با نِگاهِ
بیقَرارَت
قَلبِ مَن
تَب میکُنَد
صاحِبِ قَلب
ِتوُ بودن
میشَوَد خَیرُ العَمَل
احمدرضاحسینی
کنار پنجرهای نشستوبا لبخند گفت:
بیخیال همه آنهایۍ که کامم را در زندگی تلخ میکنند!꧇)☕️🌿
°•○●
دلِ من
تنگِ تـُو شد
ڪاش ڪہ پیدا بشوے...♥️
زمین از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرم!؟
ڪه می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم...🥀
فاضل نظرۍ