eitaa logo
مجردان انقلابی
13.9هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.7هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 فقط جهت تبلیغات پیام دهید 👇 @mahfel_adm متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 آدرس محفل 🤝 eitaa.com/rashidianamir eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📣📣📣📣 یک جوان انقلابی که مسئول قرآن کانال بودن از سردردهای شدید داره و قرار عکس از سرشون بندازن براثرسانحه ای ضربه یه سرشون خورده و دکتر احتمال میدن که خون توی مغزشان لخته شده و نیاز به عمل جراحی باشه در این روز پایانی دعا میکنیم که عکسشون سالم باشه و نیاز به عمل نباشه و سلامتیشون به دست بیارن و حالش وخیم لطفا با دلهای پاکتون هر چقدر می تونید ذکر امن یجیب و آیه الکرسی بخونین🙏🏻🙏🏻 @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از مجردان انقلابی
کلید مرد دکتر حبشی5.mp3
15.3M
#اقتدار_مرد_۷ #دکتر_حبشی #کلید_مرد روش های درست صحبت با همسر ✅با بکار بردن این روش ها برای خود و همسرتان زندگی رویایی بسازید #پایگاه_‌اجتماعی_مجردان_انقلابی @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام و رحمة الله عرض ادب و احترام 😍 امروز می‌خوایم سوره الهمزه رو‌ بخونیم و برای شفای جوان انقلابی که بانی قرآن جزء۳۰ بودن که هرچه زودتر سلامتیش به دست بیاره واسکن سرشون مشکلی نداشته باشه و سالم باشن نیازبه عمل جراحی مغزنداشته باشن 🌹 خیلی دعاش کنید اجرتون با امام زمان 🌹 ان شاء الله حاجت روا بشید
034- Homazah_0.mp3
991.7K
#سوره_همزه #قاری_نوجوان_یوسف_کالی_علی #ازدواج_مجردان_کانال #پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی @mojaradan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹خـاطـرات شـهـدا🌹 😂مـــرغ هـای تـخـریـبـچـی😂 اوضاع غذا بد جوری بهم ریخته بود. هرچه بیشتر میگذشت دعاها سوزناکتر میشد. دو ماه بود که در خط مقدم بودیم و ماشین تدارکات یا دیر به دیر به خدمتمان مشرف میشد یا نان و پنیر و انگور و هندونه برامون میاورد. جوری شد بود که طعم غذای پختنی داشت از یادمون میرفت. داشت یادمون میرفت که مرغ چه شکلی است یا ران مرغ کدام است و سینه اش کدام. چلو کباب چه مزه ای دارد و با لیمو ترش چه طعمی پیدا میکرد. در آن شرایط نان خشک که میخوردیم به پیشنهاد یکی از بچه ها سعی میکردیم با رجوع به خاطرات گذشته یاد غذاهای خوشمزه و پرچرب و چیلی را زنده کنیم و روحیمون ضعیف نشود تا اینکه خدای مهربان نظری کرد و در عین ناباوری ماشین تدارکات از زیر اتش توپ و خمپاره دشمن سالم به مقصد رسید و ما با دیدن پاتیل های پلو و از همه مهم تر مرغ به خودمان سیلی می زدیم که خوابیم یا بیدار. اما وقتی سر سفره نشستیم با دیدن مرغ های بی ران و بال به فکر فرو رفتیم که آنها را از کجا گیر آوردند. قدرت خدا از هر ده تا مرغ یکی ران نداشت. گر چه بچه ها دو قاشوقه می خوردند و دم نمیزدند. اما همین که شکم ها سیر شد دهن ها به کار افتاد. من رو درواسی را گذاشتم کنار و به راننده ماشین که مهمونمون شده بود گفتم: «ببینم حاجی جون می شود بپرسم این مرغ های بی ران و بال مادر زاد معلول بودند یا در جنگ به این روز افتادن؟» بچه ها که داشتند چایی بعد از ناهار میخوردن خندیدن. راننده کم نیاورد و گفت: «راسیاتش اینا رو از میدون مین جمع کردن!» زدم به پرویی و گفتم: :حدث میزدم تخریبچی هستن چون هیچکدوم ران درست و حسابی ندارند!» کمی خندیدیم و باز خدارو شکر کردیم که مارو از نعمتاش محروم نکرده. منبع: کتاب رفاقت به سبک تانک. @mojaradan