eitaa logo
ماهِ‌گُمشده:)
158 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3.6هزار ویدیو
15 فایل
هر چه که دارم فدایت شود 🌷 ‌اینجا؟متعلق به امام زمان (عج) ✨️ آغاز:۱۳ تیر ۱۴۰۳ ❤️ پایان:شهادت انشاءالله 💞 کپی؟حلالت،ولی از کتاب و رمان کپی مجاز نیست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده. آیدیم: @Zahra313o
مشاهده در ایتا
دانلود
امام حسین (ع) فرمودند: 🩷✨«اَلْبُکَاءُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ نَجَاةٌ مِنَ النّارِ». 🩷✨«گریه از ترس خدا، باعث نجات از آتش جهنّم است». «مستدرک الوسائل، ج ۱۱ ص ۲۴۵ ح۳۵» @mohgomshode313
هر روز ۲۴ ساعته،۵ دقیقه رو خرج حضرت عشق کن،یار امام زمان❤️ 💚✨دعای عهد برای تجدید بیعت با امام زمان (عج)✨💚 ✨﷽✨ اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْکرْسِىِّ الرَّفيعِ، وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَمُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْأِنْجيلِ وَالزَّبُورِ، وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ، وَرَبَّ الْمَلائِکةِ الْمُقَرَّبينَ وَالْأَنْبِيآءِ وَالْمُرْسَلينَ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک بِوَجْهِک الْکريمِ، وَبِنُورِ وَجْهِک‌ الْمُنيرِ، وَمُلْکک الْقَديمِ، يا حَىُّ يا قَيومُ، اَسْئَلُک بِاسْمِک الَّذى‌ اَشْرَقَتْ‌ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَبِاسْمِک الَّذى‌ يصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ‌ وَالْأخِرُونَ، يا حَياً قَبْلَ کلِّ حَىٍّ وَيا حَياً بَعْدَ کلِّ حَىٍّ، وَيا حَياً حينَ لا حَىَّ ،يا مُحْيىَ الْمَوْتى‌ وَمُميتَ الْأَحْيآءِ، يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَللّهُمَ‌ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقآئِمَ بِاَمْرِک، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِ و عَلى‌ ابآئِهِ الطَّاهِرينَ، عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ فى‌ مَشارِقِ‌ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، سَهْلِها وَجَبَلِها وَبَرِّها وَبَحْرِها، وَعَنّى‌ وَعَنْ‌ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَمِدادَ کلِماتِهِ، وَما اَحْصاهُ‌ عِلْمُهُ وَاَحاطَ بِهِ کتابُهُ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اُجَدِّدُ لَهُ فى‌ صَبيحَةِ يوْمى‌ هذا وَما عِشْتُ مِنْ اَيامى‌، عَهْداً وَعَقْداً وَبَيعَةً لَهُ فى‌ عُنُقى‌، لا اَحُولُ‌ عَنْها وَلا اَزُولُ اَبَداً، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى‌ مِنْ اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ، وَالذَّابّينَ‌ عَنْهُ، وَالْمُسارِعينَ اِلَيهِ فى‌ قَضآءِ حَوآئِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلينَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامينَ عَنْهُ، وَالسَّابِقينَ اِلى‌ اِرادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدينَ بَينَ يدَيهِ، اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَينى‌ وَبَينَهُ الْمَوْتُ الَّذى‌ جَعَلْتَهُ عَلى‌ عِبادِک حَتْماً مَقْضِياً، فَاَخْرِجْنى‌ مِنْ قَبْرى‌ مُؤْتَزِراً کفَنى‌، شاهِراً سَيفى‌، مُجَرِّداً قَناتى‌، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعى‌ فِى الْحاضِرِ وَالْبادى‌، اَللّهُمَّ اَرِنىِ‌ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَميدَةَ، وَاکحَلْ ناظِرى‌ بِنَظْرَةٍ منِّى‌ اِلَيهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَاَوْسِعْ مَنْهَجَهُ، وَاسْلُک بى‌ مَحَجَّتَهُ‌ وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ، وَاشْدُدْ اَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَک، وَاَحْىِ بِهِ عِبادَک، فَاِنَّک قُلْتَ وَقَوْلُک الْحَقُّ، ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کسَبَتْ‌ اَيدِى النَّاسِ، فَاَظْهِرِ الّلهُمَّ لَنا وَلِيک وَابْنَ بِنْتِ نَبِيک الْمُسَمّى‌ بِاسْمِ‌ رَسُولِک، حَتّى‌ لا يظْفَرَ بِشَىْ‌ءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلاَّ مَزَّقَهُ، وَيحِقَّ الْحَقَ‌ وَيحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اَللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِک، وَناصِراً لِمَنْ لا يجِدُ لَهُ ناصِراً غَيرَک، وَمُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کتابِک، وَمُشَيداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِک، وَسُنَنِ نَبِيک صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ، وَاجْعَلْهُ‌ اَللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِن بَاْسِ الْمُعْتَدينَ. اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِيک مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَآلِهِ بِرُؤْيتِهِ، وَمَنْ تَبِعَهُ عَلى‌ دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ، اَللّهُمَّ اکشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، اِنَّهُمْ يرَوْنَهُ بَعيداً وَنَريهُ قَريباً بِرَحْمَتِک يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ. پس سه مرتبه دست بر ران راست خود بزنید و در هر مرتبه‌ بگویید: ✨«اَلْعَجَلَ الْعَجَلَ يا مَوْلاىَ يا صــاحِبَ الزَّمــانِ»✨ @mohgomshode313
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سپاه مقدمه ای هست برای خودسازی🇮🇷🤍 +صدای شهید علیخانی @mohgomshode313
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یعنی مکرون برف امسال رو میبینه؟😉 +بهاران خجسته باد😁😏 @mohgomshode313
به وقت رمان 😍💫
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت صد و بیست و پنجم برگشتیم هتل. ساک تو را آوردم. شب اولی که آدم هتل، بلوزی زرد تند و شلواری مشکی تنت کرده بودی که خیلی بهت می‌آمد. گفتم: «اینا رو هم بذارم توی ساک؟» ـ نه با خودت ببر، گرفته بودم فقط برای تو بپوشم! مادرت برایت پسته داده بود. آن‌ها را دو بسته کردم و در جیب‌های ساک گذاشتم. خندیدی. ـ چرا می‌خندی؟ ـ آخرش تو ساکم رو بستی! ـ یعنی چی؟ اگه این‌طوربگی نمی‌بندم! ـ حالا که شروع کردی تماشش کن! ساک را بستم و دادم دستت. خواستی بیرون بروی، نگاه چرخاندم. قرآن جلوی آینه بود. ـ صبر کن! قرآن را برداشتم بالای سرت گرفتم. نگاهم کردی و محکم بغلم کردی. ـ این سری حتماً با پیروزی برمی‌گردم. خیلی انرژی گرفتم! تا جلوی ماشین آمدم. وسایل را گذاشتم داخل ماشین و بدرقه‌ات کردم و تو رفتی. بعد از صبحانه، بچه‌ها را برداشتم و با چند نفر از کاروانیان رفتیم حرم. ساعت دوازده‌ونیم برگشتیم هتل. ساعت حرکت، سه بعدازظهر بود. در فرصتی که مانده بود، نشستم و دعا خواندم. بیست دقیقه به سه بچه‌ها را برداشتم و آمدم لابی هتل. صدایت را شنیدم که با تلفن صحبت می‌کردی. تعجب کردم، آمدم جلو. ـ اینجا چه می‌کنی آقامصطفی؟ ـ مأموریتمون افتاده شب، اومدم خودم ببرمتون فرودگاه! وسایلمان را چیدی داخل ماشین. چون دوستت همراهت بود، من و بچه‌ها نشستیم عقب ماشین. پشت سر ماشین‌ها راه افتادی. داخل فرودگاه کمکم کردی و محمدعلی به بغل، چمدان را گرفتی. حتی از گیت هم رد شدی. محمدعلی بی‌قراری می‌کرد. احساس می‌کردم در بغل تو بیشتر گریه می‌کند، چون او را که می‌گرفتم ساکت می‌شد، اما تلاش می‌کرد دوباره بیاید بغلت. وقتی می‌گرفتی‌اش گریه می‌کرد. این حالم را بد می‌کرد. ـ چقدر این بچه مامانیه! دو دقیقه هم بغل من نمی‌مونه! ـ عوضش این یکی باباییه! کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313