eitaa logo
محتوای تبلیغی نورالزهرا
55 دنبال‌کننده
537 عکس
169 ویدیو
81 فایل
آیدی معاون آموزش گروه تبلیغی نورالزهرا سلام الله علیها علی سروش @alisorosh1421
مشاهده در ایتا
دانلود
گوشه گیران زود در دلها تصرف میکنند بیشتر دل می برد خالی که در کنج لب است. صائب
فرصتی فرما فرو آید پریشان بر زمین تا چهل سالت شود میمیرد این روح الامین
تا کی دل من چشم به در داشته باشد ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد مرتضی اسفندقه
پرهيز از سبك شمردن نماز رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ـ لاِبنَتِهِ فاطِمَةَ عليها السلام لَمّا قالَت لَهُ : يا أبَتاه ، ما لِمَن تهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ و النِّساءِ ؟ ـ : يا فاطِمَةُ ، مَن تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ و النِّساءِ ابتَلاهُ اللّه ُ بِخَمسَ عَشَرَةَ خَصلَةً : سِتٌّ مِنها في دارِ الدُّنيا ، و ثَلاثٌ عِندَ مَوتِهِ ، و ثَلاثٌ في قَبرِهِ ، و ثَلاثٌ فِي القيامَةِ إذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ فَأمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ في دارِ الدُّنيا : فَالاُولى يَرفَعُ اللّه ُ البَرَكَةَ مِن عُمُرِهِ ، و يَرفَعُ اللّه ُ البَرَكَةَ مِن رِزقِهِ ، و يَمحُو اللّه ُ عزّ و جلّ سيماءَ الصّالِحينَ مِن وَجهِهِ ، و كُلُّ عَمَلٍ يَعمَلُهُ لا يُؤجَرُ عَلَيهِ ، و لا يَرتَفِعُ دُعاؤُهُ إلَى السَّماءِ ، و السّادِسَةُ لَيسَ لَهُ حَظٌّ في دُعاءِ الصّالِحينَ و أمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ عِندَ مَوتِهِ فَأَوَّلُهُنَّ أنَّهُ يَموتُ ذَليلاً ، و الثّانيَةُ يَموتُ جائِعًا ، و الثّالِثَةُ يَموتُ عَطشانًا ؛ فَلَو سُقيَ مِن أنهارِ الدُّنيا لم يَروَ عَطَشُهُ و أمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ في قَبرِهِ : فَأَوَّلُهُنَّ يُوَكِّلُ اللّه ُ بِهِ مَلَكًا يَزعَجُهُ في قَبرِهِ ، و الثّانيَةُ يُضَيِّقُ عَلَيهِ قَبرَهُ ، و الثّالِثَةُ تَكونُ الظُّلمَةُ في قَبرِهِ . و أمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ يَومَ القيامَةِ إذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ : فَأَوَّلُهُنَّ أن يُوَكِّلَ اللّه ُ بِهِ مَلَكًا يَسحَبُهُ عَلى وَجهِهِ و الخَلائِقُ يَنظُرونَ إلَيهِ ، و الثّانيَةُ يُحاسَبُ حِسابًا شَديدًا ، و الثّالِثَةُ لا يَنظُرُ اللّه ُ إلَيهِ و لا يُزَكّيهِ و لَهُ عَذابٌ أليمٌ .[فلاح السائل : 22 .] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ دخترش فاطمه عليها السلام كه پرسيده بود: اى پدر مردان و زنانى كه نمازشان را سبك مى شمرند چه (جزايى) دارند؟ ـ فرمود: اى فاطمه، هر كس ـ از مردان يا زنان ـ نمازش را سبك بشمرد ، خداوند او را به پانزده خصلت مبتلا مى كند: شش خصلت در دنيا، سه خصلت هنگام مرگش، سه خصلت در گورش و سه خصلت در قيامت هنگامى كه از گورش بيرون مى آيد. امّا آنچه در دنيا به او مى رسد: خداوند بركت را از عمرش بر مى دارد و نيز از روزيش ، سيماى صالحان را از چهره اش مى زدايد، به هر عملى كه انجام مى دهد پاداشى داده نمى شود، دعايش به آسمان نمى رود و ششم اينكه براى او در دعاى صالحان نصيبى نيست و امّا آنچه هنگام مرگش به او مى رسد: نخستين آن ها اين است كه خوار مى ميرد، دوم گرسنه مى ميرد و سوم، تشنه مى ميرد، پس اگر از نهرهاى دنيا به او بنوشانند، سيراب نمى شود و امّا آنچه در گورش به او مى رسد: نخستين آن ها اين است كه خداوند فرشته اى مى گمارد تا او را در گورش آشفته سازد، دوم اينكه گورش را بر او تنگ مى كند و سوم اينكه گورش تاريك است. و امّا آنچه روز قيامت هنگام بيرون آمدن از گورش به او مى رسد: نخستين آن ها اين است كه خداوند فرشته اى مى گمارد تا او را با صورت (روى زمين) بكشد در حالى كه مردم به او مى نگرند، دوّم اينكه بازخواست سختى مى شود و سوّم اينكه خداوند به او نمى نگرد و پاكش نمى سازد و عذابى دردناك دارد.
فرصتی فرما فرو آید پریشان بر زمین تا چهل سالت شود میمیرد این روح الامین صلی الله علیه و آله و سلم
غزل شمارهٔ ۱۴۱ هر که دلارام دید از دلش آرام رفت چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بیدل بدیم پرده برانداختی کار به اتمام رفت ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت عارف مجموع را در پس دیوار صبر طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت آخر عمر از جهان چون برود خام رفت ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان راه به جایی نَبُرد هر که به اَقدام رفت همت سعدی به عشق میل نکردی ولی می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت
شعر تا کی‌ دل‌ من‌ چشم‌ به‌ در داشته‌ باشد/ مرتضی اميری اسفندقه تا کی‌ دل‌ من‌ چشم‌ به‌ در داشته‌ باشد ای‌ کاش‌! کسی‌ از تو خبر داشته‌ باشد آن‌ باد که‌ آغشته‌ به‌ بوی‌ نفس‌ توست‌ از کوچه‌ ما کاش‌ گذر داشته‌ باشد هر هفته سر خاک تو می‌آیم اما این خاک اگر قرصِ قمر داشته باشد این کیست که خوابیده به‌جای تو در این خاک؟ از تو خبری چند مگر داشته باشد خاکستری از آن همه آتش دل این خاک از سینه من سوخته‌تر داشته باشد آن‌ روز که‌ می‌بستی بار سفرت‌ را گفتی به‌ پدر هر که‌ هنر داشته‌ باشد باید برود هرچه‌ شود گو بشو و باش‌ بگذار که‌ این‌ جاده‌ خطر داشته‌ باشد گفتی: نتوان‌ ماند از این‌ بیش، یزیدی‌ است‌ هرکس‌ که‌ در این‌ معرکه‌ سر داشته‌ باشد باید بپرد هر که‌ در این‌ پهنه‌ عقاب‌ است‌ حتی‌ نه‌ اگر بال‌ و نه‌ پر داشته‌ باشد کوه‌ است‌ دل‌ مرد، ولی‌ کوه، نه‌ هر کوه‌ آن‌ کوه‌ که‌ آتش‌ به‌ جگر داشته‌ باشد کوهی‌ که‌ بنوشد، به مکد، شیره خورشید کوهی‌ که‌ ستاره، که‌ سحر داشته باشد آن‌ کوه‌ که‌ نایاب‌ترین معدن دُر اوست آن کوه که در سینه گهر داشته باشد کوهی‌ که‌ جوابت‌ بدهد هرچه‌ بگویی‌ کوهی‌ که‌ در آن‌ نعره‌ اثر داشته‌ باشد کوهی‌ که‌ عبا باشدش‌ از شعشعه نور عمامه‌ای‌ از ابر به‌ سر داشته‌ باشد آن کوه که یاقوت، که یاقوت شهادت در دامنه، در کتف و کمر داشته باشد این‌ تاک‌ که‌ با خون‌ شهیدان‌ شده‌ سیراب‌ تا چند در آغوش‌ تبر داشته‌ باشد دردا...! اگر از خوشه این‌ شاخه سرشار بیگانه‌ ثمر چیده‌ و بر داشته‌ باشد باید بروم هرچه شود گو بشو و باش بگذار که این جاده خطر داشته باشد عشق‌ است‌ بلای‌ من‌ و من‌ عاشق‌ عشقم‌ این‌ نیست‌ بلایی‌ که‌ سپر داشته‌ باشد رفتی‌ و من‌ آن‌ روز نبودم، دل‌ من‌ هم‌ تا با تو سرِ سیر و سفر داشته‌ باشد رفتی و زنت منتظر نو قدمی بود گفتی به پدر: کاش پسر داشته باشد گفتی که پس از من چه پسر بود، چه دختر باید که به خورشید نظر داشته باشد باید که خودش باشد: آزاده و آزاد نه زور و نه تزویر و نه زر داشته باشد اینک پسری از تو یتیم است در اینجا در حسرت یک شب که پدر داشته باشد برگرد، سفر طول‌ کشید ای‌ نفس‌ سبز تا کی‌ دل‌ من‌ چشم‌ به‌ در داشته‌ باشد؟! مرتضی امیری اسفندقه
هدایت شده از حدیث اشک
اِشْفَعی لَنا حق با سلوک تو، عرفان درست کرد از خاک پای تو، انسان درست کرد دست شفاعتت، باران رحمتت از نا امیدی ام، ایمان درست کرد معصومه جان! خدا، وقت زیارتت با `اِشْفَعی لَنا”، غفران درست کرد نزدیک صبح زود، اطراف صحن تو بال فرشته ها، ایوان درست کرد یک بار عاشقی، از سفره ات چشید علامه گشت و المیزان درست کرد ابر تغزلم، نام تو را که برد از بس لطیف بود، باران درست کرد قم بس که ذوق داشت، از اینکه آمدی با آب شور خود، سوهان درست کرد این نکته را بپرس، از شاعران قم حال حرم چقدر، دیوان درست کرد هر جاده‌ای که از تهران به قم رسید آغاز راه بود، پایان درست کرد حسین صیامی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
سلام‌الله‌علیه سلام‌الله‌علیها در عزایت آیه ی تطهیر گریه میکند دوست‌‌ و دشمن، جوان و پیر گریه میکند زود میفهمم که حال و روزم اصلا خوب نیست تا که چشمم پیش نامت دیر گریه میکند روضه خوان تا گفت یا مظلوم، دیدم فاطمه بر تو ای مظلوم بی تقصیر گریه میکند گریه‌کن‌ها رفته اند اما حسینیه هنوز در سکوتی محض دارد سیر گریه می‌کند گوشه ای تنها نشسته اشک میریزد رباب آه، این زن واقعاً دلگیر گریه می کند یاد آن ساعت که پشت خیمه ها شاه غریب قبر را میکَند با شمشیر... گریه میکند بین خیمه ناله میزد ظهر از بی شیری اش شب چرا با سینه ی پر شیر گریه میکند سنگ ها بوسه به پیشانی طفلش میزنند مادرانه پای این تصویر گریه میکند @poem_ahl