2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_نظامی
ناگهان خواند عزیزی کربلا منتظر ماست
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
https://eitaa.com/mojahedone313
🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸
💗🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗🌸💗
💗🌸💗🌸💗
🌸💗🌸💗
💗🌸💗
🌸💗
💗
👒#دخترعموی_چادری_من
📗#پارت42
- بیا بخون ادامه اشو لطفا تو که می خونی قشنگ تر می شه.
لبخندی زدم و شروع کردم به خوندن براش که ناهار رو اوردن.
کتاب رو برداشتم که دختر عمومون گفت:
- این کتابا چیه می خونید؟ مغز تونو شست و شو می ده!
پاشا گفت:
- اولا که من از شما نظری نخواستم دوما اگر هم نظر بخوام از یه ادم با فکر نظر می خوام مثل داداشم نه تویی که هیچی حالیت نیست و تو فازی!
دختره بهت زده به پاشا نگاه کرد و گفت:
- با منی؟ من تو فازم؟
پاشا به سر و شکل ش اشاره کرد و گفت:
- یه نگاه به خودت بنداز لباست که انقدر کوتاه و زشته که نمی شه نگات کرد اصلا! یعنی انقدر ادم و به گناه می ندازی ها یه عمر می خواد دوید تا این گناهه پاک بشه انقدر هم زنجیر به این لباسات وصله دور گردن یه سگ انقدر زنجیر نیست! صورتت هم که اصلا انقدر روش کار کردی ها واقعا ادم حالش بد می شه! .
پریسا گفت:
- نه په زن خودت خوبه چشاش فقط معلومه!
پاشا گفت:
- شک نکن زن من با این کارش نشون می ده مال منه و از زیبایی هایش که مال مته مراقبت می کنه نه مثل تو که عمومی هستی!
پریسا انقدر عصبی شده بود با حرص بابا شو صدا زد که گفتم:
- می شه بس کنید؟ پریسا خانوم من چیزی بهتون گفتم انقدر متلک بار من می کنید باشه من مذهبی چادری شما نه خوب دیگه! همون طور که من به سلیقه شما احترام می زارم شما هم احترام بزار و لطفا بحث و تموم کن.
با حرص نگاهم کرد.
مشغول خوردن شدیم و بعدش دوباره راه افتادیم.
#نویسندگی_منتظر313-@khademohoseini
کپی رمان بدون ذکر منبع و حذف نویسنده حرام است🔥
https://daigo.ir/secret/21442864360
نظراتتون در مورد رمان برامون تو ناشناس بگید 🙃🌸👆🏻👆🏻👆🏻
•--------࿐✿࿐---------•
https://eitaa.com/mojahedone313💕