی و غمخواریِ صبورانه نسبت به مظلومان دشت کربلا؛ و از سوی دیگر از ارجمندترین نمادهای صلابت و شجاعت بودن. ▪️تاریخ نهضت و انقلاب اسلامی از ابتدا، مملوّ از صحنه‌های حضور زینبی بانوان و دختران ایران است. این امر در دورۀ بعثت بی‌بدیل ملّت که در دفاع مقدّس سوّم رقم خورد، کیفیّت و کمیّتی شگفت‌آور یافت. اینک بانوان زینبیِ ایران اسلامی، با حضور پررنگ خود در عرصه‌های مختلف به‌خصوص میادین در شهرها و روستاها، پیشگامان تبیین عملی و مقاومت در پشت خطوط جنگِ سخت هستند؛ به‌طوری‌که طاغوت‌های زمانه که همواره رنج و درد و سرکوب این ملّت را می‌خواهند، در خود یارای مقابله با این لشکر انبوه را نمی‌بینند. ▪️روز میلاد زینب کبری را مردمان سرزمینی که دلدادۀ عترت طاهره صلوات‌الله‌وسلامه‌علیهم‌اجمعین بوده از سر ملاحظۀ وجه مهربانی و هم‌زبانی با دردمندان و فداکاری‌ ورزیدن نسبت به ایشان، بحق روز بزرگداشت مقام پرستار دانسته‌اند. چرا که بسیاری از این صفات اخلاقی و ارزش‌های انسانی در قشر زحمت‌کش و ارزشمند پرستار مشهود است. نقش پرستار همچون بعضی دیگر از اقشار از قبیل اطبّاء، معلّمین و مربّیان، روحانیّون، و امدادگران، نقشی احیاگر و امیدبخش است. از این رو به پرستار، گاه چون فرشتۀ رحمت نگریسته می‌شود و آن، وقتی است که در برابر کج‌خلقی و بی‌تابی اشخاص دردمند و رنجور، موجبات آرامش و امید و بهبود و علاج بیماران و در نتیجه، نزول رحمت الهی را فراهم می‌سازد. البته نقش پرستاران در درمان بیماران برخلاف طبیبان، نیازمند حضوری ممتد، پیگیرانه، و صبورانه است. تأثیر این قبیل حضور فراتر از امورات جسمی بوده و مرهم آلام روانی و روحی، و مانع از غلبۀ ناامیدی در بسیاری از موارد خواهد بود. این‌گونه است که آنچه از عهدۀ طبیبان خارج است، با ایفاء این نقش دلسوزانه به‌ انجام می‌رسد. ▪️در زمانه‌ای که شبکۀ خبیث استکبار از هیچ سعی‌ برای وارد ساختن انواع ظلم و جنایت بر ملّت‌های آزاده و مقاوم خصوصاً ملّت ایران خودداری نمی‌کند و از جمله با ایجاد انواع محدودیت‌های مربوط به امور درمان و دارو به دنبال تحمیل رنج بر ملّت بزرگ ایران است، توجّه به پرستاران، تقویت جامعۀ پرستاری، حفظ و ارتقاء دانش، مهارت، توان، نشاط، انگیزه، و کرامت پرستاران خصوصاً آنها که خود را وقف تلاش در نهادهای غیرخصوصی کرده‌اند، تأثیر مهمّی بر سلامت و امنیّت جسمی و روحی جامعه دارد. از این رو انتظار است که مسئولان عرصۀ سلامت در امتداد رفتارهای متعهّدانۀ خود، این امور مهم را دارای اولویّت بدانند. ▪️بنده این دو مناسبت را به ملّت عزیز، بانوان وظیفه‌شناس و پر ارادۀ میهن اسلامی و به‌طور خاص به خواهران و برادران پرستار تبریک عرض می‌کنم. ▪️در پایان برای شهدای مظلوم و فداکار جامعۀ پرستاران خصوصاً شهدای پرستار در جنگ‌های تحمیلی دوّم و سوّم و فتنۀ دی‌ماه ۱۴۰۴، رحمت الهی را مسئلت نموده و امیدوارم با دعای سَرورمان عجّل‌الله تعالی فرجه‌الشّریف، خداوند متعال به ملّت ایران، عزّت و اقتدار بیش از پیش و هر آنچه که شایستۀ پیروی از مکتب زینب سلام‌الله علیها است را عنایت فرمایند. ✍🏼 ‌سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای 🗓 ۲۴/مهر/۱۴۰۵ 💻 Rahbar.ir
روزت مبارک خانم نبوی نیا❤️‍🩹 امسال دیگر در روز پرستار نیستی💔 @mohgomshode313
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگران یعنی پرستار❤️🥲 +سکانسی از سریال «سرو، سپید، سرخ» را به بهانه روز پرستار ببینیم @mohgomshode313
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمدی تا خواهرانه ترین عشق معنا شود؛ تا کربلا‌ در کربلا نمانده و عاشورا جاودانه شود💚🌷 @mohgomshode313
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جای خالیت پر نمی شود که هیچ... هرروز بیشتر می شود! دلمان برای تبریک اعیاد شما تنگ شده آقاجان💔.. @mohgomshode313
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشبخت اونی بود که مدافع حرمت شد و شهید شد ، خانوم جان🥹❤️‍🩹 @mohgomshode313
به وقت رمان 😍💫
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت صد و نوزدهم به فاطمه سپرده بودم اگر تو را دید نپرد بغلت و بابا بابا نکن، چون می‌ترسیدم بچه‌های خانوادهٔ شهدا ناراحت شوند. از گیت که رد شدیم وقتی آمدی خیلی معمولی برخورد کردم و وقتی خواستی دست فاطمه را بگیری زدم روی دستت. ناراحت شدی: «چرا این طوری می کنی؟» · چون اون بچه‌ها بابا ندارن و ناراحت می شن! به خودت آمدی: «راست می گی! چرا حواسم نبود؟» با اتوبوس رفتیم هتل. همین که در اتاق جا گیر شدیم، محمدعلی را بغل کردی و گفتی: «من پسرم رو بردم!» · کجا؟ · پادگان! · این بچه شیر می خواد! · دو ساعت دیگه میام! خانوادهٔ شهدا طبقهٔ هفتم بودند و ما ششم، اما محمدعلی را که آوردی گفتی: «وسایلت رو جمع کن ما هم بریم طبقهٔ هفتم، زشته خودمون رو جدا از اونا بدونیم!» هر روز می‌رفتی با پدر و مادر شهدا صحبت می کردی. بیشترشان از نیروهای فاطمیون بودند. اگر می خواستند با جایی تماس بگیرند، می‌رفتی و گوشی‌ات را می دادی. خانوادهٔ مفقودالاثری در جمع بود، اسم گمشده‌شان را پرسیدی. گفتی چند فیلم در گوشی دارم. چقدر خوش حال شدی وقتی مادر اسیر تصویر فرزند خود را بین اسرا دید! چقدر آن مادر دعایت کرد و تو با همهٔ وجود می خندیدی! در روزهایی که سوریه بودیم چقدر کمک حالم بودی. محمدعلی را نگه می داشتی تا غذایم را بخورم، برایم لقمه می گرفتی و دهانم می گذاشتی. برنامه گذاشته بودند برویم زینبیه. همراهمان آمدی. · جایی می برمتون که هر چقدر می خواین پارچه بخرین! رفتیم و چهار قواره چادر مشکی و برای تعدادی از دوستانم هم مقنعه گرفتم. تعدادی روسری انتخاب کردی و گفتی یکی از این‌ها را خودت سر کن. پشت زینبیه مزار شهدا بود، ما را بردی آنجا. زیارت حضرت رقیه (س) هم جزو برنامه‌مان بود. وقتی شب طوفان شن و غبار شد، برایم ماسک گرفتی و جلوی حرم عکس انداختیم. سینه‌ام از شن و غبار اذیت می‌شد، اما تو بودن با تو لذت‌بخش بود. در زیر آن آسمان بی ستاره، مزار خانم حضرت زینب (س) مثل ماه می درخشید و تو به عنوان مدافع آن ماه در کنارم بودی و من، که نمی خواستم از دستت بدهم. برای زیارت تا ورودی حرم با هم می‌رفتیم و بعد مسیر مردانه و زنانه می شد. فاطمه با من بود و محمدعلی با تو. کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت صد و بیستم یک روز از بلندگوهای حرم، کسی به عربی و شعارگونه چیزهایی می گفت. پرسیدی: «متوجه می شی چی می گه؟» · نه کاملاً! · بطل یعنی قهرمان و قائد یعنی فرمانده. تمام شیعیانی که امروز شهید شدن، اسامی‌شون از مناره‌های حرم در حال اعلام شدنه. برای زیارت اجازه نمی دادند تنها برویم، باید محافظ یا مسئولی که برای ما گذاشته بودند همراهی‌مان می کرد. البته وضع ما فرق می کرد. تو مجوز عبور داشتی، برای همین بعضی روزها بدون محافظ راهی می شدیم. از تهران که می آمدم النگویی را که شکسته بود فروختم و پولی را هم که جمع کرده بودم رویش گذاشته بودم. در آنجا رفتیم طلافروشی کوچکی که در زینبیه بود. می خواستم النگوی تازه‌ای بخرم، اما قیمت النگوی انتخابی‌ام چهارونیم میلیون بود و نخریدم. درحال برگشت، رفتیم زیارت حضرت رقیه (س). در حرم تازه عروسى را دیدم که شوهرش از فاطمیون بود و شهید شده بود. چنان گریه می کرد که از حال رفت. مادرشوهرش هم بود. خیلی ناراحت شدم و به دلم بد آمد. ما را به مسجد اموی بردند و برای فاطمه توضیح دادی که اینجا کاخ یزید بوده. به طرف حرم خانم زینب (س) که رفتیم، در طول مسیر گیت‌های بازرسی بود. جلوی اولین گیت، مسئول گیت تو را بغل کرد و به عربی با تو صحبت کرد. · چی می گفت؟ · می پرسید کجا بودی؟ خیلی وقته ندیدمت! هرجا می رفتیم کسی جلو می آمد و با تو سلام و احوالپرسی می کرد. برایم جای تعجب بود. بعد از زیارت به ما «بوزه» دادند: ظرف‌هایی لبال‌لب از بستنی کم‌شیرینی که روی آن عسل ریخته شده بود. بعد از مغازه‌ای دو کتیبه خریدیم، یکی برای هیئت مادربزرگت و یکی برای مادرت. برای خانم صاحب‌خانه هم کتیبه خریدیم و هدایای کوچکی برای این و آن. کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
در‌روزِ‌تولد‌تو‌ ، اِی‌ماهِ‌دمشق . . جای‌همه‌ی‌مدافعانت‌خالی‌ست ❤️‍🩹 : ) @mohgomshode313