eitaa logo
ماهِ‌گُمشده:)
159 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3.6هزار ویدیو
15 فایل
هر چه که دارم فدایت شود 🌷 ‌اینجا؟متعلق به امام زمان (عج) ✨️ آغاز:۱۳ تیر ۱۴۰۳ ❤️ پایان:شهادت انشاءالله 💞 کپی؟حلالت،ولی از کتاب و رمان کپی مجاز نیست. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_uutxtoc&btn=ماهِ.گُمشده. آیدیم: @Zahra313o
مشاهده در ایتا
دانلود
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال من بهتره علی، گریه نکن گریه‌ ام می‌گیره...💔 @mohgomshode313
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیان فضیلت حضرت زهرا(س)❤️‍🩹✨ توسط آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب @mohgomshode313
به وقت رمان 😍💫
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت صد و سی و پنجم من ماندم و تو و مادر شهید قاسمی‌دانا که نمی‌خواست تنهاییم بگذارد. نشستم کنارت و گفتم: «مصطفی تربیت بچه‌ها با من نیست. حالا که کارهای مردانهٔ زندگی رو گذاشتی روی شونه‌های من، پس تربیت بچه‌ها با خودت. من کارای مردونه رو می‌کنم و تو هم بچه‌ها رو تربیت کن. اگه فردا روز بچه‌ها بد تربیت شدند، نگی تقصیر توه. یادت باشه که خودت بد تربیت کردی. می‌دونی که توان کار مردونه ندارم، ولی سعی می‌کنم انجام بدم و بشم مرد خونه به‌شرطی که تو بچه‌ها رو تربیت کنی.» بعدها شنیدم شب شهادتت از ساعت دوازده تا چهار صبح با دوستی صحبت کردی و به‌صورت شفاهی وصیت کردی. شنیدم فقط دو ساعت راجع به من صحبت کردی و گفته‌ای: «بگویید خانمم از من راضی باشه. موقع خاک‌سپاری خاک کفشش را روی سرم بتکاند تا روی صورتم بریزد و جواز ورود من به بهشت شود. به او بگویید هر اتفاقی افتاد مثل همین چند سال که چیزی نگفت و سکوت کرد، بازهم سکوت کند. به او بگویید از من راضی باشد و در معراج دمی با من تنها بماند.» از معراج که آمدیم فاطمه ناراحت بود. شبش مدام می‌گفت: «من نمی‌تونم بخوابم، اون بابا، بابای من نبود!» بعداً پیکرت را برای تشییع بردند دانشگاه. چون مدت زیادی بیرون مانده بودی، دیواره خون‌ریزی کرده بودی و مجبور شدند بار دیگر غسل و کفن کنند. شست‌وشوی این بار با آب گرم بود و پنبه‌ها را برداشته و لب‌ها را به هم نزدیک کرده بودند. برای همین سجاد آمد دنبالمان: «بابای فاطمه، برای مادر فاطمه و فاطمه دعوت‌نامهٔ خصوصی داده!» وقتی خواستیم برویم مادر شهید قاسمی‌دانا و خانم حاج‌نصیری هم آمدند. سر راه فاطمه گفت: «می‌خوام برای بابام گل بخرم.» سجاد جلوی گل‌فروشی نگه داشت. فاطمه گل خرید و رفتیم معراج شهدا. پیکرت را گذاشتند زمین. رویت را که باز کردند، پنبهٔ داخل دهان و بینی‌ات را برداشته بودند. فاطمه نگاهی به صورتت کرد و گفت: «من این رو هم قبول ندارم!» گفتم: «وقتی بابا عمیق می‌خوابید چطوری می‌خوابید؟» کمی فکر کرد و گفت: «آهان همین طوری می‌خوابید!» کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨🌷✨ ❣❣❣﷽❣❣❣ ♡اسـم تو مصطـفاسـت♡ ❤️‍🩹به روایت سمیه ابراهیم پور،همسر شهید مصطفی صدر زاده 💕نویسنده: راضیه تجار 📚 قسمت صد و سی و ششم شب آمدیم خانه. دسته‌های عزاداری می‌آمدند در خانهٔ ما. دنبال فاطمه بودم، دیدم سجاد او را برده بیرون و برایش لباس سرمه‌ای با کت سفید و چادر و روسری خرید. بعد او را برده پارک و شامم پیتزا به او داده. شب هم همان‌جا نگهش داشت و او را بغل گرفت تا خوابش برد. دایی مهربان! یعنی دخترمان بی‌پدر شده بود؟! روزهای بعد از شهادت سخت‌تر از خود شهادت است. وقتی از حضرت سجاد (ع) می‌پرسند: «کجا از همه‌جا سخت‌تر بود؟» می‌فرماید: «الشام، الشام!» شهادت آن‌قدر اذیت نمی‌کند که حواشی آن. دیگر می‌دانم که خودم باید تمام کارهایم را به‌تنهایی انجام دهم تا برای کسی زحمتی ایجاد نکنم، حتی خرید نان را. این را از همان زمانی که به سوریه رفتی یاد گرفتم و حالا بیشتر. از کارهای روزمره، از خرید و بچه‌داری و کارهای خانه ناراحت نمی‌شوم، آنچه ناراحتم می‌کند حرف‌ها و حرکات مردم است و اینکه دیگر نمی‌توانم با تو مشورت کنم و در تصمیم‌گیری‌ها از تو کمک بگیرم. آن روزها هروقت می‌آمدی چند دقیقهٔ اول فقط نگاهت می‌کردم بدون حرف. الان هم وقتی خوابت را می‌بینم فقط نگاهت می‌کنم بازهم بدون حرف. در یادواره‌ای از کسی پرسیدم: «اگه مصطفی یه جا کم بگذاره و حواسش نباشه، بازخواست می‌شه؟» جوابش ناراحتم کرد: «بعد از شهادت پروندهٔ اعمال بسته می‌شه و دیگه بازخواستی نداره.» خیلی ناراحت شدم. آن روز از بهشت رضوان که رد شدم برای همهٔ شهدا صلوات فرستادم. برای همه به‌جز تو. گفتم: «مصطفی امشب باید تکلیف من رو روشن کنی!» برف شدیدی می‌آمد. رفتم فاطمه و محمدعلی را از خانهٔ مامانم آوردم. آن‌ها که خوابیدند نشستم و با عکست صحبت کردم مثل همین حالا. گفتم: «من سرِم نمی‌شه، باید همین امشب برایم مشخص کنی که هنوز مرد خونه هستی یا نه؟ من رو که می‌شناسی، شاید نتونی بیایی تو خوابم، ولی به خواب هرکی رفتی، همین امشب باید این مسئله رو روشن کنی!» کپی مجاز نیست ‼️ @mohgomshode313
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای فاطمیه چیکار کنیم؟❤️‍🩹 +حجت‌الاسلام رمضانی @mohgomshode313
سلام سلام امروز اومدم با یه خبر خوش❤️
انشاءالله فردا رمان زیبا و جذاب اسم تو مصطفاست تموم میشه 🥲💕
از دوشنبه قراره یه کتاب جدید داشته باشیم
انشاءالله از دوشنبه کتاب هوری ، داستان زندگی فاتح هور ، شهید علی هاشمی رو تو کانال میزارم🌷✨